English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (6 milliseconds)
English Persian
foundress موسسه بانیه
Other Matches
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
institutionalising در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institute موسسه
enterprise موسسه
establishment موسسه
enterprises موسسه
instituting موسسه
establishments موسسه
institutes موسسه
corporations موسسه
stablishment موسسه
inst موسسه
institution موسسه
instituted موسسه
corporation موسسه
charities موسسه خیریه
translation agency موسسه ترجمه
pawnshop موسسه رهنی
installation property مایملک موسسه
credit institution موسسه اعتباری
charity موسسه خیریه
finance house موسسه مالی
bindery موسسه صحافی
charitable institution موسسه خیریه
civilian enterprise موسسه غیرنظامی
correctional institution موسسه تادیبی
discount house موسسه تنزیل
economic unit موسسه دولتی و ...
installations موسسه نظامی
business موسسه بازرگانی
businesses موسسه بازرگانی
foundation موسسه خیریه
installation موسسه نظامی
entity موسسه مستقل
entities موسسه مستقل
enterprise موسسه اقتصادی
closed shops موسسه کارشناسی
closed shop موسسه کارشناسی
enterprises موسسه اقتصادی
nonprofit firm موسسه غیر انتفاعی
firmer کارخانه موسسه بازرگانی
joint enterprise موسسه اقتصادی مشترک
jobholder عضو ثابت موسسه
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
wiring موسسه سیم سازی
institute of materials management موسسه مدیریت مواد
shipping agent موسسه حمل کالا
social welfare موسسه رفاه اجتماعی
firmest کارخانه موسسه بازرگانی
firms کارخانه موسسه بازرگانی
firm کارخانه موسسه بازرگانی
carriers موسسه حمل و نقل
carrier موسسه حمل و نقل
sovkhoz موسسه کشاورزی وروستایی
social service موسسه تعاون اجتماعی
establishments موسسه دسته کارکنان
charles babbage institute موسسه چارلز بابیج
financial intermediary موسسه مالی واسطه
enterprises موسسه یا بنگاه اقتصادی
enterprise موسسه یا بنگاه اقتصادی
establishment موسسه دسته کارکنان
consolidation ادغام دو یاچند موسسه
consolidation ادغام دو یا چند موسسه
firms واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
principals رئیس موسسه اثاثه ارثی
principal رئیس موسسه اثاثه ارثی
social audit ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
clearinghouse موسسه تهاتری لندن انبار
contracting carrier موسسه حمل و نقل موردقرارداد
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی
firmest واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
international organisation for standard موسسه بین المللی استاندارد
firm واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
firmer واحد اقتصادی موسسه تجارتخانه
actual carrier موسسه حمل و نقل واقعی
american national standards institute موسسه ملی استانداردهای امریکا
business combination ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
outsiders موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
outsider موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
corporation شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
corporations شرکت ثبت شده موسسه حقوقی
icot موسسه تکنولوژی کامپیوتر نسل جدید
interoffice مکاتبه و مراسله بین ادارات یک موسسه
haute couturer موسسه طراحی لباس ومد بانوان
net net worth ارزش کل داراییهای یک موسسه منهای قروض و تعهداتش
entrepreneurs مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
discount house موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
institute for professionals ofcomputer certification موسسه تایید متخصص
entrepreneur مدیر یک موسسه اقتصادی بزرگ مقاطعه کار
house organ مجله یا نشریهای که بین کارمندان یک موسسه پخش شود
confirming house موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
admin تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
ieee Electronics and ofElectrical Institute Engineers موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک
colony موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم [مانند زندان]
combination توافق بین دو یا چند موسسه به منظور دست یافتن به بهره بیشتر
iee /s 00 مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
long run مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
pyramiding سیستم مدیریت هرمی حالتی که چندین شرکت تحت تملک یا اداره یک موسسه بزرگ قرار گیرند
place utility استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
winery کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
subactivity یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
service bureau دفتر خدماتی موسسه خدماتی
nsfnet یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com