English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
duplication check مقابله از راه تکرار
Other Matches
quote تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quoted تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quotes تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
repeater coil سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
recidivism تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
emergency drill تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
repeats تکرار کردن تکرار شدن
repeat تکرار کردن تکرار شدن
check مقابله کردن مقابله
checks مقابله کردن مقابله
checked مقابله کردن مقابله
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
checked مقابله
contrast مقابله
checks مقابله
confrontation مقابله
confrontations مقابله
bucking مقابله
opposition مقابله
checking مقابله
controlment مقابله
counterview مقابله
check مقابله
contrasts مقابله
contrasting مقابله
collation مقابله
collations مقابله
transfer check مقابله
contrasted مقابله
echo check مقابله
repelled مقابله کردن
beards مقابله کردن
algebra جبر و مقابله
repels مقابله کردن
validity check مقابله اعتبار
repelling مقابله کردن
repel مقابله کردن
sequence checking مقابله ترتیبی
visual check مقابله دیداری
twin check مقابله توام
spell checker مقابله گر املائی
sight check مقابله چشمی
reciprocity مقابله به مثل
sum check مقابله جمعی
retaliation مقابله به مثل
spot checks مقابله موضعی
spot check مقابله موضعی
beard مقابله کردن
system check مقابله سیستم
collate مقابله کردن
overflow check مقابله سرریز
collated مقابله کردن
collates مقابله کردن
collating مقابله کردن
sight check مقابله نظری
sequence check مقابله ترتیب
checklist سیاهه مقابله
checks and balance کنترل و مقابله
crossecheck مقابله مجدد
cyclic check مقابله چرخهای
data check مقابله داده ها
diagnostic check مقابله تشخیصی
dynamic check مقابله پویا
parity checking مقابله توازن
parity check مقابله ایستایی
limit check مقابله حدود
loop checking مقابله حلقه
marginal check مقابله مرزی
modulo n check مقابله به پیمانه
parity check مقابله توازن
check point نقطه مقابله
check list سیاهه مقابله
selection check مقابله گزینش
cross-examination پرسش و مقابله
cross-examinations پرسش و مقابله
counter مقابله کردن
countered مقابله کردن
countering مقابله کردن
acounter مقابله کردن
arithmetic check مقابله حسابی
automatic check مقابله خودکار
bucking coil پیچک مقابله
built in check مقابله توکار
casting out nines مقابله نه نهی
check boxes جعبههای مقابله
check indicator نماینده مقابله
opposability مقابله پذیری
visual check مقابله بصری
collated مقابله وتطبیق کردن
checking program برنامه مقابله کننده
dump check مقابله حین روبرداری
reciprocate مقابله به مثل نمودن
reciprocated مقابله به مثل نمودن
reciprocates مقابله به مثل نمودن
check مقابله کردن بررسی
checked مقابله کردن بررسی
checks مقابله کردن بررسی
counter military مقابله باعملیات نظامی
collate مقابله وتطبیق کردن
collates مقابله وتطبیق کردن
check indicator مشخص کننده مقابله
collating مقابله وتطبیق کردن
hardware check مقابله سخت افزاری
longitudinal redundancy check مقابله افزونگی طولی
tick off نشان رسیدگی و مقابله
machine check interrupt وقفه مقابله ماشین
syntax checker مقابله نحوه گری
parity check مقابله کردن توازن
odd even check مقابله فرد و زوج
vertical parity check مقابله توان عمدی
Touché! خوب مقابله کردی! [در بحثی]
checkpoint restart اغازگر مجدد نقطه مقابله
programmable check مقابله برنامه ریزی شده
disaster control روش مقابله با سوانح و بلایا
i raked all algebra جبر و مقابله را زیر و روکردم
programmed check مقابله برنامه ریزی شده
rencounter با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
rencontre با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
lrc Check LongitudinalRedundancy مقابله افزونگی طولی
check-points محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoint محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoints محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
desk checking فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
on any number of occasions <adv.> به تکرار
reiteration تکرار
rehearsal تکرار
regularly [often] <adv.> به تکرار
tautology تکرار
repetition تکرار
recapitulations تکرار
tautologies تکرار
recapitulation تکرار
iterance تکرار
ingemination تکرار
frequentness تکرار
frequentation تکرار
frequence تکرار
recidivism تکرار
rehearsals تکرار
practice تکرار
often <adv.> به تکرار
epanalepsis تکرار
reduplication تکرار
iteration تکرار
frequency تکرار
a lot of times <adv.> به تکرار
frequencies تکرار
oft [archaic, literary] <adv.> به تکرار
practising تکرار
repeat تکرار
practises تکرار
practise تکرار
practicing تکرار
many times <adv.> به تکرار
repeats تکرار
renewals تکرار
duplication تکرار
renewal تکرار
replication تکرار
frequently <adv.> به تکرار
repetitions تکرار
pulse repetition تکرار ضربان
renews تکرار کردن
rehearsals تکرار مجدد
replicate تکرار کردن
repeat تکرار کنید
renew تکرار کردن
rehearsals تکرار عملیات
frequency of vibration تکرار ارتعاش
renewing تکرار کردن
reiterate تکرار کردن
reiterated تکرار کردن
rehearsal تکرار عملیات
rehearsal تکرار مجدد
reiterating تکرار کردن
reiterates تکرار کردن
iterative تکرار شده
pleonasm تکرار بیمورد
pulse repetition تکرار تپش
repeats تکرار کنید
repeats تکرار کردن
tautologic بیهوده تکرار کن
merism تکرار متشابهات
palilogy تکرار تاکیدی
iterative تکرار کننده
repeats تکرار تجدید
frequent تکرار شونده
ibidem تکرار میشود
ingeminate تکرار کردن
repeat تکرار کردن
iterable تکرار کردنی
to repeat oneself تکرار شدن
iterant تکرار کننده
iterate تکرار کردن
uses تکرار ممارست
replicated تکرار کردن
repetition of position تکرار وضعیت
repeat key کلید تکرار
use تکرار ممارست
repeat counter شمارنده تکرار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com