English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (4 milliseconds)
English Persian
assembly bench میز مونتاژ
Search result with all words
assemble مونتاژ
assemble یکپارچه کردن مونتاژ کردن
assembled مونتاژ
assembled یکپارچه کردن مونتاژ کردن
assembles مونتاژ
assembles یکپارچه کردن مونتاژ کردن
dismantle پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantled پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantling پیاده کردن قطعات مونتاژ
assembly line خط مونتاژ
assembly lines خط مونتاژ
mounting مونتاژ
attach مونتاژ کردن ثابت کردن
attaches مونتاژ کردن ثابت کردن
attaching مونتاژ کردن ثابت کردن
assembly مونتاژ
assembly fixture تجهیزات مونتاژ
assembly order دستور مونتاژ وسایل
assembly shop کارگاه مونتاژ
assembly tools ابزار مونتاژ
assmebling scaffold داربست مونتاژ
clearance fit اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
disassembly عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
engine stand محل مونتاژ موتور
final assembly مونتاژ نهایی
fitting shop کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
subassembly مونتاژ مقدماتی
This car is assembled in Iran. این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com