Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
TNT
مخفف کلمه تری نیتروتولوئن
Other Matches
mikes
مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
mike
مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
commie
مخفف کلمه communist
chutes
مخفف کلمه پاراشوت
commies
مخفف کلمه communist
chute
مخفف کلمه پاراشوت
ihs
مخفف کلمه یونانی عیسی
conned
مخفف کلمه عامیانه confidence اعتماد
conning
مخفف کلمه عامیانه confidence اعتماد
con
مخفف کلمه عامیانه confidence اعتماد
cons
مخفف کلمه عامیانه confidence اعتماد
trinitrotoluen
تری نیتروتولوئن
three nitro toloen
ماده منفجره تی ان تی یا تری نیتروتولوئن باروت بی دود
hyphen
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
logogriph
نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
search and replace
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
worded
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
least significant bit
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
prefix
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefixes
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
statute at large
چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
marker
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augmented
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
markers
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augment
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmenting
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
word
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augments
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
worded
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
Persian rug
[فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
to rime one word with another
یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
ring shift
جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
hypertext
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
processor
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
syllable
جزء کلمه مقطع کلمه
syllables
جزء کلمه مقطع کلمه
synonym
کلمه مترادف کلمه هم معنی
synonyms
کلمه مترادف کلمه هم معنی
lsb
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
keyword
1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
softer
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
enclitic
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
softest
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
soft
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
shift
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifted
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
softest
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
soft
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softer
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
cycle
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
acronym
مخفف
wasn't
مخفف not was
what's
مخفف is what
aren't
مخفف not are
who're
مخفف are who
who's
مخفف is who
wouldn't
مخفف not would
abbreviation
مخفف
token
[symbol, abbreviation]
مخفف
pl
مخفف جا
obj
مخفف شی
shorthand symbol
مخفف
logogram
مخفف
o'
مخفف of
abbreviations
مخفف ها
acronyms
مخفف
abbreviated
مخفف
didn't
مخفف not did
D.I.Y
مخفف!yourself it Do
mitigative
مخفف
grammalogue
مخفف
e'er
مخفف ever
ft
مخفف پا
who'll
مخفف shall who
pp
مخفف صفحات
perm
مخفف permanent
stereos
مخفف واژههای
PR
مخفف جفت
stereo
مخفف واژههای
fig.
مخفف دیاگرام
pantos
مخفف pantomime
quin
مخفف quintuplet
panto
مخفف pantomime
permed
مخفف permanent
psycho
مخفف psychotic
Fri
مخفف جمعه
pt
مخفف بخش
poss
مخفف تملک
psychos
مخفف psychotic
perms
مخفف permanent
LVs
مخفف لاویان
approx
مخفف تقریبی
perming
مخفف permanent
abbreviation
مخفف تلخیص
abbreviations
مخفف تلخیص
Jan
مخفف ژانویه
p.a
مخفف سالیانه
Lieut
مخفف Lieutenant
LV
مخفف لاویان
hrs
مخفف ساعت
HRH
مخفف والاحضرت
asst
مخفف دستیار
in.
مخفف اینچ
Aug
مخفف افزونهای
Inc
مخفف محوطه
max
مخفف maximum
masc
مخفف مذکر
Maj
مخفف Major
info
مخفف اطلاعات
hr
مخفف ساعت
HP
مخفف پرنیرو
hols
مخفف تعطیلات
oz
مخفف اونس
Apr
مخفف آوریل
Jun
مخفف ژوئن
gm
مخفف گرم
Nos
مخفف شماره
No.
مخفف شماره
kg
مخفف بشکه
km
مخفف کیلومتر
lib
مخفف liberation
nightie
مخفف nightgown
gms
مخفف گرم
mg
مخفف میلیگرم
inst
مخفف فوری
C.O
مخفف شرکت
yd
مخفف یارد
congrats
مخفف تبریک
vacs
مخفف vacation
vac
مخفف vacation
usu
مخفف معمول
Cpl
مخفف سرجوخه
Univ
مخفف جهانی
UK
مخفف بریتانیا
TVs
مخفف تلویزیون
TV
مخفف تلویزیون
tsps
مخفف teaspoon
tsp
مخفف teaspoon
deli
مخفف delicatessen
yds
مخفف یارد
BS
مخفف ترازنامه
kay
مخفف کاترین
VIP
مخفف کلمات
cal.
مخفف کالیفرنیا
cals
مخفف کالیفرنیا
reduced cues
نشانههای مخفف
Capt
مخفف ناخدا
HM
مخفف هکتومتر
shan't
مخفف کلمات not shall
cl
مخفف یک ماشین پر
condo
مخفف آپارتمان
condos
مخفف آپارتمان
yrs
مخفف سالها
yr
مخفف سال
delis
مخفف delicatessen
temps
مخفف temporary
quins
مخفف quintuplet
Sr
مخفف ارشد
sq
مخفف توالی
Sgt
مخفف گروهبان
ed.
مخفف ویرایشگر
saxes
مخفف saxophone
sax
مخفف saxophone
e.g
مخفف مثلا
et al
مخفف و دیگران
etc
مخفف و غیره
retd
مخفف در استخدام
nighties
مخفف nightgown
Feb
مخفف فوریه
fem
مخفف مونث
VIPs
مخفف کلمات
SW
مخفف southwest
Supt
مخفف Superintendent
STDs
مخفف معیار
STD
مخفف معیار
St
مخفف مقدس
tech
مخفف فنی
SS
مخفف مقدس
techs
مخفف فنی
dept
مخفف بخش
temp
مخفف temporary
depts
مخفف بخش
c/o
مخفف حوالهی نقدی
cod
مخفف delivery cashon
champed
نشخوار مخفف champion
JP
مخفف امین صلح
fl. oz
مخفف انس آبگونه
jct
مخفف چهار راه
GHQ
مخفف ستاد مرکزی
Br
مخفف اتاق خواب
cf
مخفف جلد چرمی
CFC
مخفف کلروفلورو کربن
champ
نشخوار مخفف champion
grans
مخفف مادر بزرگ
gran
مخفف مادر بزرگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com