English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
free lance مفرد کار کردن نویسنده غیر وابسته
Other Matches
singular واژه مفرد صیغه مفرد
penster نویسنده بویژه نویسنده مزدور
singular مفرد
singularize بشکل مفرد دراوردن
I اول شخص مفرد
shalt دوم شخص مفرد حاضرفعل shall
tutoyer دوم شخص مفرد را درمکالمه بکار بردن
hath سوم شخص مفرد اززمان حاضر فعل have
an impersonal verb فعلی که فاعل معینی ندارد و جز سوم شخص مفرد است
liter any executor کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
associated وابسته وابسته کردن
associates وابسته وابسته کردن
associate وابسته وابسته کردن
associating وابسته وابسته کردن
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
authoress نویسنده زن
writers نویسنده ها
penwoman زن نویسنده
the present writer نویسنده
wordsmith نویسنده
author نویسنده
penman نویسنده
quill driver نویسنده
craftsman نویسنده
craftsmen نویسنده
scrivener نویسنده
writer نویسنده
scribbler نویسنده بد
writers نویسنده
composers نویسنده
authors نویسنده ها
composer نویسنده
technical writer نویسنده فنی
hacked نویسنده مزدور
hacks نویسنده مزدور
neoteric نویسنده تازه
devils نویسنده مزدور
drafter نویسنده پیام
garreteer نویسنده بی نوا
author نویسنده موسس
fantast نویسنده خیالپرست
hack نویسنده مزدور
report writer نویسنده گزارش
devil نویسنده مزدور
encyclopaedist نویسنده دایره المعارف
to make good as a writer نویسنده موفقی شدن
auctorial منسوب به نویسنده یا مولف
nomographer نویسنده کتاب درباره
idem همان نویسنده در همانجا
librettist نویسنده اشعار اپرا
pen-names نام مستعار نویسنده
headliner نویسنده سرمقاله روزنامه
librettists نویسنده اشعار اپرا
hagiologist نویسنده تاریخ اولیاوپیغمبران
authorial موبوط به مصنف یا نویسنده
pen name نام مستعار نویسنده
mannerisms سبک بخصوص نویسنده
miscellanist نویسنده مطالب مختلف
mannerism سبک بخصوص نویسنده
reporter جمله ساز نویسنده ناصادق
matthew نویسنده انجیل متی
bel esprit سخنران یا نویسنده باذوق
pen-name نام مستعار نویسنده
magazin نویسنده مقاله برای مجله
screenwriter نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
city editor نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
screenwriters نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
hagiographer نویسنده شرح حال مقدسین
phraseologist جمله ساز نویسنده ناصادق
wanted clerks دبیر یا نویسنده لازم است
He fabcies himself as a writer (author). به خیال خودش نویسنده است
memorialist نویسنده یاد بود یا لوحه
posthumous منتشر شده پس از مرگ نویسنده
comedist نویسنده نمایشهای خنده دار
dramaturge نویسنده داستانهای نمایشی شبیه ساز
belletrist نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
pornographer نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
tragedian نویسنده یا بازیگر نمایشهای تراژدی ومحزون
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
interactive سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
headings تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
think piece مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
heading تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
ethic روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
symbolist نویسنده یاهنرمندی که بسبک سمبولیک اثاری خلق میکند نمادگر
publicists نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
publicist نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
jude یهودا نویسنده رساله یهوداکه از رسالات عهد جدیدمسیحیان است
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
penetrative وابسته به نفوذ کردن
procreant وابسته به ایجاد کردن یا زادن
hydropathic وابسته به درمان کردن ناخوشی با اب
holotype نمونهای که نویسنده یا دانشمندی برای معرفی یک راسته یا دسته ازجانوران وگیاهان معین میکند
neutering اخته کردن وابسته به جنس خنثی
neuter اخته کردن وابسته به جنس خنثی
neutered اخته کردن وابسته به جنس خنثی
teetotal وابسته به طرفداری از منع مسکرات کردن
neuters اخته کردن وابسته به جنس خنثی
copyright که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyrights که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
sister services یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
metallurgic وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
copyrights اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
copyright اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
'The Catcher in the Rye' [by Salinger / work title] ! ناطور دشت ! یا ! ناتور دشت ! [نام رمانی اثر نویسنده آمریکایی سالینجر]
copyrights اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
copyright اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
shareware نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
contra preferentum rule درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
bakuninism اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
play off درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی
life cycle hypothesis فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
grubbed مزدور نویسنده مزدور
grub مزدور نویسنده مزدور
grubs مزدور نویسنده مزدور
germane وابسته
attached وابسته
dependent وابسته
pertianing وابسته
relevant وابسته
interdependent وابسته
tuitionary وابسته به
elfin وابسته به جن
wedded وابسته
sexual organs وابسته به
attendant وابسته
attendants وابسته
adjective وابسته
adjectives وابسته
of kin وابسته
pertaining وابسته
pyretic وابسته به تب
related وابسته
affiliate وابسته
affiliated وابسته
riverrine وابسته به
affiliates وابسته
diphtheric وابسته به
affiliating وابسته
belonging وابسته ها
febile وابسته به تب
relative وابسته
correspondents وابسته
plantar وابسته به کف پا
pyrexial وابسته به تب
hanger on وابسته
akin وابسته
elysian وابسته به
pyrexic وابسته به تب
subordinating وابسته
pertinent وابسته
aquatic وابسته به اب
dependants وابسته
dependant وابسته
correspondent وابسته
syncop وابسته به غش
appurtenant وابسته
carpal وابسته به مچ
attributable وابسته به
congenerous وابسته
commissarial وابسته به
monitorial وابسته به
subordinate وابسته
thereof=of that وابسته به ان
messianic وابسته به
subordinates وابسته
subordinated وابسته
cephalic وابسته به سر
levitical وابسته به
attache وابسته
contingent وابسته
cantabrigian وابسته به
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com