English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 173 (10 milliseconds)
English Persian
bridle مهار ناو
bridled مهار ناو
bridles مهار ناو
bridling مهار ناو
Search result with all words
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
tie متصل کردن مهار کردن مهار
ties متصل کردن مهار کردن مهار
lie نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lied نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
lies نگهداشتن ناو بدون استفاده ازلنگر یا طناب مهار
shift تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
shifted تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
shifts تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
brace مهار
braced مهار
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
restraint مهار
restraints مهار
control مهار
control کنترل کردن مهار کردن
controlling مهار
controlling کنترل کردن مهار کردن
controls مهار
controls کنترل کردن مهار کردن
anchor مهار
anchoring مهار
anchors مهار
chucking مهار کردن
chucking مهار
tractable سست مهار
bridle زنجیر مهار
bridled زنجیر مهار
bridles زنجیر مهار
bridling زنجیر مهار
halter مهار
halters مهار
fender بالشتک حایل بین طناب و محل مهار یا قایق دیگر
stay تکیه مهار
stayed تکیه مهار
sling بند مهار بند قلاب
slinging بند مهار بند قلاب
slings بند مهار بند قلاب
mooring نقطه مهار کردن قایق به ساحل
chuck مهار کردن
chucked مهار کردن
chucks مهار کردن
restrain نگهداشتن مهار کردن
restraining نگهداشتن مهار کردن
restrains نگهداشتن مهار کردن
smother شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothered شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothering شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothers شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
span مهار
spanned مهار
spanning مهار
spans مهار
bond مهار
guy مهار
guys مهار
bollard میله مهار
bollards میله مهار
anchorage مهار
anchorages مهار
binding مهار کردن بار در روی پالت
bindings مهار کردن بار در روی پالت
barricade مهار هواپیما سد جاده
barricaded مهار هواپیما سد جاده
barricades مهار هواپیما سد جاده
barricading مهار هواپیما سد جاده
uncontrolled مهار نشده
controlled مهار شده
clamp مهار کردن
clamp مهار گیره عقربک
clamped مهار کردن
clamped مهار گیره عقربک
clamping مهار کردن
clamping مهار گیره عقربک
clamps مهار کردن
clamps مهار گیره عقربک
afterbow طناب مهار سینه ناو
aircraft arresting دستگاه مهار هواپیما
aircraft arresting barrier وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aircraft arresting complex وسایل مهار هواپیما
aircraft arresting hook قلاب مهار هواپیما
aircraft arresting reset unit وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
aircraft arrestment عملیات مهار هواپیما
anchor block بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
anchor pole دیرک مهار
anchor rod میل مهار
anchored filament افروزه مهار شده
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
arresting net stanchion قلاب تور مهار هواپیما
arresting sheave ریل و سرسره مهار هواپیما
arresting sheave پل مهار هواپیما
arresting system payout بازده سیستم مهار هواپیما
arresting system purchase element وسیله ضربه گیر سیستم مهار هواپیما
ball control مهار توپ
bearing rein مهار
belaying pin مهار
blocking and chocking مهار بار روی وسیله ترابری
bolster plate صفحه برای مهار کردن
Other Matches
chainage مهار
unbridle بی مهار
make fast مهار
guide rope مهار
frenum مهار
knee brace مهار زانوئی
raker تیر مهار
martingale مهار جلو
gripping jaw فک مهار کننده
mooring line سیم مهار
cross brace مهار عرضی
tawie سست مهار
stayband حلقه مهار
foot trap مهار توپ با کف پا
guy wire سیم مهار
electrical shant مهار برقی
drogue مهار چتری
daedman مهار وزنی
prony brake مهار پرونی
mooring ring حلقه مهار
mooring pendant سیم مهار
sag rod مهار عرضی
holdfast مهار گیر
mooring rope طناب مهار
sagrod مهار عرضی
span wire سیم مهار
mooring swivel مدور مهار
topping lift مهار بالایی
wiring harness مهار سیم
restrained مهار شده
tie rod میل مهار
mooring buoy بویه مهار
knee-brace مهار زانویی
bollard تیر مهار
angle-tie مهار گوشه
angle-tie مهار قطری
leg trap مهار توپ با ساق پا
restraining forces نیروهای مهار کننده
buoy pendant زنجیر مهار بویه
mooring swivel خودگر مهار مین
forward bow spring طناب مهار کشتی
chucking automatic مهار کردن خودکار
clamping fixture گیره مهار کننده
clamping sleeve مفصل مهار کننده
mooring line طناب مهار مین
moorage محل مهار کشتی
tie down مهار هواپیما یا کشتی
escalate از مهار خارج شدن
escalated از مهار خارج شدن
escalating از مهار خارج شدن
escalates از مهار خارج شدن
dragging-piece [مهار تیر شیروانی نبش]
dragon-piece [مهار تیر شیروانی نبش]
clamping jaw فکهای مهار کننده گیره
equitation هنر سواری و مهار اسب
ground tackle وسیله مهار کردن قایق
stanchion مهار یامحدودکردن تیر دار کردن
triple team سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
uncleat بازکردن طناب مهار قایق ازساحل
headfast طنابی که سرکشتی را با ان به گویه یا باراندازمهارمیکنند مهار
hook cable کابل قلاب اتصال مهار هواپیما
strings attached <idiom> تحت کنترل قرار دادن،مهار کردن
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
forestay مهار بین پیش دگل وعرشه کشتی
chock قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
safety valve پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
cargo tie down point محل مهار بار روی وسیله محل بستن محمولات
tie down وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
loop sling مهار حلقوی بار بند حلقوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com