English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
one day event مسابقه پرش یک روزه
Search result with all words
madison مسابقه دوچرخه سواری استقامت 6 روزه بین 2 تیم
Other Matches
skull practice کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligans مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligan مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
sack race مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
selling plater اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
to break ones fast روزه
ventage روزه
fasted روزه
fasts روزه
fast روزه
daylong یک روزه
fastest روزه
fasting روزه
daylong همه روزه
faster روزه گیر
daylily سوسن یک روزه
the f.month ماه روزه
fast روزه گرفتن
fasted روزه گرفتن
the fasting month ماه روزه
fasts روزه گرفتن
may fly حشره یک روزه
ephemerid حشره یک روزه
to keep a fast روزه داشتن
to observe a fast روزه گرفتن
fastest روزه گرفتن
eight day هشت روزه
fast day روز روزه
d. after d. همه روزه
to observe a fast روزه داشتن
faster روزه دار
fasting روزه داری
day fly مگس یک روزه
lent ماه روزه
mayfly حشرهی یک روزه
triduum عبادت سه روزه
quadrages imal چهل روزه
mayflies حشرهی یک روزه
in the next few days درهمین چند روزه
quadrages ima یاچله روزه وپرهیزنصارا
hexaemeron شش روزه افرینش یاتاریخ ان
hexahemeron شش روزه افرینش یاتاریخ ان
pentad مدت پنج روزه
set menu صورت غذای هر روزه
days sight draft برات دیداری 06 روزه
ember days روزهای روزه ودعا
seniors مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
German measles سرخک سه روزه [سرخجه] [پزشکی]
wear out one's welcome <idiom> مهمان دو روزه عزیز است
rubella {sg} سرخک سه روزه [سرخجه] [پزشکی]
I've been here for five days. پنج روزه که من اینجا هستم.
three-day measles سرخک سه روزه [سرخجه] [پزشکی]
match play مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
every dog has his day <idiom> <none> هرکسی پنج روزه نوبت اوست
simple interest سود پول بر اساس سال 063 روزه
quadrages imal وابسته به چله روزه وپرهیزکه درمیان نصارامعمول است
consumables موضوعات سادهای که در اجزای هر روزه سیستم کامپیوتری لازم اند
adjustable split die وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
three-day retreat گردهمایی سه روزه دور از مردم عمومی [برای دعا کردن، درس دینی و عبادت]
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
slalom مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slaloms مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
race مسابقه
contest مسابقه
chace مسابقه
competitions مسابقه ها
tourney مسابقه
game مسابقه
competition مسابقه
setter یک مسابقه
races مسابقه
setters یک مسابقه
raced مسابقه
tournament مسابقه
contests مسابقه ها
meets مسابقه
meet مسابقه
agonism مسابقه
match مسابقه
matches مسابقه
kyorougei مسابقه
ball games مسابقه
contested مسابقه
contesting مسابقه
chasing مسابقه
chases مسابقه
chased مسابقه
chase مسابقه
ski racer مسابقه رو
racing مسابقه
tournaments مسابقه
contests مسابقه
ball game مسابقه
events مسابقه
competitions مسابقه
event مسابقه
contest مسابقه
competition مسابقه
scurry مسابقه کوتاه
competes مسابقه دادن
racehorse اسب مسابقه
bobsledding مسابقه لوژسواری
competed مسابقه دادن
to breast the tape مسابقه دورابردن
toured یک دوره مسابقه
tour یک دوره مسابقه
bobsleighs مسابقه لوژسواری
bobsleigh مسابقه لوژسواری
invitation مسابقه دعوتی
race horse اسب مسابقه
consolation مسابقه جبرانی
tournament یک دوره مسابقه
coursing مسابقه سگدوانی
time trial مسابقه دوتمرینی
meetings یک دوره مسابقه
tournaments یک دوره مسابقه
racetrack خط سیر مسابقه
racing car اتومبیل مسابقه
friendlier مسابقه دوستانه
friendlies مسابقه دوستانه
friendliest مسابقه دوستانه
friendly مسابقه دوستانه
shot clock ساعت مسابقه
shootoff مسابقه اضافی
winner of a match برنده مسابقه
retire کناررفتن از مسابقه
retires کناررفتن از مسابقه
invitational مسابقه دعوتی
racetracks خط سیر مسابقه
touring یک دوره مسابقه
final مسابقه نهایی
invitations مسابقه دعوتی
trig خط شروع مسابقه
tours یک دوره مسابقه
racing مسابقه دهنده
compete مسابقه دادن
juniors مسابقه نوجوانان
clutch سستی در مسابقه
shooting ckock ساعت مسابقه
victor برنده مسابقه
victors برنده مسابقه
dog racing مسابقه سگدوانی
slugfest مسابقه سنگین
championship مسابقه قهرمانی
singles مسابقه انفرادی
clutching سستی در مسابقه
tourney مسابقه دادن
championships مسابقه قهرمانی
shiai مسابقه جودو
raced مسابقه سرعت
races مسابقه سرعت
clutched سستی در مسابقه
race مسابقه سرعت
clutches سستی در مسابقه
racecourse دور مسابقه
racecourses دور مسابقه
nightcap اخرین مسابقه
nightcaps اخرین مسابقه
tourney مسابقه قهرمانی
legs قسمتی از مسابقه
scurries مسابقه کوتاه
scurried مسابقه کوتاه
track meeting مسابقه دوومیدانی
tracks مسابقه دویدن
finals مسابقه نهایی
rematch مسابقه برگشت
bullfighting مسابقه گاوبازی
racing course مسافت مسابقه
racing car engine موتور مسابقه
racehorses اسب مسابقه
scurrying مسابقه کوتاه
leg قسمتی از مسابقه
single مسابقه یکنفره
finishes پایان مسابقه
finish پایان مسابقه
sculler پاروزن در مسابقه
fencing مسابقه شمشیربازی
track مسابقه دویدن
scratch line خط شروع مسابقه
tracked مسابقه دویدن
meeting یک دوره مسابقه
junior مسابقه نوجوانان
criterium مسابقه جاده
heats مسابقه مقدماتی
heat مسابقه مقدماتی
a game of chess یک مسابقه شطرنج
figure skating مسابقه اسکیت
foot race مسابقه راهپیمایی
epee مسابقه اپه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com