English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
Xerox PARC مرکز توسعه aerox که یک محدوده وسیع از محصولات از قبیل mouse و GVT ساخته است
Other Matches
broadloom ساخته شده درکارگاه وسیع
developments توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
development توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
enlarging توسعه دادن وسیع کردن
enlarges توسعه دادن وسیع کردن
enlarged توسعه دادن وسیع کردن
enlarge توسعه دادن وسیع کردن
R & D سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
housed 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
cost plus contracts قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
development رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
enhancing در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhanced در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
enhance در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
developments رشد و توسعه اقتصادی ارایش دادن زمین توسعه وضعیت
enhances در یک IBM PC توسعه EMS روش استاندارد توسعه حافظه اصلی در PC
Xerox Network System پروتکل شبکه ساخت aerox که پایهای برای پروتکلهای شبکه novell IPX است
characteristics of underdeveloping مشخصات کشورهای در حال توسعه ویژگیهای توسعه نیافتگی
medical assemblage مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
international development association مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
weather central مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
centrifugal با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
such as از قبیل
type قبیل
types قبیل
typed قبیل
provision center مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
suchlike این قبیل
such این قبیل
men of that stamp این قبیل مردان
fully از قبیل هر قطعه نوری یا نهانی
he is not of that type ازان قبیل اشخاص نیست
studding مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
center mark علامت مرکز نشانه مرکز
mouses مقابل حساسیت Mouse
mouse مقابل حساسیت Mouse
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
outreach توسعه یافتن توسعه
wimps POINTERS ,MOUSE ,ICON ,WINDOW
wimp POINTERS ,MOUSE ,ICON ,WINDOW
dilly وسائط نقلیه مختلف از قبیل ارابه و کامیون و غیره
administrators شخصی که مراقب شبکه است و وفایفی از قبیل نصب
administrator شخصی که مراقب شبکه است و وفایفی از قبیل نصب
panels نمایشگر ویدیو و mouse را نگه می دارد
righted دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
right دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
panel نمایشگر ویدیو و mouse را نگه می دارد
righting دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
borrows عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
arithmetic مربوط به توابع ریاضی از قبیل جمع و تفریق و تقسیم و ضرب
contraband of war قاچاق اسلحه ومهمات جنگی و متفرعات ان از قبیل بنزین و لاستیک
borrow عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrowed عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
whole blood center مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
mouse فلش کوچک ری صفحه نمایش که با حرکت mouse
mouses فلش کوچک ری صفحه نمایش که با حرکت mouse
mouses که از mouse و نه صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند
mouse که از mouse و نه صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند
arithmetic محاسباتی که روی اعداد انجام می شوند از قبیل جمع و تفریق و ضرب و تقسیم
endorsee کسی که برات یا هر سنددیگری از قبیل چک و سفته در وجه او فهر نویسی و به او تسلیم میشود
input output table و محصولات
click نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
clicks نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
clicked نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
far-reaching وسیع
largest وسیع
larger وسیع
large وسیع
panoramic وسیع
captious وسیع
champaign وسیع
abroad وسیع
of a wide scope وسیع
capacious وسیع
roomier وسیع
roomiest وسیع
spacious وسیع
vasty وسیع
extensive وسیع
far reaching وسیع
roomy وسیع
vast وسیع
ample وسیع
immense وسیع
physical record همه اطلاعات از قبیل داده کنترل برای رکورد ذخیره شده در سیستم کامپیوتری
break bulk تفکیک محصولات
raw products محصولات ناتمام
raw products محصولات اولیه
domestic products محصولات داخلی
home product محصولات ملی
home product محصولات داخلی
production adviser مشاوره محصولات
agricultural products محصولات کشاورزی
design طراحی محصولات
designs طراحی محصولات
primary products محصولات اولیه
primary products محصولات پایه
joint products محصولات مشترک
waste product محصولات زائد
arrow pointer پیکان کوچکی است که می توانید آنرا با استفاده از mouse حرکت دهید
left handed mouse تشخیص Mouse به طوری که کار دو دگمه از پیش مشخص شده است
doubled ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
double ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled up ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
to cover much ground وسیع بودن
widest نامحدود وسیع
widest فراخ وسیع
heavy advertising تبلیغات وسیع
comprehensive وسیع محیط
widish نسبتا وسیع
latitudinarianism وسیع نظری
latifundia املاک وسیع
gums وسیع کردن
gumming وسیع کردن
gummed وسیع کردن
gum وسیع کردن
superhighways جاده وسیع
superhighway جاده وسیع
immensely بطور وسیع
extensive agriculture کشاورزی وسیع
extensive cultivation زراعت وسیع
vastly بطور وسیع
broadly بطور وسیع
wide فراخ وسیع
wide نامحدود وسیع
wider فراخ وسیع
room وسیع تر کردن
rooms وسیع تر کردن
capaciously بطور وسیع
wider نامحدود وسیع
plausive وسیع محتمل
Schedule+ برنامه نرم افزاری که حاوی اصول مدیریت اطلاعات شخصی از قبیل تقویم روزانه است
by product cock oven plant محصولات فرعی کک سازی
producer advertising تبلیغ محصولات صنعتی
average costs معدل هزینه کل محصولات
cash crops محصولات نقدی مانند
break bulk agent عامل تفکیک محصولات
by product recovery بازده محصولات فرعی
product planning برنامه ریزی محصولات
steppes جلگه وسیع بی درخت
large minded دارای فکر وسیع
broad minded دارای فکر وسیع
steppe جلگه وسیع بی درخت
business نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
toxicogenic تولید کننده محصولات سمی
production تولید حجم بزرگ محصولات
productions تولید حجم بزرگ محصولات
businesses نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
by product coking practice محصولات فرعی کوره کک سازی
by product oven محصولات فرعی کوره کک سازی
supplying تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supply تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplied تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
root crop محصولات دارای ریشههای خوراکی
root crops محصولات دارای ریشههای خوراکی
absolute address وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
Media Player برنامه ویندوز که به کاربر امکان نصب سخت افزار چندرسانهای از قبیل صدا و تصویر متحرک و فایلهای ویدیو
critical raynold's number عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
avenuse خیابان وسیع راهرو باغ
broadcasts توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
broadcast توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
ground swell طغیان شدید و وسیع اب اقیانوس
large scale نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large scale production method روش تولیدبه مقیاس وسیع
large-scale نسبتا زیاد بمعیار وسیع
production ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
productions ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
click دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
mouses خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
righted منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righting منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
right منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
mouse خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
clicked دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
importing بردن محصولات به کشوری برای فروش
import بردن محصولات به کشوری برای فروش
agricultural price policy سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
imported بردن محصولات به کشوری برای فروش
factories ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
finished product محصولات اماده برای توزیع ومصرف
factory ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
basic crops محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
region محوطه بسیار وسیع وبی انتها
regions محوطه بسیار وسیع وبی انتها
crown green bowls بولینگ بین دو بازیگر در چمن وسیع
hidden momentum of population growth به دلیل این که یک جمعیت وسیع جوان
digital research inc یک شرکت نرم افزاری که محصولات زیادی دارد
modular construction ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
finder واسط کاربر گرافیکی به Macintosh اجازه دادن به کابر به مشاهده فایل ها و شروع برنامههای کاربردی با استفاده از Mouse
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com