English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
vitiate ناپاک ساختن
vitiated ناپاک ساختن
vitiates ناپاک ساختن
vitiating ناپاک ساختن
Other Matches
squalid ناپاک
fouler ناپاک
impure ناپاک
fouls ناپاک
unwell ناپاک
immund ناپاک
fouled ناپاک
foul ناپاک
unwholesome ناپاک
unclean ناپاک
foulest ناپاک
foul ناپاک کردن
fouled ناپاک کردن
fouler ناپاک کردن
pollutes ناپاک کردن
foulest ناپاک کردن
polluting ناپاک کردن
polluted ناپاک کردن
pollute ناپاک کردن
impurely بطور ناپاک
fouls ناپاک کردن
lion heart مواد فلزی که درنتیجه قال کردن معدن بدست می ایدوتااندازهای ناپاک است
scareup فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
trachle ناپاک کردن چرک کردن
shedding خون جاری ساختن جاری ساختن
shed خون جاری ساختن جاری ساختن
sheds خون جاری ساختن جاری ساختن
to make a shift ساختن
generated ساختن
generate ساختن
fashion مد ساختن
produces ساختن
fashioning مد ساختن
fashions مد ساختن
indite ساختن
builds ساختن
produced ساختن
generating ساختن
generates ساختن
fabrication ساختن
build ساختن
manufacture ساختن
fabricating ساختن
produce ساختن
fabricate ساختن
fabricated ساختن
fabricates ساختن
makes ساختن
dree ساختن با
construct ساختن
manufactures ساختن
to make away ساختن
constructed ساختن
manufactured ساختن
buildings ساختن
constructing ساختن
to t. up ساختن
creating ساختن
creates ساختن
create ساختن
bulid ساختن
mint ساختن
pills حب ساختن
pill حب ساختن
minted ساختن
upgrading ساختن
upgrades ساختن
upgraded ساختن
upgrade ساختن
idolised بت ساختن
idolises بت ساختن
bridge پل ساختن
bridged پل ساختن
remakes از نو ساختن
bridges پل ساختن
forborne ساختن با
idolizes بت ساختن
idolized بت ساختن
idolize بت ساختن
unifies تک ساختن
unify تک ساختن
unifying تک ساختن
idolising بت ساختن
remake از نو ساختن
composes ساختن
compose ساختن
set up ساختن
upbuild ساختن
idolizing بت ساختن
put-up ساختن
put up ساختن
confect ساختن
pellet حب ساختن
invents ساختن
inventing ساختن
invented ساختن
invent ساختن
make ساختن
to get along ساختن
to go in with ساختن با
constructs ساختن
miscreate بد ساختن
mints ساختن
minting ساختن
fashioned مد ساختن
carbonize کک ساختن
ensure مطمئن ساختن
ensured مطمئن ساختن
ensures مطمئن ساختن
decrypt اشکار ساختن
ensuring مطمئن ساختن
carbonize ذغال ساختن
produced ساختن محصول
cast in place ساختن درجا
aromatise خوشبو ساختن
base development ساختن پایگاه
disabling ناتوان ساختن
bedight مزین ساختن
produces ساختن محصول
carry forward منقول ساختن
disables ناتوان ساختن
constructible قابل ساختن
disable ناتوان ساختن
coordinate هماهنگ ساختن
delectate مشعوف ساختن
cut teeth دندانه ساختن
waft شناور ساختن
enthraling مفتون ساختن
enthralled مفتون ساختن
enthralling مفتون ساختن
enthrals مفتون ساختن
optimize بهین ساختن
nidify لانه ساختن
neologize واژههای نو ساختن
mutualize دوسره ساختن
equate معادله ساختن
equated معادله ساختن
minify خرد ساختن
detatch جدا ساختن
equates معادله ساختن
fling روانه ساختن
enthraled مفتون ساختن
enthral مفتون ساختن
illuminating روشن ساختن
prefabricate پیس ساختن
wafted شناور ساختن
potentiation نیرومند ساختن
wafting شناور ساختن
potentiate مقتدر ساختن
wafts شناور ساختن
potentiate نیرومند ساختن
perfuse جاری ساختن
candle شمع ساختن
candles شمع ساختن
illuminate روشن ساختن
overset واژگون ساختن
illuminates روشن ساختن
optimize بهینه ساختن
flinging روانه ساختن
flings روانه ساختن
filiate مربوط ساختن
internalization درونی ساختن
enthrall مفتون ساختن
domiciliate مقیم ساختن
denigration سیاه ساختن
wets مرطوب ساختن
disjoin بی ربط ساختن
dishallow بیحرمت ساختن
irrationalize نامعقول ساختن
demask عریان ساختن
discover مکشوف ساختن
discovered مکشوف ساختن
discovering مکشوف ساختن
discovers مکشوف ساختن
frequency demodulation اشکار ساختن
graved منقوش ساختن
idealization ارمانی ساختن
mason up ساختن دیوار
assimilate شبیه ساختن
let out اشکار ساختن
lay off متوقف ساختن
assimilated شبیه ساختن
kithe اشکار ساختن
assimilates شبیه ساختن
intitle ملقب ساختن
assimilating شبیه ساختن
individualization فردی ساختن
indispose اماده ساختن
indebt مرهون ساختن
incardinate متران ساختن
inactivate ناکنش ور ساختن
produce ساختن محصول
maximizing بیشینه ساختن
bead مهره ساختن
pestles پودر ساختن
pestle پودر ساختن
freight غنی ساختن
point متوجه ساختن
pillars ستون ساختن
pillar ستون ساختن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com