Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English
Persian
m
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
Other Matches
gigaflop
یک هزار میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
flopped
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flop
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flops
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopping
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
mflops
یک میلیون عملیات ممیز شناور در ثانیه یک میلیون عملکرد با ممیزشناور در ثانیه Per Operation FloatingPoint illion
mflops
اندازه سرعت محاسبه که به عنوان تعداد دستورات اعشاری که در ثانیه پردازش می شوند محاسبه میشود
mhz
اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
megaflop
یک میلیون عملیات ممیزشناور در ثانیه مگافلاپ
modes
عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
mode
عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
floating
UPC ویژه که میتواند روی اعداد اعشاری به سرعت عملیات انجام دهد
m
مگابیت در ثانیه . تعداد میلیون بیتهای ارسالی در ثانیه
floating
عملیات ریاضی روی اعداد اعشاری
g flops
یک بیلیون عملیات ممیز شناوردر یک ثانیه
baud rate
اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه
baud
اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه
mantissa
رقم اعشاری لگاریتم معمولی افزایش عدد اعشاری
million instructions per second
میلیون دستورالعمل در ثانیه
timed
اندازه گیری زمان یک عملیات
times
اندازه گیری زمان یک عملیات
time
اندازه گیری زمان یک عملیات
mhz
یک میلیون سیکل در ثانیه egaHertz
million instructions per second
اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
gigahertz
فرکانس یک هزار میلیون سیکل در ثانیه
noisy mode
سیستم محاسبات اعداد اعشاری که عددی غیر از صفر به محل کمترین ارزش در حین نرمالسازی عدد اعشاری افزوده میشود
biased
ارزش توان در یک عدد اعشاری
even time
دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
fractional T
روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
constants
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constant
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
decimal file system
سیستم انبارداری اعشاری سیستم شمارش اقلام اعشاری
cycle per second
سیکل بر ثانیه تناوب در ثانیه
sthene
واحد نیرو در سیستم غیرمتریک معادل نیرویی که به جرمی برابر یک تن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه
kilos
هزار دستور برناه که هر ثانیه پردازش می شوند برای بررسی توان کامپیوتر
kilo
هزار دستور برناه که هر ثانیه پردازش می شوند برای بررسی توان کامپیوتر
kilo
اندازه مقدار داده که یک وسیله هر ثانیه منتقل میکند
kilos
اندازه مقدار داده که یک وسیله هر ثانیه منتقل میکند
Kbps
اندازه مقدار داده که یک وسیله هر ثانیه ارسال میکند
power meter
دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
bell a
شکل استاندارد انتقال داده توسط تلفن با سرعت 0021بیت در ثانیه
SE
خطای معیار اندازه گیری
standard error of measurement
خطای معیار اندازه گیری
carats
معیار اندازه گیری کیفیت طلا
carat
معیار اندازه گیری کیفیت طلا
fibre distributed data interface II
استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
support
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
farmgate type operations
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
volt ampere meter
دستگاه اندازه گیری توان فاهری توان فاهری سنج
en
واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
angstrom
واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
resumption of hostilities
از سر گیری عملیات خصمانه
counter air
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
anticrop operations
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air operations
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
dynamometer
وسیله اندازه گیری توان شفت
cosine meter
دستگاه اندازه گیری ضریب توان
FDDI
استانداردن ن لاANSI برای شبکههای با سرعت بالا که از کابل با فیبر نوری در توپولوژی حلقه دو سویه استفاده میکند. داده در واحد مگابایت در ثانیه منتقل میشود
Kbyte
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
lips
استاندارد و اندازه گیری توان پردازش از موتور واسط
input output bound
شرایطی که در ان سرعت واحدپردازش مرکزی به دلیل عملیات ورودی و خروجی کم میشود
trellis coding
روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
word
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
worded
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
statement
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagated
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
denier
دنیر
[واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
gauging station
ایستگاه اندازه گیری سرعت وعمق اب در کانال یا رودخانه
float gauging
اندازه گیری سرعت اب درانهار بوسیله جسم شناور
housekeeping
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
mantissa
اعشاری
decimals
اعشاری
denary
ده ده اعشاری)
decimal
اعشاری
gauging section
مقطعی از کانال یا رودخانه که عمق اب یا سرعت اب اندازه گیری میشود
lips
واحد اندازه گیری سرعت برای کامپیوترهای نسل پنجم
decimal number
عدد اعشاری
decimal function
کسر اعشاری
decimal fraction
کسر اعشاری
decimal balance
ترازوی اعشاری
decimal point
ممیز اعشاری
decimal digit
رقم اعشاری
repeating decimal
اعشاری مکرر
decimal points
ممیز اعشاری
common logarithm
لگاریتم اعشاری
air-sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
fractional
مانیتن یک عدد اعشاری
zone decimal
دسته بندی اعشاری
decimal
رقم دهدهی اعشاری
decimals
رقم دهدهی اعشاری
decimalist
طرفدارسلسله اعشاری درپول
decimal number system
سیستم اعداد اعشاری
decimal tab
جدول بندی اعشاری
recurring decimal
اعشاری مکرر
[ریاضی]
packed decimal
عدد اعشاری فشرده
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
kabal
قبال
[نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
characteristic
مقدار نمای یک عدد اعشاری
actual decimal point
نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
decimals
سه طرح درست پس از نقط ه اعشاری
fraction
bd1-.. 2-مانیتن در یک عدد اعشاری
fractions
bd1-.. 2-مانیتن در یک عدد اعشاری
decimal
سه طرح درست پس از نقط ه اعشاری
proper decimal fraction
کسر اعشاری صحیح
[ریاضی]
point
ممیز
[در کسر اعشاری]
[ریاضی]
terminating decimal
کسر اعشاری صحیح
[ریاضی]
characteristically
مقدار نمای یک عدد اعشاری
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
floating
عمل ریاضی روی عدد اعشاری
ebcdic
کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
normalization
تابع نرمالساز عدد اعشاری که ارقام زیادی
fixed point notation =
قوانین و روشهای ریاضی با استفاده از اعداد اعشاری
floating
عددی که به صورت اعشاری نمایش داده شود
characteristically
مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
characteristic
مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
seconding
ثانیه
second
ثانیه
second
ثانیه
seconded
ثانیه
seconds
ثانیه
seconds
ثانیه ها
floating point basic
نوعی زبان BASIC که اجازه استفاده از اعداد اعشاری رامیدهد
nanosecond
بیلیونیم ثانیه
Ms
یک هزارم ثانیه
microsecond
میلیونیم ثانیه
nanosecond
یک میلیاردیوم ثانیه
microsecond
میکرو ثانیه
nanoseconde
میلیاردیم ثانیه
microsecond
یک میلیونیم ثانیه
microsecond
یک میلیونیوم ثانیه
twentyfour second violation
خطای 42 ثانیه
five second rule
قانون 5 ثانیه
hertz
چرخه در ثانیه
medium speed
بیت در ثانیه
usec
یک میلیونیم یک ثانیه
split second
قسمتی از ثانیه
msec
هزارم ثانیه
hz
سیکل بر ثانیه
character per second
دخشه در ثانیه
milisecond
میلی ثانیه
characters per second
دخشه بر ثانیه
per second per second
مجذور ثانیه
second-hand
ثانیه شمار
picosecond
تریلیونیم ثانیه
femtosecond
یک کوادریلیوم ثانیه
revolution per second
دور در ثانیه
hertz
یک سیکل در ثانیه
psec
یک تریلیونیم ثانیه
baud
علامت در ثانیه
cycles per second
چرخه در ثانیه
cycles per second
دور در ثانیه
millisecond
میلی ثانیه
watt second
وات- ثانیه
us
یک میلیونیم یک ثانیه
ampere second
امپر- ثانیه
bits per seconds
بیت در ثانیه
inches per second
اینچ بر ثانیه
ns
یک بیلیونیم ثانیه
centisecond
یکصدم ثانیه
micro-
یک میلیونیوم ثانیه
LPs
تعدادخطوط در ثانیه
millisecond
یک هزارم ثانیه
millisecond
هزارم ثانیه
backcourt violation
خطای 01 ثانیه
in 0 seconds
در فرف ده ثانیه
time resolution
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
octillion
توان هشتم میلیون
beachmaster's unit
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
routine
مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routinely
مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routines
مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
cps
Second Per Characters کاراکتر بر ثانیه
kilobaud
هزار بیت در ثانیه
Ms
یک هزارم ثانیه illiSecond
kilohertz
هزار سیکل در یک ثانیه
ten second rule
قانون 01 ثانیه در بسکتبال
kilomegacycle
یک بیلیون چرخه در ثانیه
three second violation
خطای 3 ثانیه در بسکتبال
kilomega cycle
یک بیلیون سیکل در ثانیه
ten second line
خط قانون 01 ثانیه دربسکتبال
sweep hand
عقربه ثانیه شمار
three second rule
قانون 3 ثانیه در بسکتبال
twentyfour second rule
قانون 42 ثانیه در بسکتبال
cps
دور بر ثانیه هرتز
cusec
یک فوت مکعب در ثانیه
lsb
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
pitot pressure
فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
knot
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
normalising
عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalised
عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalizes
عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com