Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (39 milliseconds)
English
Persian
utilised
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
Other Matches
utilises
مورد استفاده قرار دادن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن
utilising
مورد استفاده قرار دادن
utilize
مورد استفاده قرار دادن
utilizes
مورد استفاده قرار دادن
utilised
مورد استفاده قرار دادن
operated
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
reed
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
condemn
مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
condemning
مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
condemns
مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
applique
مورد استفاده قرار گرفته
skims
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
storing
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
store
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
bridge
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridges
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
letter de chancellerie
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
bridged
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
exploiting
بهره برداری کردن از
utilises
بهره برداری کردن
exploit
بهره برداری کردن از
utilizing
بهره برداری کردن
tap
بهره برداری کردن از
tapping
بهره برداری کردن از
utilize
بهره برداری کردن
utilised
بهره برداری کردن
utilising
بهره برداری کردن
exploits
بهره برداری کردن از
tapped
بهره برداری کردن از
utilizes
بهره برداری کردن
to bring odium on
مورد نفرت قرار دادن
to assent
مورد موافقت قرار دادن
inveighs
مورد حمله قرار دادن
inveighing
مورد حمله قرار دادن
go for
مورد حمله قرار دادن
invaded
مورد تجاوز قرار دادن
inveighed
مورد حمله قرار دادن
inveigh
مورد حمله قرار دادن
invades
مورد تجاوز قرار دادن
marginalizing
مورد کمتوجهی قرار دادن
invade
مورد تجاوز قرار دادن
take to task
مورد مواخذه قرار دادن
marginalizes
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalize
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalising
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalises
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalised
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalized
مورد کمتوجهی قرار دادن
invading
مورد تجاوز قرار دادن
questions
مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
rethinks
دوباره مورد تفکر قرار دادن
rethought
دوباره مورد تفکر قرار دادن
reappraising
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
ingratiated
مورد لطف و عنایت قرار دادن
reappraise
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
reappraises
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
questioned
مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
reappraised
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
question
مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
rethink
دوباره مورد تفکر قرار دادن
ingratiation
مورد لطف وتوجه قرار دادن
ingratiates
مورد لطف و عنایت قرار دادن
ingratiating
مورد لطف و عنایت قرار دادن
ingratiate
مورد لطف و عنایت قرار دادن
rethinking
دوباره مورد تفکر قرار دادن
pick to pieces
سخت مورد انتقاد قرار دادن
thermate
نوعی ماده اتشزاست که در گلولههای اتشزا مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا مخلوط اکسیداهن و الومینیم میباشد
straddle trench
خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
verbal note
شود مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز برای ان که خلاصهای از مذاکرات شفاهی در دست باشد تنظیم می گردد
Tekke motife
نگاره تکه
[این نقش در فرش های ترکمن چه در ایران و چه در ترکمنستان مورد استفاده قرار می گیرد و بصورت هشت ضلعی کنگره ای می باشد.]
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
operates
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
عمل کردن بهره برداری کردن
operate
عمل کردن بهره برداری کردن
tanner
[پوست اصلاح شده توسط دباغ که گاه حاشیه فرش ها و یا در پشت فرش یا چرمسازی مورد استفاده قرار می گیرد.]
exploits
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploit
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
chain stitch
گره یا کوک زنجیره ای جهت جلوگیری از باز شدن گلیم بافت و تزیین و یا کناره بافی و شیرازه بافی مورد استفاده قرار می گیرد
electroplat
قرار دادن یک فلز بر روی سطح مواد با استفاده ازالکترولیز
exploitation
بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
civil reserve air fleet
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
exploitation
بهره برداری
exploitation
[utilization]
بهره برداری
utilizations
بهره برداری ها
usages
بهره برداری ها
gained
بهره برداری
gain
بهره برداری
utilisation
[British]
بهره برداری
usage
بهره برداری
using
بهره برداری
utilisations
بهره برداری ها
operation
بهره برداری
gains
بهره برداری
utilization
بهره برداری
royalty
حق بهره برداری از چیزی
royalties
حق بهره برداری از چیزی
operating cost
هزینه بهره برداری
maximum value
مقدار بهره برداری
ready for use
اماده بهره برداری
emergency operation
بهره برداری اضطراری
operating budget
بودجه بهره برداری
escaped water
تلفات اب هنگام بهره برداری
operational research
تحقیق درخصوص بهره برداری
water utilization project
پروژه بهره برداری از منابع اب
integrated reservoir operation
بهره برداری توام از چندمخزن
agronomics
علم بهره برداری از زمین
lionize
مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
super imposed working load
بار مربوط به بهره برداری از بنا
tinpenny
حق الارض بهره برداری ازمعدن قلع
A concession
امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
economic life
مدت بهره برداری از ماشین الات
usage
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usages
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
provisional ball
گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
cost in use
هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
log wood
درخت بقم
[در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
watershed management
کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
common use
مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
classifies
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classify
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifying
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
arrentation
پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
operating bridge
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
star design
طرح ستاره ای شکل
[این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
swap
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swapped
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopped
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swops
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swaps
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopping
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
viewless
مورد نظر قرار نگرفته
to receive attantion
مورد توجه قرار گرفتن
unquestioned
مورد بازپرسی قرار نگرفته
posturing
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postures
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posture
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postured
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
nursling
بچهای که مورد موافبت قرار میگیرد
utilized
مورد استفاده
usage
مورد استفاده
usages
مورد استفاده
pursued
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursue
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursues
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursuing
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
collimate
موازی قرار دادن لوله و هدف میزان کردن تعدیل کردن
predicate
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
lay
قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
predicated
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
lays
قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
predicating
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicates
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
spectrophotometry
اسپکتروفتومتر
[در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
rediscount rate
نرخ بهره در مورد وامی که بانک تجارتی از بانک مرکزی می گیرد
locating
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locates
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locate
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
located
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
engarland
درحلقهء گل قرار دادن احاطه کردن
shares
باس مورد استفاده
share
باس مورد استفاده
man power
تعداداشخاص مورد استفاده
shared
باس مورد استفاده
out port
ساحلی مورد استفاده سر پل
capital employed
سرمایه مورد استفاده
to put to use
مورد استفاده قراردادن
mount
ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
mounts
ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
ret
در معرض رطوبت قرار دادن خیس کردن
collated
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
To stipulate.
شرط کردن (بعنوان شرایط قرار دادن )
treated
تحت عمل قرار دادن بحث کردن در
caches
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
collate
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collating
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collates
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
cache memory
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
treats
تحت عمل قرار دادن بحث کردن در
strings attached
<idiom>
تحت کنترل قرار دادن،مهار کردن
cache
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
treat
تحت عمل قرار دادن بحث کردن در
tantalus
تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
I had no opportunity to discuss the matter .
فرصت نشد که موضوع را مورد بحث قرار بدهم
consents
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
common user items
کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
use up
تحلیل بردن مورد استفاده قرارگرفتن
tartan
ماده شیمیایی مورد استفاده در پیست
procedure
روش یا مسیر مورد استفاده در حل مشکل
active stock
موجودی انبار که مورد استفاده قرارمیگیرد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com