English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (9 milliseconds)
English Persian
munitioneer مهمات ساز
Search result with all words
tracer مهمات رسام
tracers مهمات رسام
dump انبار موقتی زاغه مهمات انبار
rack قفسه مهمات و وسایل
racked قفسه مهمات و وسایل
racks قفسه مهمات و وسایل
wracked قفسه مهمات و وسایل
wracks قفسه مهمات و وسایل
lot نوبه مهمات
munitions مهمات
ammo مهمات
ammunition مهمات
deliveries نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
delivery نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
inert مهمات مشقی
tarpaulin بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
tarpaulins بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
cave زاغه مهمات
caves زاغه مهمات
live مهمات جنگی
lived مهمات جنگی
ordnance مهمات ساز وبرگ
ordnance مربوط به اسلحه و مهمات
ordnance مهمات
rearming تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
bunker زاغه مهمات
bunkers زاغه مهمات
loading بارگیری مهمات درهواپیما
depot ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
depots ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
load بارگیری مهمات
loads بارگیری مهمات
pallet چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
pallets چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
arsenal انبار مهمات جنگی
arsenals انبار مهمات جنگی
magazine انبار مهمات
magazine مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazines انبار مهمات
magazines مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
ammo minus مهمات کمتر از نصف
ammo plus مهمات بیش از نصف
ammo zero مهمات تمام
ammunition and toxic material open space انبارهای روباز مهمات ومواد سمی
ammunition available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
ammunition barricade بستههای مهمات
ammunition carrier مهمات بیار
ammunition carrier خودرو مهمات کش
ammunition chest جعبه مهمات
ammunition condition وضعیت مهمات
ammunition credit سهمیه مهمات
ammunition credit سهمیه مهمات ذخیره
ammunition data card کارت مشخصات مهمات
ammunition day of supply روز اماد مهمات
ammunition depot انبار مهمات
ammunition depot محل تدارک مهمات
ammunition depot محل نگهداری مهمات
ammunition dump انبار مهمات
ammunition dump زاغه مهمات
ammunition handler متصدی مهمات
ammunition handler متصدی جابجایی مهمات
ammunition identification code کد شناسایی مهمات
ammunition in hands of troops مهمات موجود در دست یگانها
ammunition lift capability مقدورات حمل مهمات
ammunition lift capability فرفیت حمل ونقل مهمات
ammunition loading line خط بارگیری مهمات
ammunition loading line صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
ammunition lot نوبه مهمات
ammunition modification بهتر سازی مهمات
ammunition pit زاغه مهمات
ammunition pit چاله مهمات
ammunition point نقطه اماد مهمات
ammunition trains بنه مهمات
antimateriel ammunition مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
armed ammunition مهمات مسلح
armed ammunition مهمات اماده انفجار
armement مهمات کشتی جنگی
artillery ammunition مهمات توپخانه
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
available supply rate نواخت اماد مهمات موجود
ball ammunition مهمات مانوری
basic load بار مبنای مهمات یا وسایل
blank ammunition مهمات مانوری
blank ammunition مهمات مشقی
burning rate سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
caisson صندوق مهمات
caisson واگون مهمات
chemical ammunition مهمات شیمیایی
color band نوار رنگی روی جعبه مهمات
color codig علامت گذاری کردن مهمات
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
cook off گل کردن مهمات
deck board کف یا رویه پالت حمل مهمات
delivery groups مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
destruction area منطقه تخریب مهمات
destruction site منطقه تخریب مهمات محل تخریب
drill ammunition مهمات مشقی
dunnage روپوش مهمات ضربه گیر
explosive ordnance مهمات منفجره
feed belt نوارتغذیه فشنگ نوار مهمات
Other Matches
field storage انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
inventory fraction نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
munition مهمات
ordnace مهمات
service ammunition مهمات رزمی
munitions of war مهمات جنگی
piggy back کیسه مهمات
practice ammunition مهمات مشقی
separate ammunition مهمات مجزا
separate loading مهمات مجزا
live ammunition مهمات جنگی
inert ammunition مهمات مشقی
fixed ammunition مهمات ثابت
igloo space زاغههای مهمات
inert ammunition مهمات بی اثر
service ammunition مهمات جنگی
prescribed load بار مهمات مجاز
gun room مخزن مهمات درکشتی
type load نوع بار مهمات
type load نوع مهمات هواپیما
lot number شماره نوبه مهمات
paracaisson گاری مهمات کش دستی
special ammunition مهمات مخصوص یا ویژه
shell room انبار مهمات ناو
gunrunner قاچاقچی اسلحه و مهمات
semifixed مهمات نیمه ثابت
magazine space محوطه زاغه مهمات
inventory lot نوبه ذخیره مهمات
igloo space زاغه بتونی مهمات
practice ammunition مهمات مخصوص تمرین هدف
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
required supply rate نواخت مهمات مورد نیاز
inventory lot نوبه مهمات ذخیره شده در انبار
small lot نوبهای که تعداد مهمات یا خرج ان کم است
ordnance service خدمات مربوط به اردنانس واسلحه و مهمات
ordnance data اطلاعات مربوط به جنگ افزارو مهمات
ready rack قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
inert ammunition مهمات خنثی یا بدون خرج تخریب
magazine flooding system سیستم اب فشان انبار مهمات ناو
magazine space زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
functional condition code کد یا علامت مشخصات عمل کرد مهمات
standard load بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
tumbrel or bril ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
x site سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
service marking علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
scabbing بوش گذاری در فضای دیواره واگنهای حامل مهمات
season cracking ترکی که بعلت عمر زیاد دروسایل یا مهمات تولید میشود
rack space محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
lot integrity دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
wet stowage نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
sponson جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
half area محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
what state در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
y site نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
water displacement زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
limber chest جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
unexploded عمل نکرده مهمات عمل نکرده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com