English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
degree of protection میزان تامین درجه حفافت
Other Matches
degree of protection میزان حفافت
communication security account میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
quantum درجه میزان
thermometer میزان الحراره درجه
scale میزان مقیاس درجه
thermometers میزان الحراره درجه
thermometre میزان الحراره درجه
color fastness درجه و میزان ثبات رنگ در مقابل نور و شستشو
gradients درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
gradient درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
splash proof enclosure حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
garnishee کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
remands اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanding اخذ تامین مجدد تشدید تامین
garnishment تامین خواسته حکم تامین مدعابه
remanded اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remand اخذ تامین مجدد تشدید تامین
bond albedo نسبت میزان نور بازتابش شده به میزان نوربرخوردکرده
availability میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
close in security برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
communication security monitoring کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
tune میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tunes میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
third class درجه سوم بلیط درجه 3
self adjusting بخودی خود میزان شونده خود میزان
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
custody حفافت
conservation حفافت
security حفافت
safekeeping حفافت
protection حفافت
egis حفافت
preservation حفافت
cell protection حفافت سل
safe guard حفافت
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
armor protection حفافت زرهی
protecting حفافت کردن
maintenance حفافت کردن
shielded حفافت شده
self protection حفافت از خود
protects حفافت کردن
collective protection حفافت گروهی
line differential protection حفافت دیفرانسیلی خط
storage protection حفافت انباره
shield حفافت کردن
shields حفافت کردن
system security حفافت سیستم
safety gap دهانه حفافت
file protection حفافت فایل
safe keeping حفافت توجه
protection عمل حفافت
file protection حفافت پرونده
storage protection حفافت حافظه
anodic protection حفافت اندی
anti skid protection حفافت از لغزش
impedance protection حفافت امپدانس
x ray protection حفافت رونتگن
safeguard حفافت کردن
block protection حفافت بلوک
conservable قابل حفافت
data encryption حفافت داده
cathode protection حفافت کاتدی
protect by fuse حفافت با فیوز
protection ring حلقه حفافت
protection level سطح حفافت
soil conservation حفافت خاک
protection key کلید حفافت
memory protection حفافت حافظه
collective protection حفافت جمعی
physical security حفافت تاسیسات
data protection حفافت داده ها
safeguarded حفافت کردن
overcurrent device دستگاه حفافت
safeguarding حفافت کردن
formats حفافت حافظه و..
safeguards حفافت کردن
format حفافت حافظه و..
guards حفافت کردن
protect حفافت کردن
guard حفافت کردن
guarding حفافت کردن
protected field میدان حفافت شده
protected location مکان حفافت شده
overvoltage protection حفافت فشار زیاد
file protect ring حلقه حفافت فایل
overload protection حفافت بار زیاد
to keep watch and ward حفافت یادفاع کردن
copy protection حفافت دربرابر کپی
positional protection device دستگاه حفافت درگاه
conservation programs برنامههای حفافت منابع
flood protection حفافت در مقابل طغیان
shield حفافت کردن درمقابل
software protection حفافت نرم افزاری
shields حفافت کردن درمقابل
write protect ring حلقه حفافت از نوشتن
high tension protection حفافت فشار قوی
power system protection حفافت سیستم قدرت
insulation against vibration حفافت در برابر ارتعاش
shielding region ناحیه حفافت کننده
file protect ring حلقه حفافت پرونده
keeps حفافت امانت داری
cryptosecurity حفافت مکاتبات رمزی
drip proof enclosure حفافت در مقابل ریزش اب
anticorrosive protection حفافت در برابر خوردگی
distance protection وسیله حفافت فاصله
protective fire اتشهای حفافت کننده
cryptoguard مسئول حفافت رمز
data encyption standard استاندارد حفافت داده
environmental conservation حفافت محیط زیست
custody of goods حفافت یا نگهداری کالا
protecting ring حلقه حفافت کننده
wards محجور حفافت بخش
ward محجور حفافت بخش
keep حفافت امانت داری
insulation protection حفافت عایق بندی
unprotected field میدان حفافت نشده
safeguarding مامور حفافت پرسنل و یا اموال
retention حفافت توقیف بازداشت کردن
rust protection حفافت در برابر زنگ زدگی
signal security حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
electronic security رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
safeguard مامور حفافت پرسنل و یا اموال
chemical security حفافت برعلیه مواد شیمیایی
safeguarded مامور حفافت پرسنل و یا اموال
acid vapor canister ماسک حفافت در برابر بخاراسید
write protect disable بی اثر کردن حفافت در برابرنوشتن
subsidiary باقیمانده در محل برای حفافت
password protection حفافت به کمک کلمه رمز
subsidiaries باقیمانده در محل برای حفافت
beaching سنگ چینی جهت حفافت
safeguards مامور حفافت پرسنل و یا اموال
self protection صیانت نفس حفافت از خود
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
sacristan متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
write protect notch شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
poach شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poaches شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
bed pitching سنگ چینی کف کانال جهت حفافت
ppd Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
troop safety حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
warned protected قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
bank protection حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
depth contour خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
protects که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
noise توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
scribing روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
shield حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
protect که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
scalper پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
protecting که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
noises توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
shields حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
barff's precess حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
blankets لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
share روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shared روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
blanketed لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanket لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
shares روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
securement تامین
safety limit حد تامین
water supplies تامین اب
covers تامین
coverings تامین
security تامین
cover تامین
safety تامین
securing تامین
water supply تامین اب
hedging تامین
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
factor of safety عامل تامین
buffer zones منطقه تامین
coverings تامین کردن
transmission security تامین مخابره
preservation of evidence تامین دلیل
cover تامین کردن
local security تامین محلی
safety stakes دستکهای تامین
take care of تامین کردن
buffer zone منطقه تامین
supply port درگاه تامین
financiers تامین اعتبارکننده
insecurity عدم تامین
covers تامین کردن
funding تامین وجه
give security for تامین کردن
ensuring تامین کردن
cryptosecurity تامین رمز
fulfill تامین کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com