Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
baronetcy
مقام و مرتبه بارونی
Other Matches
baronage
مقام بارونی
baronetage
مقام و منصب بارونی
positioned
مرتبه مقام
position
مرتبه مقام
outclassing
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclasses
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclassed
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
outclass
دارای مقام بلندتری بودن از از حیث مرتبه و طبقه برتری داشتن بر
baronial
بارونی
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
ranks
مرتبه
enmasse
یک مرتبه
ranked
مرتبه
rank
مرتبه
all of a sudden
یک مرتبه
order
مرتبه
echelons
مرتبه
echelon
مرتبه
thrice
سه مرتبه
once in a whiled
یک مرتبه
nth
در مرتبه بیشمار
bond order
مرتبه پیوند
low order
مرتبه پایین
order of magnitude
مرتبه بزرگی
order of matrix
مرتبه ماتریس
places
وهله مرتبه
exalted
بلند مرتبه
manyfold
چندین مرتبه
pooh bah
عالی مرتبه
first order reflection
انعکاس مرتبه یک
first order
مرتبه اول
third order reaction
واکنش مرتبه سه
three fold
سه دفعه سه مرتبه
semidiurnal
دو مرتبه در روز
second order
مرتبه دوم
second class
دومین مرتبه
first order transition
گداز مرتبه یک
placing
وهله مرتبه
place
وهله مرتبه
hierarchies
مرتبه بندی
stair
مرتبه درجه
hierarchy
مرتبه بندی
ninth
نهمین مرتبه
ninths
نهمین مرتبه
elevated
بلند مرتبه
first order reaction
واکنش مرتبه یک
higher order factor
عامل مرتبه بالا
second order reaction
واکنش مرتبه دوم
second derivative
مشتق مرتبه دوم
pseudo first order reaction
واکنش شبه مرتبه یک
second order conditions
شرایط مرتبه دوم
spheres
مرتبه حدود فعالیت
second order factor
عامل مرتبه دوم
m
مرتبه دوازدهم یاسیزدهم
sphere
مرتبه حدود فعالیت
flare up
<idiom>
یک مرتبه عصبانی شدن
low order bit
بیت مرتبه پایین
to pull short
یک مرتبه جلوگیری کردن
top flight
اعلی ترین مرتبه
etesian
سالی یک مرتبه واقع شونده
to stop short
یک مرتبه ایستادن یا مکث کردن
third long period
تناوب بزرگ مرتبه سوم
derivatives of higher order
مشتقهای مرتبه بالا
[ریاضی]
nineteen
نوزدهمین مرتبه نوزده تایی
vellicate
دوبار دودفعه دو مرتبه دوبرابر
nineteens
نوزدهمین مرتبه نوزده تایی
ring a bell
<idiom>
یک مرتبه موضوعی را به خاطر آوردن
knight bachelor
پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
debutant
دختری که برای اولین مرتبه در جامعه وارد میشود
embassage
مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
spline
در گرافیک کامپیوتری کثیرالجملهای چند قطعهای با تدوام مرتبه اول بین قطعههای ان
berber knot
گره مراکشی که بدور دو تار دو مرتبه گره می خورد
blue book
کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
office
مقام
stages
مقام
equipotential
هم مقام
position
مقام
offices
مقام
stature
مقام
eminency
مقام
stage
مقام
eminence
مقام
foothole
مقام
pew
مقام
standing
مقام
pews
مقام
places
مقام
functions
مقام
function
مقام
rete
مقام
setting
مقام
placing
مقام
authority
مقام
status
مقام
paripassu
هم مقام
positioned
مقام
pank
مقام
functioned
مقام
settings
مقام
stand
مقام
connection
مقام
opposite number
هم مقام
place
مقام
connexions
مقام
defensive
مقام تدافع
receivership
مقام امانت
vice-chancellors
قائم مقام
peerages
مقام سناتوری
officiating
مقام رسمی
peerage
مقام سناتوری
vice chancellor
قائم مقام
vice-chancellor
قائم مقام
officiates
مقام رسمی
officiated
مقام رسمی
much
عالی مقام
doctors of eminence
پزشکان پر مقام
officiate
مقام رسمی
successor
قائم مقام
A musical tone .
مقام ( درموسیقی )
men of position
صاحبان مقام
papal dignity
مقام پاپ
in power
صاحب مقام
placer
مقام دار
prelacy
مقام اسقفی
priorate
مقام اسبق
first water
بالاترین مقام
officeholder
شاغل مقام
professoriat
مقام استادی
kaiserdom
مقام قیصر
khedivate
مقام خدیو
mastership
مقام استادی
man of place
صاحب مقام
oldman
مقام فرماندهی
locumtenens
قائم مقام
knight errantry
مقام سلحشوری
kingship
مقام سلطنت
khediviate
مقام خدیو
roll stand
مقام نورد
see of rome
مقام پاپ
senatorship
مقام سناتوری
commandery
مقام فرماندهی
colonelcy
مقام سرهنگی
office-holder
صاحب مقام
bishopric
مقام اسقفی
office-holders
صاحب مقام
attorneyship
مقام وکالت
capacity
استعداد مقام
status symbol
علامت مقام
deplume
از مقام انداختن
devil may care
بی توجه به مقام
shrievalty
مقام ومنصب
subsitute
قائم مقام
viscounty
مقام ویکنت
vizierate
مقام وزارت
viziership
مقام وزارت
wardenship
مقام ریاست
high-class
والا مقام
duumvir
شریک مقام
status symbols
علامت مقام
station
مقام مستقرکردن
post
مقام مسئولیت
priesthood
مقام کشیش
deputies
قائم مقام
directorate
مقام مدیریت
vicars
قائم مقام
vicar
قائم مقام
locums
قائم مقام
locum
قائم مقام
surreptitiously
قائم مقام
reinstatement
تثبیت در مقام
eminently
با علو مقام
deputy
قائم مقام
Highness
بلندی مقام
directorates
مقام مدیریت
stationed
مقام مستقرکردن
marquess
مقام مارکیز
marquesses
مقام مارکیز
marquis
مقام مارکیز
placing
مقام رتبه
places
مقام رتبه
marquises
مقام مارکیز
place
مقام رتبه
stations
مقام مستقرکردن
post-
مقام مسئولیت
infra dig
دون مقام
posted
مقام مسئولیت
dignitary
عالی مقام
dignitaries
عالی مقام
Highnesses
بلندی مقام
posts
مقام مسئولیت
ducal
مقام دوک
knighthoods
مقام سلحشوری
surrogates
قائم مقام
state-
مقام ورتبه
rank
سلسله مقام
ranked
سلسله مقام
ranks
سلسله مقام
capacities
استعداد مقام
substituting
قائم مقام
editorship
مقام سردبیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com