Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
ablative
مربوط به مفعول به یا مفعول عنه
Other Matches
ablative
مفعول به مفعول عنه
obj
مفعول
indirect objects
مفعول
passives
مفعول
passive
مفعول
urning
مفعول
objected
مفعول
object
مفعول
objecting
مفعول
objects
مفعول
direct objects
مفعول
accusative
مفعول اتهامی
direct object
مفعول صریح
direct object
مفعول مستقیم
past participles
اسم مفعول
direct object
مفعول بیواسطه
pp
اسم مفعول
taken
اسم مفعول take
past participle
اسم مفعول
shots
اسم مفعول shoot
withdrawn
اسم مفعول withdraw
shot
اسم مفعول shoot
indirect object
مفعول غیر مستقیم
gotten
اسم مفعول فعل get
flung
اسم مفعول فعل fling
woken
اسم مفعول فعل wake
smitten
اسم مفعول فعل smite
particpially
بطوراسم فاعل یا اسم مفعول
been
اسم مفعول فعل بودن
shone
گذشته و اسم مفعول shine
shorn
اسم مفعول فعل shear
worn
اسم مفعول فعل wear
awoken
اسم مفعول فعل awake
ablative
مفعول منه صیغه الت
borne
اسم مفعول فعل bear
repaid
زمان گذشته و اسم مفعول repay
pled
زمان گذشته و اسم مفعول plead
spilt
زمان گذشته و اسم مفعول spill
swung
اسم مفعول و زمان گذشتهی swing
unstuck
زمان گذشته و اسم مفعول unstick
unwound
زمان گذشته و اسم مفعول unwind
had
زمان ماضی واسم مفعول فعل have
laid
زمان گذشته و اسم مفعول lay
fought
زمان ماضی واسم مفعول فعل fight
should
زمان ماضی واسم مفعول فعل معین shall
met
زمان ماضی واسم مفعول فعل meet
bended
زمان گذشته و اسم مفعول فعل bend
perfect infinitive
مصدری که با اسم مفعول ساخته میشودو جای ماضی کامل را میگیرد
pregnant use of a verb
بکار بردن فعل متعدی بدانگونه که مفعول ان مقدرباشدیعنی گفته نشود
reflexively
چنانکه بخود فاعل برگرد د چنانکه مفعول ان
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
germane
مربوط
related
مربوط
eight bit system
مربوط به یک
correspondent
مربوط به
as for
مربوط به
vespertinal
مربوط به شب
pertinenet
مربوط
curatorial
مربوط به
relevant
مربوط
apposite
مربوط
proper
مربوط
irrelevant
نا مربوط
coherent
مربوط
pertinent
مربوط به
pertinent
مربوط
cretaceous
مربوط به گچ
lineal
مربوط به خط
caprine
مربوط به بز
correspondents
مربوط به
condequent
مربوط
coordinate
مربوط
for
مربوط به
hydraulic
مربوط به اب
affined
مربوط
pertaining
مربوط به
dictoral
مربوط به دکتری
affiliated
مربوط ساختن
affiliate
مربوط ساختن
affiliates
مربوط ساختن
aeronautical
مربوط به فضانوردی
computational
مربوط به یک محاسبه
existential
مربوط به هستی
affiliating
مربوط ساختن
hypophyseal
مربوط به هیپوفیز
corresponsive
مربوط بیکدیگر
budgetary
مربوط به بودجه
electrically
مربوط به الکتریسیته
retired
مربوط به بازنشستگی
collegial
مربوط به دانشکده
commisural
مربوط به درزوپیوندگاه
divisional
مربوط به تقسیم
fistulous
مربوط به ناسور
four dimensional
مربوط به بعدچهارم
mammary
مربوط به پستانداران
gallinaceous
مربوط بماکیان
garlicky
مربوط به سیر
genethliac
مربوط به طالع
mammary
مربوط به پستان
glossal
مربوط به زبان
glyptic
مربوط به حکاکی
goidelic
مربوط بسلت
womanish
مربوط به زن یا زنان
haemic
مربوط بخون
Hellenic
مربوط به یونان
polar
مربوط به قطب
hawaiian
مربوط به هاوایی
filiate
مربوط ساختن
faunae
مربوط به جانوران
vehicular
مربوط به خودرو
domiciliary
مربوط به خانه
personal
مربوط به کسی
contiguous
مربوط بهم
hydrostatic
مربوط به فشار اب
hydropic
مربوط به استسقاء
hydrographic
مربوط به اب نگاری
prospective
مربوط به اینده
horsy
مربوط به اسب
parental
مربوط به والدین
communists
مربوط به کمونیسم
communist
مربوط به کمونیسم
operatic
مربوط به اپرا
climatic
مربوط به اب وهوا
expiratory
مربوط به زفیر
hominoid
مربوط به بشر
polar
مربوط به قط بها
marital
مربوط به زناشویی
municipal
مربوط به شهرداری
ameba
مربوط به امیب
attached
مربوط متعلق
valedictory
مربوط به خداحافظی
amazonian
مربوط به امازونها
aluminous
مربوط به الومینیوم
aguish
مربوط به تب و لرز
ameban
مربوط به امیب
amebic
مربوط به امیب
familial
مربوط به خانواده
surgical
مربوط به جراحی
psychiatric
مربوط به روانپزشکی
concern
مربوط بودن به
anglian
مربوط به نژاد
anent
در مشارکت با مربوط به
analitical
مربوط به تجزیه
ammino
مربوط به امونیاک
ameboid
مربوط به امیب
military
مربوط به نظام
agrologic
مربوط بخاکشناسی
nasal
مربوط به بینی
nautical
مربوط به کشتیرانی
fractional
مربوط به بخشها
fractional
مربوط به بخشهایی
fossils
مربوط بادوارگذشته
fossil
مربوط بادوارگذشته
racing
مربوط بمسابقه
outbound
مربوط به خارج
dependent
مربوط محتاج
ovarian
مربوط به تخمدان
baronial
مربوط به بارون
circumstantial
مربوط به موقعیت
commercial
مربوط به تجارت
adulterous
مربوط به زنا
textual
مربوط به متن یا نص
achaian
مربوط به اخائیه
achaean
مربوط به اخائیه
American
مربوط بامریکا
Americans
مربوط بامریکا
acetarious
مربوط به سالاد
concerns
مربوط بودن به
anal
مربوط به مقعد
centenarian
مربوط به قرن
centenarians
مربوط به قرن
calligraphic
مربوط به خطاطی
c
مربوط به کامپیوتر
brumal
مربوط به زمستان
britannic
مربوط به بریتانیا
feminine
مربوط به جنس زن
my
مربوط بمن
geriatric
مربوط به پیری
caloric
مربوط به کالری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com