Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
interference
مزاحمت مهرههای خودی شطرنج
Other Matches
living chess
شطرنج با مهرههای جاندار
batteries
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
battery
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
line crosser
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
domino
یکی از مهرههای بازی دومینو
spine
ستون فقرات مهرههای پشت
spines
ستون فقرات مهرههای پشت
interspinal
ولقع در میان مهرههای پشت
dominoes
یکی از مهرههای بازی دومینو
sicilian attack
حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
rachis
اندام ساقهای یا محوری مهرههای پشت
interspinalis
ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
unearthly hour
<idiom>
مزاحمت
fracas
مزاحمت
interferes
مزاحمت
interfere
مزاحمت
disturbances
مزاحمت
interfered
مزاحمت
disturbance
مزاحمت
parasitism
مزاحمت
affray
مزاحمت
distribance
مزاحمت
nuisance
مزاحمت
nuisances
مزاحمت
discommodity
مزاحمت
obtrusion
تصدیع مزاحمت
obtrusiveness
مزاحمت فضولی
public nuisance
مزاحمت عمومی
disturbance
ناراحتی مزاحمت
troubling
مزاحمت زحمت
troubles
مزاحمت زحمت
trouble
مزاحمت زحمت
Drop dead
<idiom>
کم کردن مزاحمت
public nuisances
مزاحمت عمومی
windage
مزاحمت هوا
disturbances
ناراحتی مزاحمت
trade
مزاحمت مبادله کالا
traded
مزاحمت مبادله کالا
abator
رفع مزاحمت کننده
troubler
موجب تصدیع خاطر مزاحمت
palnut
مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
friendlier
خودی
friendlies
خودی
friendliest
خودی
friendly
خودی
we group
گروه خودی
home
زمین خودی
own goals
گل به دروازه خودی
own goal
گل به دروازه خودی
internal heating
گرمایش خودی
spontaneity
خود به خودی
chicks
هواپیمای خودی
in group
گروه خودی
homeling
بازیگر خودی
friendly state
کشور خودی
friendly forces
نیروهای خودی
spontaneous
خود به خودی
upcourt
سبد خودی
blue forces
نیروهای خودی
insider
خودی خودمانی
insiders
خودی خودمانی
friendliest
نیروی خودی
familiar
مانوس خودی
relative
خودی نسبی
homes
زمین خودی
friendly
نیروی خودی
self directed
پیش خودی
friendlies
نیروی خودی
friendlier
نیروی خودی
spontaneous remission
بهبود خود به خودی
To assert oneself . To display ones merit .
خودی را نشان دادن
spontaneous recovery
بهبود خود به خودی
to report somebody
[to the police]
for breach of the peace
از کسی به خاطر مزاحمت راه انداختن
[به پلیس]
شکایت کردن
shore duty
ماموریت کار در ساحل یاپایگاه خودی
ingross
جمع اوری کردن نیروی خودی
critical build up resistance
مقاومت بحرانی برای تحریک خودی
smoke screen
پرده پوشش دودبرای استتار یکانهای خودی
short round
گلولهای که اشتباها روی قوای خودی فرود می اید
positive control
کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
mix up, caution
موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
warned protected
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
icing
ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
warned exposed
قابلیت اسیب پذیری نیروهای خودی نسبت به انفجار اتمی
dispatch route
جاده تحت کنترل خودی درزمان مشخص مسیر اعزام پرسنل
squawking
در رهگیری هوایی یعنی روشن کردن دستگاه شناسایی دشمن و خودی و کار با ان
squawks
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawk
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
hovering acts
قوانینی که بر رفت و امد کشتیهای خودی و اجنبی در محدوده معینی ازابهای کشور حکمفرمایی میکند
manipulative deception
تغییر فرکانس یا دستکاری دروسایل فرستنده خودی برای گول زدن دشمن فریب رادیویی عمدی
touchdowns
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
touchdown
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
enemy alien
طرفداران دشمن در خاک خودی هواداران دشمن
al fil
شطرنج
rook
رخ شطرنج
rooks
رخ شطرنج
chess
شطرنج
chequer
شطرنج
chess machine
ماشین شطرنج
chessman
مهره شطرنج
bishop pairs
دو فیل شطرنج
chequer wise
شطرنج وار
chess master
استاد شطرنج
chess board
صفحه شطرنج
chequer
خانه شطرنج
chessmen
مهره شطرنج
chess clock
ساعت شطرنج
bad bishop
فیل بد شطرنج
chess man
مهره شطرنج
chess olympiad
المپیاد شطرنج
squaring
خانه شطرنج
rapid transit
شطرنج سریع
impledge
پیاده شطرنج
rules of chess
قوانین شطرنج
lightning chess
شطرنج سریع
progressive chess
شطرنج سریع
traditional chess
شطرنج استاندارد
passer
رونده شطرنج
pignorate
پیاده شطرنج
crampet game
بازی شطرنج
chessophrenetic
متعصب شطرنج
chess oscar
اسکار شطرنج
chess problem
مسئله شطرنج
chessist
شطرنج باز
chessist
شطرنج دوست
a game of chess
یک مسابقه شطرنج
checker
خانه شطرنج
chessomania
شیفتگی شطرنج
postal chess
شطرنج مکاتبهای
piece
مهره شطرنج
queens
وزیر شطرنج
square
خانه شطرنج
masters
استاد شطرنج
mastered
استاد شطرنج
pawning
پیاده شطرنج
chessboards
تخته شطرنج
pawns
پیاده شطرنج
chessboard
تخته شطرنج
squared
خانه شطرنج
pieces
مهره شطرنج
queen
وزیر شطرنج
master
استاد شطرنج
pawned
پیاده شطرنج
man
مهره شطرنج
mans
مهره شطرنج
bishops
فیل شطرنج
bishop
فیل شطرنج
pawn
پیاده شطرنج
squares
خانه شطرنج
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
blacker
بازیگر دوم شطرنج
blacked
بازیگر دوم شطرنج
panov botvinnik attack
کارو- کان شطرنج
key
[حرکت کلیدی شطرنج]
black
بازیگر دوم شطرنج
over the board
بازی شطرنج حضوری
open tournament
تورنمنت ازاد شطرنج
open lines
خطوط باز شطرنج
open game
بازی باز شطرنج
open file
ستون باز شطرنج
open board
صحنه خلوت شطرنج
king's gambit
گامبی شاه شطرنج
modern defence
دفاع مدرن شطرنج
blackest
بازیگر دوم شطرنج
mannheim variation
واریاسیون مانهایم شطرنج
frontier line
خط وسط صفحه شطرنج
indian defence
دفاع هندی شطرنج
illegal move
حرکت غیرقانونی شطرنج
ideal position
پوزیسیون ارمانی شطرنج
helpmate
خود- ماتی شطرنج
heavy piece
سوار سنگین شطرنج
hanging pawns
پیادههای اویزان شطرنج
grunfeld's defence
دفاع گرونفلد شطرنج
isolani
پیاده ایزوله شطرنج
joke opening
دفاع مدرن شطرنج
king side
جناح شاه شطرنج
minor pieces
سوارهای سبک شطرنج
blacks
بازیگر دوم شطرنج
major pieces
سوارهای سنگین شطرنج
long castling
قلعه بزرگ شطرنج
light piece
سوار سبک شطرنج
knock out tournament
تورنمنت حذفی شطرنج
knight's tour
سفر اسب شطرنج
knight fork
چنگال اسب شطرنج
king's wing
جناح شاه شطرنج
greco counter gambit
گامبی لاتویایی شطرنج
paris gambit
گامبی پاریس شطرنج
notation
ثبت حرکات شطرنج
zonal tournament
تورنمنت منطقهای شطرنج
wood pusher
بازیگر بسیارضعیف شطرنج
white
بازیگر نخست شطرنج
weak square
خانه ضعیف شطرنج
whiter
بازیگر نخست شطرنج
whitest
بازیگر نخست شطرنج
vienna game
بازی وینی شطرنج
flag
پرچم ساعت شطرنج
united pawns
پیادههای متصل شطرنج
undoubling
خروج از دوبلگی شطرنج
Chess is my pastim (hobby).
سر گرمی من شطرنج است
wedging
گوه پیادهای شطرنج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com