English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 222 (13 milliseconds)
English Persian
insulation defect نقص عایق بندی
insulation fault نقص عایق بندی
Search result with all words
clothing عایق بندی روکش کشیدن
insulation عایق کاری یا عایق بندی ایزولاسیون
insulated cable کابل عایق بندی شده
insulating asphalt اسفالت عایق بندی
insulating brick اجر عایق بندی
insulation class کلاس عایق بندی
insulation detector دستگاه ازمایش عایق بندی اشکارساز ایزولاسیون
insulation indicator دستگاه ازمایش عایق بندی
insulation tester دستگاه ازمایش عایق بندی
insulation loss تلف عایق بندی
insulation power factor ضریب قدرت عایق بندی
insulation protection حفافت عایق بندی
insulation resistance مقاومت عایق بندی
insulation shielding زره پوش کردن عایق بندی
insulation strength استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
insulation voltage ولتاژ عایق بندی
laggin عایق بندی
winding insulation عایق بندی سیم پیچی
Other Matches
insulators عایق کننده روکش عایق
insulator جسم عایق ماده عایق
insulator عایق کننده روکش عایق
insulators جسم عایق ماده عایق
insulated instrument transformer ترانسفورماتور عایق کننده ترانسفورماتور اندازه گیری عایق شده
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
impediment عایق
impediments عایق
insulator عایق
drag chain عایق
dielectric عایق
insulators عایق
detent عایق
floor insulator عایق کف
waterproof عایق اب
waterproofed عایق اب
waterproofs عایق اب
insulant عایق
insulation عایق
cloggy عایق
pawl عایق
non conductor عایق
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
resistance عایق مقاومت
insulation testing apparatus عایق سنج
mica dielectric عایق میکا
insulated wall دیواره عایق
insulated tongs انبر عایق
weatherproof عایق هوا
insulated plier انبر عایق
insulated layer لایه عایق
rachet گیره عایق
drag hook قلاب عایق
circular loom نای عایق
wall insulator عایق دیوار
insulating material ماده عایق
insulated عایق دار
fish paper عایق کاغذی
battery insulator عایق باتری
slot insulation عایق شیار
sound insulation عایق صدا
cleat عایق انگلیسی
electrical insulator عایق الکتریکی
adiabatic عایق گرما
ideal dielectric عایق کامل
insulant ماده عایق
insulative عایق کردن
dielectric isolation جداسازی با عایق
insulation board صفحه عایق
insulating varnish لعاب عایق
insulating compound مواد عایق
brake عایق مانع
insulating عایق کردن
soundproof عایق صدا
insulating عایق سازی
insulates عایق سازی
insulates عایق کردن
brakes عایق مانع
braking عایق مانع
non conducting عایق گرما
obstructions مانع عایق
insulate عایق کردن
insulation عایق گذاری
rainproof عایق باران
insulated wire سیم عایق
insulation عایق کاری
insulating bushing بوش عایق
braked عایق مانع
insulating material مواد عایق
insulating material جسم عایق
obstruction مانع عایق
insulate عایق سازی
non conducting عایق برق
insulating cement سیمان عایق
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
lineament طرح بندی صورت بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
wording جمله بندی کلمه بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
classification طبقه بندی رده بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
tightening material مواد عایق کننده
to deafen a wall عایق کردن دیوار
mess kit فرف عایق غذاخوری
lead in insulator عایق سیم انتن
acoustical sound enclosure محفظه عایق صوتی
thermal insulation عایق کاری گرمایشی
damper عایق تعدیل کننده
to deaden a wall عایق کردن دیوار
utilidor لوله عایق کننده
insulation fault نقص عایق کاری
flameproof عایق شعله ضد اتش
isolate عایق دار کردن
form insulation عایق کاری قالب
insulate با عایق مجزا کردن
insulated conduit tube لوله عایق شده
insulated intermediate layer لایه میانی عایق
isolates عایق دار کردن
insulating با عایق مجزا کردن
insulation of concrete عایق کاری بتن
weatherbeater <adj.> عایق رطوبتی، آب بند
insulation breakdown test ازمایش شکست عایق
insulates با عایق مجزا کردن
insulated conductor هادی عایق شده
insulated cable کابل عایق شده
heat insulation عایق کاری حرارتی
isolating عایق دار کردن
insulated gate field effect transistor ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
electrical insulation عایق سازی الکتریکی
insulated bearing یاطاقان عایق شده
acoustic ceiling سقف عایق پوش
ferroxcube مواد مغناطیسی عایق غیرفلزی
bushing عایق غلاف حیله گردان
asbestos mica عایق پنبه نسوز و میکا
storm door درب عایق هوای توفانی
insulated bearing housing پوسته یاطاقان عایق شده
insulation روپوش کشی عایق کردن
post-insulated connection پس از پیوند عایق دار شده
dewar محفظه عایق حرارتی با دوجداره
ratchets گیره عایق چرخ ضامن دار
ratchet [گیره عایق چرخ ضامن دار]
cold plug شمعی با الکترود عایق شده کوتاه
quads سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
quad سیم چهارلای بهم پیچیده عایق
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
weathertight محفوظ در برابر باد و باران عایق هوا
quadrangles سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
reefer خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
quadrangle سیم چهار لای بهم پیچیده عایق
reefers خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
kapton نوعی پلاستیک عایق حرارتی باپوشش طلایی در فضاپیما
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
blanket لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanketed لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
shields کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
shields کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
blankets لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
shield کابل با دو سیم مسی عایق که دور هم پیچیده شده اند
shield کابل با دو سیم مسی عایق که دورهم پیچیده شده اند
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
glass wool تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
shields , این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
shield , این جفت سیستم ها پس وارد یک لایه عایق می شوند تا بیشتر تصادم را کم کنند
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
cross flow دو سیال که بصورت عمود برهم جریان دارند و توسط ورقه نازکی از هم عایق شده اند
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
braid shield روکشی از الیاف بافته شده ولاستیک روی یک یا چند هادی عایق شده از یکدیگر
gastight غیر قابل نفوذ در مقابل گاز عایق گاز
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
thicker طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thickest طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thick طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
wire روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wires روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
insulators جدا کننده عایق کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
shield هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
funicular بندی
nailed up سر هم بندی
commisural بندی
neuration رگ بندی
snacks ته بندی
vanation رگ بندی
seals اب بندی
trimerous سه بندی
humidity insulation اب بندی
alignment صف بندی
laced بندی
patching سر هم بندی
seal اب بندی
commissural بندی
humidity insulation نم بندی
articular بندی
queing صف بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com