English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
Other Matches
international switching center مرکز سوئیچینگ بین المللی
switching device تجهیزات سوئیچینگ
faulty switching سوئیچینگ ناقص
no load switching سوئیچینگ بی باری
switching theory تئوری سوئیچینگ
telephone switching technique فن سوئیچینگ تلفن
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
medical assemblage مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
weather central مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
centrifugal با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
provision center مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
center mark علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
whole blood center مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
succursal فرعی
inferiors فرعی
inferior فرعی
adjunct فرعی
accessory فرعی
second class فرعی
minor فرعی
half deck پل فرعی
extrinsic فرعی
sub dam سد فرعی
secondary فرعی
accessorial فرعی
adjuncts فرعی
by فرعی
petty فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
byeffect اثر فرعی
by-effect اثر فرعی
subsidiary فرعی
subsidiaries فرعی
incident فرعی
branch lines خط فرعی
incidents فرعی
adverse reaction اثر فرعی
secondary effect اثر فرعی
ancillary فرعی
lateral فرعی
derivatives فرعی
derivative فرعی
min فرعی
subalterns فرعی
subaltern فرعی
tributaries فرعی
tributary فرعی
branch line خط فرعی
spillover effect اثر فرعی
articulated connecting rod شاتون فرعی
an off street کوچه فرعی
by product محصول فرعی
by pass گذرگاه فرعی
secondary position موضع فرعی
alternate position موضع فرعی
accessory substances مواد فرعی
nervus accessorius عصب فرعی
alternative airfield فرودگاه فرعی
by product فراورده فرعی
auxiliary switch کلید فرعی
avocation کار فرعی
probative حقایق فرعی
by pass لوله فرعی
by lane کوچه فرعی
auxiliary activity فعالیت فرعی
bye election انتخابات فرعی
by election انتخابات فرعی
bracteole برگچه فرعی
borrowed light نورگیر فرعی
blessed folder مخزن فرعی
bayou نهرکوچک یا فرعی
by path جاده فرعی
spur track جاده فرعی
bypath جاده فرعی
backway جاده فرعی
subsidiaries متمم فرعی
adjunct صفت فرعی
adjuncts صفت فرعی
by-products محصول فرعی
subsections قسمت فرعی
subsection قسمت فرعی
subsidiary متمم فرعی
side effect اثر فرعی
side-effect اثر فرعی
bypass مسیر فرعی
bypasses مسیر فرعی
bypassing مسیر فرعی
corollaries نتیجه فرعی
bypassed مسیر فرعی
corollary نتیجه فرعی
subcommittee کمیته فرعی
appendage دستگاه فرعی
appendages دستگاه فرعی
wayside ایستگاه فرعی
sideshow نمایش فرعی
sideshows نمایش فرعی
affluent رود فرعی
episode داستان فرعی
episodes داستان فرعی
by-product محصول فرعی
side issues مسئله فرعی
side issues موضوع فرعی
subcommittee کمیسیون فرعی
subcommittees کمیته فرعی
subcommittees کمیسیون فرعی
inset نقشه فرعی
insets نقشه فرعی
side issue موضوع فرعی
side issue مسئله فرعی
accessory nerve عصب فرعی
side show نمایش فرعی
subdirectory فهرست فرعی
subfamily خانواده فرعی
subfamily تیره فرعی
subsidiary company شرکت فرعی
subgenus جنس فرعی
subgenus تیره فرعی
subharmonic هماهنگ فرعی
subinterval فاصله فرعی
subspace فضای فرعی
submenu منوی فرعی
subclass شعبه فرعی
subclass طبقه فرعی
side show موضوع فرعی
sidepiece چیز فرعی
sideway فرعی از پهلو
slave station ایستگاه فرعی
stop street خیابان فرعی
sub contractor پیمانکار فرعی
sub network شبکه فرعی
sub sector بخش فرعی
sub station پست فرعی
subagency نمایندگی فرعی
suborder راسته فرعی
substation ایستگاه فرعی
annexe ساختمان فرعی
jamb-shaft ستون فرعی
lay-shaft میله فرعی
DIVERSION راه فرعی
substrate شکل فرعی
sugroup دسته فرعی
tine شاخ فرعی
token money پول فرعی
underplot داستان فرعی
byway راه فرعی
byways راه فرعی
subordinate clause جملهوارهی فرعی
subordinate clauses جملهوارهی فرعی
walk-on بازیگر فرعی
extension شماره فرعی
by product نتیجه فرعی
derived unit واحد فرعی
secondary unit واحد فرعی
derived units واحدهای فرعی
derived units احاد فرعی
diverticulum جاده فرعی
dixings ارایشهای فرعی
dog leg شاخه فرعی
extension telephone تلفن فرعی
floor jack اهرم فرعی
daughter chain زنجیر فرعی
cotype نوعی فرعی
by product material فراورده فرعی
by way راه فرعی
by work کار فرعی
byname اسم فرعی
byroad جاده فرعی
subcultures فرهنگ فرعی
colonnette ستون فرعی
consequent pole قطب فرعی
coproduct محصول فرعی
incidental effect اثر فرعی
incidentals اقلام فرعی
intercardinal headings جهات فرعی
retort tar قطران فرعی
rootlet ریشه فرعی
second fiddle شخص فرعی
secondary markets بازارهای فرعی
secondary port بندر فرعی
secondary stairs پلکان فرعی
secondary stress خستگی فرعی
side dish غذاهای فرعی
side effects اثرات فرعی
side line occupations مشاغل فرعی
radicle فرعی نازک
quadrantal points جهات فرعی
intercardinal points جهات فرعی
lay shaft میله فرعی
link road راه فرعی
minor arts هنرهای فرعی
minor constituent عنصر فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com