Total search result: 229 (12 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
intervalometer |
مسافت سنج |
jacob's staff |
مسافت سنج |
metrograph |
مسافت سنج |
odograph |
مسافت سنج |
odometer |
مسافت سنج |
taximeter |
مسافت سنج |
telemeter |
مسافت سنج |
|
|
Search result with all words |
|
vista |
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز |
vistas |
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز |
phone |
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی |
phoned |
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی |
phones |
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی |
phoning |
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی |
fetch |
مسافت طی شده با وجود بادنامساعد |
fetched |
مسافت طی شده با وجود بادنامساعد |
fetches |
مسافت طی شده با وجود بادنامساعد |
component |
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB |
components |
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB |
high |
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است |
highest |
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است |
highs |
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است |
pigeon |
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است |
pigeons |
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است |
band |
را یک مسافت کوتاه ارسال میکند |
bands |
را یک مسافت کوتاه ارسال میکند |
long |
طی مسافت زیاد توپ |
long- |
طی مسافت زیاد توپ |
longed |
طی مسافت زیاد توپ |
longer |
طی مسافت زیاد توپ |
longest |
طی مسافت زیاد توپ |
longs |
طی مسافت زیاد توپ |
distantly |
دور به مسافت زیاد |
limit |
مسافت یا مدت مسابقه |
speed |
مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت |
speeding |
مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت |
speeds |
مسافت طی شده تقسیم بر زمان حرکت |
spot |
مسافت یابی کردن |
spots |
مسافت یابی کردن |
course |
مسیر رفت و برگشت مسافت |
coursed |
مسیر رفت و برگشت مسافت |
courses |
مسیر رفت و برگشت مسافت |
infinity |
مسافت شی از دید شخصی که اشعههای نور از شی موازی دیده می شوند. |
eye |
دیدخوب با تشخیص مسافت |
eyeing |
دیدخوب با تشخیص مسافت |
eyes |
دیدخوب با تشخیص مسافت |
eying |
دیدخوب با تشخیص مسافت |
short |
مودم ارسال داده روی مسافت کوتاه |
shorter |
مودم ارسال داده روی مسافت کوتاه |
shortest |
مودم ارسال داده روی مسافت کوتاه |
densities |
دیسکی که میتواند دو بیت داده را در واحد مسافت ذخیره کند در مقایسه با دیسک استاندارد با استفاده از پردازنده پیشرفته نوشتن |
densities |
تعداد بیتهایی که در یک واحد مسافت در دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند |
density |
دیسکی که میتواند دو بیت داده را در واحد مسافت ذخیره کند در مقایسه با دیسک استاندارد با استفاده از پردازنده پیشرفته نوشتن |
density |
تعداد بیتهایی که در یک واحد مسافت در دیسک یا نوار مغناطیسی ذخیره می شوند |
distance |
مسافت |
distances |
مسافت |
long distance |
دارای مسافت زیاد |
long distance |
دارای مسافت دور |
long-distance |
دارای مسافت زیاد |
long-distance |
دارای مسافت دور |
marathon |
دو ماراتون به مسافت 09124 متر |
marathons |
دو ماراتون به مسافت 09124 متر |
darts |
پیکان اندازی 2 نفره یا 4 نفره با 3 پیکان در هربار برای هر نفر از مسافت 8 یا 9 متر |
haul |
مسافت حمل |
hauled |
مسافت حمل |
hauling |
مسافت حمل |
hauls |
مسافت حمل |
range |
مسافت |
ranged |
مسافت |
ranges |
مسافت |
mile |
مقیاس سنجش مسافت |
miles |
مقیاس سنجش مسافت |
short range |
کم مسافت |
short-range |
کم مسافت |
generation |
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود |
generations |
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود |
halving |
نیم حباب منطبق شونده درانواع دوربینها و مسافت یابها برای تراز کردن |
length |
مسافت |
lengths |
مسافت |
mileage |
مسافت طی شده به وسیله خودرو |
leg |
مسافت طی شده قایق در یک دور |
legs |
مسافت طی شده قایق در یک دور |
gap |
مسافت بین نوک هدف وصفحه نشانه از نظر کمانگیر |
gaps |
مسافت بین نوک هدف وصفحه نشانه از نظر کمانگیر |
equidistant |
دارای مسافت مساوی |
telephone |
در یک مسافت طولانی |
telephoned |
در یک مسافت طولانی |
telephones |
در یک مسافت طولانی |
telephoning |
در یک مسافت طولانی |
ranging |
مسافت یابی کردن |
ranging |
مسافت یابی |
absorption mean free path |
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب |
mean free path absorption |
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب |
air distance |
مسافت هوایی |
air distance |
مسافت طی شده به وسیله هواپیما |
air mass |
جریان تودهء عظیمی از هواکه مسافت زیادی را در سطح زمین طی میکند |
air mileage indicator |
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما |
arming range |
مسافت مسلح شدن گلوله |
astigmatizer |
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب |
attenuation mean free path |
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف |
mean free path for attenuation |
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف |
baseball throw |
مسابقه پرتاب توپ از لحاظ مسافت |
blooming train |
مسافت نورد |
broadband |
روش ارسال که چندین کانال داده را به سیگنا تبدیل میکند و آن را در یک مسافت طولانی حمل میکند |
burst range |
مسافت ترکش |
close range |
مسافت نزدیک |
coincidence adjustment |
تعیین مسافت به وسیله انطباق |
coincidence range finder |
مسافت یاب دوشاخهای مسافت یاب انطباقی |
Other Matches |
|
photo distance |
مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس |
time distance |
مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین |
mean free for scattering |
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی |
range scale |
طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت |
scattering mean free path |
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی |
short international |
مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد |
range section |
قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار |
range component |
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد |
windsor round |
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری و 63تیر از مسافت 05 متری و63 تیر از 04 متری با کمان |
vehicle stopping distance |
مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو |
road distance |
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده |
telemetering |
ارزیابی کردن موشکها مسافت سنجی کردن مسافت سنجی |
sofar |
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی |
odometry |
مسافت پیمایی |
range calibration |
تنظیم مسافت |
supporting distance |
مسافت پشتیبانی |
sight distance |
مسافت دید |
range indicator |
شاخص مسافت |
range finding |
مسافت یابی |
range finder |
مسافت یاب |
range drum |
طبله مسافت |
range determination |
تعیین مسافت |
plotting scale |
خط کش مسافت یاب |
range determination |
تخمین مسافت |
proximity fuze |
از مسافت دور |
known distance |
مسافت معلوم |
range sensing |
تخمین مسافت |
range scale |
طبله مسافت |
equidistance |
مسافت مساوی |
range adjustment |
تنظیم مسافت |
range indicator |
مقیاس مسافت |
range indicator |
طبله مسافت |
racing course |
مسافت مسابقه |
telemetry |
مسافت سنجی |
test course |
مسافت ازمایش |
training distance |
مسافت تمرین |
trochometer |
مسافت پیما |
viameter |
مسافت پیما |
rangefinders |
مسافت یاب |
long distance supply |
تغذیه مسافت دور |
leader's rule |
تعیین مسافت امن |
range finding |
تخمین مسافت کردن |
range keeper |
محاسب مسافت توپ |
macrometer |
مسافت یاب نوری |
range finder |
مسافت سنج دریایی |
measuring magnifier |
مسافت یاب دقیق |
long haul <idiom> |
مسافت دراز یا سفرکردن |
measurer whell |
چرخ مسافت سنج |
mean free path |
مسافت ازاد میانگین |
mean free path |
مسافت ازاد متوسط |
macrometer |
دوربین مسافت سنج |
range disk |
میز تصحیح مسافت |
flights shooting |
مسابقه مسافت نه هدف |
flash ranging |
مسافت یابی نوری |
ranging pole |
شاخصهای مسافت یابی |
telemeter |
دورسنج مسافت سنج |
tachometric sight |
دوربین مسافت یاب |
taximeter |
مسافت نمای تاکسی |
tachometric sight |
دوربین مسافت سنج |
tachymeter |
دوربین مسافت یاب |
range spotting |
تخمین مسافت کردن |
range table |
جدول مسافت توپ |
telephone modal distance |
مسافت مکالمه تلفنی |
range rake |
الیداد مسافت سنج |
sound ranging |
مسافت یابی صوتی |
telemetry |
مسافت سنجی رادیویی |
torpedo run |
مسافت طی شده اژدر |
range board |
میز تنظیم مسافت |
tachometer |
کیلومترشمار مسافت سنج |
safe distance |
مسافت امن اطراف مین |
To cover (traverse)long distances. |
مسافت زیادی راطی کردن |
weaving distance |
طول تلاقی مسافت همبری |
repeat range |
با همین مسافت تیراندازی کنید |
range drum |
طبله بستن مسافت به توپ |
loran |
رادار مسافت سنج دریایی |
metropolitan area network |
شبکه گسترده در مسافت محدود. |
measuring magnifier |
مسافت یاب مخصوص فواصل کم |
make time <idiom> |
بیشترین مسافت را درکمترین وقت رفتن |
mpg |
مخفف مسافت طی شده با یک گالن بنزین |
short course |
مسابقه شنا به مسافت 52 وحداکثر 05 متر |
target range |
مسافت هدف میدان تیر مشقی |
overtaking sight distance |
مسافت دید برای سبقت گرفتن |
range sensing |
تخمین زدن برد مسافت یابی کردن |
flash ranging location |
تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری |
airline |
کوتاهترین مسافت بین دو نقطهی کرهی زمین |
range marker |
شاخص مسافت یاب روی صفحه رادار |
range calibration |
تعیین دقت مسافت تنظیم برد سلاح |
tachograph |
سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو] |
speedograph |
سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو] |
black box |
سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو] |
winning post |
تیری که پایان مسافت دور را نشان میدهد |
airlines |
کوتاهترین مسافت بین دو نقطهی کرهی زمین |
telesthesia |
احساس چیزی از مسافت دوربدون دخالت حواس پنجگانه |
mileage on departure [arrival] |
اندازه مسافت طی شده در زمان حرکت [ورود] خودرو |
Is mileage included? |
آیا شامل مایل مسافت پیموده شده هم میشود؟ |
facing distance |
مسافت بین نفرات در صف برای سهولت چرخش به اطراف |
Targa |
بیتی . 2-آداپتور گرافیکی با renolation بالا مسافت Truevision |
glide ratio |
نسبت مسافت طی شده به هرپای فرود با هواپیمای بی موتور |
sextant |
وسیله اندازه گیری ارتفاع ستارگان مسافت سنج دریایی |
velocity gradiant |
میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان |
lay up |
ضربه زدن به مسافت کوتاهتر از عادی برای اجتناب از افتادن ان در مانع |
perigee |
نقطه حداقل مسافت در مدارسفینه فضایی نققه حضیض مدار سفینه |
leader's rule |
روش تعیین مسافت امن هنگام اجرای تیر بالای سربوسیله تیربار |
gunner's rule |
روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی |
photoresist |
روش تبدیل تصاویر فتوگرافیک پس از تغییر فضاهای مقاوم نسبت به نور. در مسافت PCB به کار می رود |
demurrage |
بیکار و معطل نگهداشتن کشتی بیش از مدتی که جهت بارگیری یا تخلیه یا طی مسافت مبداء به مقصد لازم است |
range resolution |
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی |
western round |
مسابقه تیراندازی زنان با 84تیر از مسافت 06 متری و84 تیر از 05 متری با کمان |
range disk |
صفحه تصحیح برد طبله تصحیح مسافت |
hyperfocal distance |
مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود |
thick Ethernet |
شبکه پیاده سازی شده با استفاده ازکابل Loaxial ضخیم و دستگاههای ارسال و دریافت برای اتصال کابلهای منشعب که میتواند مسافت طولانی را طی میکند |
wideband |
روش ارسال که حاوی چندین کانال داده روی سیگنال انتقال است و میتواند داده را در مسافت طولانی منتقل کند |
stadimeter |
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی |
range spotting |
تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن |
york round |
مسابقه تیراندازی با 07 تیراز مسافت 001 متری و 84تیر از 08 متری و 42 تیر از06 متری با کمان |
ethernet |
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور |
wand shoot |
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری برای زنان و 001 متری برای مردان با تیر و کمان |
national round |
مسابقه تیراندازی زنان با 84تیر از مسافت 06 متری و42 تیر از05 متری با تیر وکمان |
firing range |
برد تیراندازی مسافت تیراندازی |
point bland |
بسیار نزدیک در مسافت نزدیک |
st george round |
مسابقه مردان هر کدام با 63تیر در مسافت 001 متر و63 تیر در 08 متر و 63 تیردر 06 متر با تیر و کمان |
distance angle |
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف |