English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
lord's table میز مخصوص شراب ونان وعشای ربانی
Other Matches
buret تنگ مخصوص شراب مقدس
buretto تنگ مخصوص شراب مقدس
wine taster جام شراب مخصوص نمونه گیری
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winery کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
vinosity حالت و خصوصیات شراب معتادبه شراب
wineglass لیوان شراب پیمانه شراب
the loard's prayer دعای ربانی
the loard's supper عشا ربانی
low mass عشای ربانی ساده
mystagogy نماز عشاء ربانی
mass مراسم عشاء ربانی
unhouseled محروم از عشاء ربانی
masses مراسم عشاء ربانی
massing مراسم عشاء ربانی
housel ایین عشاء ربانی
paten بشقاب نان عشای ربانی
suppers عشای ربانی یا شام خداوند
supper عشای ربانی یا شام خداوند
Holy Communion ایین عشای ربانی مسیحیان
post communion دعای بعد از عشاء ربانی
annals برنامه سالیانهء عشاء ربانی
altar of credence [محل میز عشای ربانی]
corporale پارچهای که هنگام عشاء ربانی بکارمیرود
communion ایین عشاء ربانی صمیمیت وهمدلی
tunicle لباس رویی کشیش در عشاء ربانی
High Mass عشاء ربانی توام با موسیقی وبخور
communicants اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
no paternosterŠno p تادعای ربانی نخوانی پول نخواهی داشت
paternosters دعای ربانی یا دعایی که عیسی تعلیم داده
paternoster دعای ربانی یا دعایی که عیسی تعلیم داده
communicant اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
blessed sacrament مراسم عشاء ربانی که با نان وشراب برگزار میشود
impanate داخل نانی که درشام خداوندبا عشا ربانی میخورند
prothesis چیدن نان وشراب عشای ربانی روی میز
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
altar-stair [بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
altar-steps [بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
maniple بازوبندیانواری که کشیشان هنگام انجام ایین ربانی ازبازوی خودمی اویزند
lavabo ایین دست شستن کشیش هنگام پیش بردن عشاه ربانی
ostensory فرف سیمین یا زرینی که هنگام عشا ربانی نان دران گذاشته نمایش میدهند
monstrance فرف سیمین یا زرینی که هنگام عشا ربانی نان رادران گذاشته نمایش میدهند
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
transubstantiation اعتقادباینکه نان وشراب مصرفی درایین عشای ربانی مسیحیان هنگام ورود ببدن شخص تبدیل بجسم وخون عیسی میگردد
viniferous شراب زا
the juice of the grape شراب
bacchus شراب
wines شراب
wine شراب
wineskin مشک شراب
winegrower شراب ساز
enology شراب شناسی
wineglass جام شراب
pottle رطل شراب
winebibber شراب خور
ustulation سوزاندن شراب
vinal بشکل شراب
wines شراب نوشیدن
viticulturist شراب ساز
wine cellar انبار شراب
wine cellar شراب دخمه
viniferous دارای شراب
riesling شراب سفید
wine maker شراب ریز
rhenish wine شراب اسمانی
wine شراب نوشیدن
cochineal قرمز شراب کش
viniculture شراب سازی
vermt شراب افسنطین
vinous flavour طعم شراب
oenologist شراب شناس
grail جام شراب
decant ریختن شراب
decanted ریختن شراب
decanting ریختن شراب
decants ریختن شراب
grcen wine شراب نارس
grcen wine شراب تازه
guzzler شراب خور
cider شراب سیب
it is a racy wine شراب رادارد
oenomel شراب عسلی
fortified wines شراب قوی
wino معتاد به شراب
binge شراب خواری
fortified wine شراب قوی
filtrate شراب ناب
binges شراب خواری
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
gill پیمانهای برای شراب
wineshop مغازه شراب فروشی
viniculture پرورش انگور شراب
jeroboam جام شراب بزرگ
enology مبحث شراب شناسی
vinifacteur اسباب شراب سازی
loading امیختن موادخارجی به شراب
cellar جای شراب انداختن
vintnery عمده فروشی شراب
fiascos ناکامی بطری شراب
claret نوعی شراب قرمز
clarets نوعی شراب قرمز
bacchus رب النوع شراب و باده
chalice گیلاس شراب [در مراسم]
goblet گیلاس شراب [در مراسم]
vintner عمده فروش شراب
vintners عمده فروش شراب
fiasco ناکامی بطری شراب
cellars جای شراب انداختن
goblet گیلاس شراب تکه
fortified wine شراب تقویت شده
vermouths شراب شیرین افسنطین
winepress خمره شراب سازی
scuppernong شراب انگور مشک
fortified wines شراب تقویت شده
gladstone نوعی شراب ارزان
frutex شراب شربت الکلی
wineglasful گیلاس شراب خوری
vermouth شراب شیرین افسنطین
malmsey شراب شیرین قبرس
vinic مربوط به شراب یا الکل
goblets گیلاس شراب تکه
chablis نوعی شراب سفید
maderia شراب محصول مادریا
chianti نوعی شراب قرمز
argol دردشراب .ته نشین شراب
straw wine شراب شیرین کشمش
libation تقدیم شراب به حضور خدایان
sherry شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
libations نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libations تقدیم شراب به حضور خدایان
sherries شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
to lay down wine شراب را انبار کردن یا جادادن
port شراب شیرین بارگیری کردن
sherris شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
libation نوشابه پاشی نوشیدن شراب
crust of wine جرم شراب در روی شیشه
vinometer الت سنجش الکل شراب
gourmets خبره خوراک شراب شناس
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
gourmet خبره خوراک شراب شناس
amontillado نوعی شراب تلخ و سفیداسپانیایی
sacks شراب سفید پرالکل وتلخ
sacked شراب سفید پرالکل وتلخ
sack شراب سفید پرالکل وتلخ
punched مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
tent اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
tartarous دردی شکل مشتق از درده شراب
tents اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
wine cooler هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
punches مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
rhenish شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
dionysus >دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
birl شراب نوشیدن وجام را بدیگری دادن
punch مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
nectar شراب لذیذ خدایان یونان شهد
wine taster کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
taster کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
daiquiri مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر
vinous eloquence فصاحتی که در اثر خوردن شراب پیدا میشود
bacchic ornament [وابسته به باکوس خدای میگساری و شراب در روم]
tasters کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
The milk [the wine] has already turned [gone off] . شیر [شراب] پیش از این بریده شده است.
tokay انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
canaries رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
viticulture صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
When drink enters, wisdom departs. <proverb> آنگه که شراب از در درآمد ,هوش و عقل و اختیار از کف برفت .
canary رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
wine palm هرنوع نخلی که ازمیوه ان برای شراب کشی استفاده میشود
to transubstantiate تغییر دادن ماده [نان و شراب مربوط به عشاربانی] به بدن و خون عیسی مسیح [دین]
Charbughra چایی دارویست که با زنجفیل و هل درست شده و در آن شکر، شراب، تریاک و حشیش نیز به کار میرود.
wine does not a with me شراب بمن نمیسازد باده بمن سازگار نیست
wine seller میفروش باده فروش شراب فروش خمار
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
francs حق مخصوص
franchises حق مخصوص
franc حق مخصوص
franchise حق مخصوص
particulars مخصوص
favorites مخصوص
special مخصوص
especial مخصوص
extra special مخصوص
favourites مخصوص
favourite مخصوص
vest pocket مخصوص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com