English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
glottal مربوط به دهانه نای
Other Matches
muzzle energy انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
bay دهانه خلیج دهانه گشاد
bays دهانه خلیج دهانه گشاد
baying دهانه خلیج دهانه گشاد
bayed دهانه خلیج دهانه گشاد
tompion دهانه بند لوله توپ دهانه بند
flash defilade پنهان کردن برق دهانه توپ استتار برق دهانه توپ
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
mouthpiece دهانه
nozzles دهانه
nozzle دهانه
nose دهانه
drift loading دهانه
throat دهانه
waterways دهانه
opening دهانه
openings دهانه
yoke دهانه
estuary دهانه
throats دهانه
triforium سه دهانه
bays دهانه
baying دهانه
bayed دهانه
bay دهانه
head دهانه
waterway دهانه
mouthpieces دهانه
spanning دهانه
spans دهانه
mouths دهانه
mouthing دهانه
mouthed دهانه
estuaries دهانه
muzzle دهانه
muzzled دهانه
muzzles دهانه
muzzling دهانه
inlet دهانه
spanned دهانه
embouchure دهانه
port دهانه
noses دهانه
firth دهانه
outfall دهانه
orifice of the stomack دهانه
mouth دهانه
mouthless بی دهانه
orifices دهانه
spout دهانه
spouted دهانه
spouting دهانه
orifice دهانه
span دهانه
inlets دهانه
jetting دهانه
jetted دهانه
jets دهانه
drowned river mouth دهانه
branching bay دهانه
jet دهانه
spouts دهانه
aperture دهانه یا سوراخ
adjacent span دهانه متصل
craters دهانه اتشفشانی
point bland از دهانه لوله
spanned دهانه نظری
three necked flask بالن سه دهانه
bay دهانه انتن
theoretical span دهانه نظری
effective span دهانه موثر
the span of a bridge چشمه یا دهانه پل
bayed دهانه انتن
outlets دهانه ابگیر
apertures دهانه یا سوراخ
span دهانه نظری
bays دهانه انتن
goal mouth دهانه دروازه
baying دهانه انتن
arch span دهانه طاق
scuppered دهانه فاضلاب رو
orifice دهانه تنگ
crater دهانه اتشفشانی
orifices دهانه تنگ
bottleneck دهانه بطری
mouth of the furnace دهانه کوره
bottlenecks دهانه بطری
spark gap دهانه جرقه
sluiceway دهانه تخلیه
ostiary دهانه رودخانه
turnout دهانه ابگیر
turnouts دهانه ابگیر
ostium مدخل دهانه
cups دهانه اتشفشان
outfall دهانه خروجی
outward opening دهانه خارجی
scuppers دهانه فاضلاب رو
cupped دهانه اتشفشان
scuppering دهانه فاضلاب رو
inset دهانه وصله
multi span bridge پل چند دهانه
drop manhole دهانه ریزش
muzzle brake دافع دهانه
river mouth دهانه رودخانه
muzzle velocity سرعت دهانه
scupper دهانه فاضلاب رو
cup دهانه اتشفشان
surface water gully دهانه پاکین
surface water gully دهانه گندابرو
insets دهانه وصله
safety gap دهانه حفافت
included angle of arch دهانه کمان
muzzles دهانه توپ
joint opening دهانه یک درز
central angle of arch دهانه کمان
adjacent span دهانه متصل
carburetor jet دهانه کاربراتور
muzzling دهانه لوله
muzzling دهانه توپ
muzzles دهانه لوله
interrupter gap دهانه پلاتین
interior span دهانه داخلی
shutters دهانه بند
muzzle دهانه توپ
shutter دهانه بند
beaks دهانه لوله
muzzle دهانه لوله
beak دهانه لوله
intakes دهانه ابگیر
muzzled دهانه توپ
intake دهانه ابگیر
muzzled دهانه لوله
clear span دهانه موثر
tuyere دهانه لوله
outlet دهانه ابگیر
spanning دهانه نظری
two necked flask بالن دو دهانه
clear span دهانه ازاد
spans دهانه نظری
tuyere دهانه دم اهنگری
sphere gap دهانه جرقه کروی
squirrel refle تفنگ دهانه باریک
crater دهانه اتش فشان
muzzle دهانه لوله اسلحه
auxiliary spark gap دهانه جرقه یدکی
point bland نزدیک به دهانه لوله
estuary دهانه مصب رود
crater دهانه کوههای ماه
eye دهانه سوراخ سوزن
rotary spark gap دهانه جرقه گردان
bore مد جلو دهانه رود
bores مد جلو دهانه رود
muzzles دهانه لوله اسلحه
shear span دهانه نیروی برشی
craters دهانه اتشفشان فرورفتگی
craters دهانه کوههای ماه
muzzling دهانه لوله اسلحه
ostiole سوراخ یا دهانه کوچک
craters دهانه اتش فشان
crater دهانه اتشفشان فرورفتگی
muzzled دهانه لوله اسلحه
spark gap modulator تحمیل گر دهانه جرقهای
uterine neck [Cervix uteri] دهانه رحم [کالبدشناسی]
block ship سد کردن دهانه کانال
eying دهانه سوراخ سوزن
eyes دهانه سوراخ سوزن
eyeing دهانه سوراخ سوزن
neck of the womb [Cervix uteri] دهانه رحم [کالبدشناسی]
braced bay دهانه مهاربندی شده
man hole دهانه بازدید ادم رو
neck of (the) uterus [Cervix uteri] دهانه رحم [کالبدشناسی]
uterine cervix [Cervix uteri] دهانه رحم [کالبدشناسی]
mid span نقطه وسط دهانه
estuaries دهانه مصب رود
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
chain pipe دهانه چاله زنجیر
port شیار هادی دهانه
cervix [of uterus] دهانه رحم [کالبدشناسی]
muzzle bag روپوش دهانه توپ
cril مانع دهانه بندر
muzzle bag دهانه بند توپ
single span deep beam تیر تیغه یک دهانه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com