English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English Persian
flowchapt symbol نماد روند نما
Other Matches
symbol نماد
symbolism نماد
logic symbol نماد منطقی
status symbols نماد منزلت
division sign نماد تقسیم
ikons نماد تصویری
symbolization نماد پردازی
icons نماد تصویری
icon نماد تصویری
symbolization نماد اوری
symbolist نماد ساز
special symbol نماد ویژه
status symbol نماد منزلت
variable symbol نماد متغییر
notate نماد کردن
symbology نماد شناسی
terminal symbol نماد پایانی
special symbol نماد خاص
tracking symbol نماد پیگردی
distinguished symbol نماد متمایز
metasymbol فوق نماد
authority symbol نماد قدرت
asymbolia نماد پریشی
mnemonic symbol نماد حفظی
universal symbol نماد همگانی
crutch نماد عصا
notation نماد سازی
father imago پدر- نماد
phallus نماد قضیب
father figures پدر- نماد
father figure پدر- نماد
mother figures مادر- نماد
mother figure مادر- نماد
phalluses نماد قضیب
abstract symbol نماد بی مسما
notations نماد سازی
curved design نماد گردان
phalli نماد قضیب
phallic symbol نماد قضیب
nonterminal symbol نماد غیر پایانی
symbol digit test ازمون نماد- رقم
crowned design نماد تاج دار
punctuation symbol نماد نقطه گذاری
terminating symbol نماد پایان بخش
flowchart symbol نماد نمودار گردشی
kahn's test of symbol arrangement ازمون نماد ارایی کان
simurg سیمرغ [نماد سمبلی مرغ آتش]
predefined process symbol نماد فرایند از پیش تعریف شده
differential نماد متغیر انتگرال گیری [ریاضی]
Liberty [مجسمه زن نماد آزادی که توسط هنرمندان فرانسوی ساخته شد.]
flow روند
processes روند
trend روند
proceeding روند
flowed روند
trend line خط روند
flows روند
trends روند
trepan روند
procedure روند
process روند
stream routing روند روانه
secular trend روند قرنی
rate of rise of water level روند بالاامدن اب
program flow روند برنامه
production process روند ساخت
pernicious trend روند قهقرایی
flowcharter روند نما
stream routing روند رود
timetrend روند زمانی
process of negotiations روند مذاکرات
trends روند کار
trend روند کار
process روند طریقه
processes فراشد روند
processes روند طریقه
upward trend روند صعودی
process فراشد روند
fission process روند انشقاق
trend analysis تحلیل روند
developmental trend روند تکوینی
data flow روند داده ها
control flow روند کنترل
bidirectional flow روند دوسویه
economic trend روند اقتصادی
secular trend روند دراز مدت
program flowchart روند نمای برنامه
process chart نقشه روند کار
hypertext به صفحه جددی می روند
up-river برخلاف روند جریان آب
modality روند [پردازه] [شیوه] [روش]
extrapolation ادامه روند تعمیم دهی
extrapolations ادامه روند تعمیم دهی
bells زنگ در پایان هر روند بوکس
bell زنگ در پایان هر روند بوکس
rehashing روند پر شدن یک جدول درهم
lover's lane <idiom> جای دنجی که عشاق به آنجا می روند
products customarily found in a pharmacy کالاهایی که معمولا در داروخانه بفروش می روند
listings کاغذهای متمادی که در چاپگرها به کار می روند
listing کاغذهای متمادی که در چاپگرها به کار می روند
snapback پاس دادن توپ دراغازهر روند
assets که در برنامههای کاربردی چند منظوره به کار می روند
What are the collection procedures for ...? روند جمع آوری برای ... چه [جور] است ؟
roundest روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
round روند بوکس برابر 3 دقیقه زمان مسابقه تکواندو
edited کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
pagination روند شکستن یک گزارش چاپ شده به واحدهایی متنافر باصفحات
paragraphs بخشی از متن بین دو حرف که نشانه گر را به اول خط بعد می روند
edit کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
paragraph بخشی از متن بین دو حرف که نشانه گر را به اول خط بعد می روند
warm-up روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
power house building ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
code level تعداد بیت هایی که برای نمایش یک کاراکتر معین بکارمی روند
annotations علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند
annotation علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند
warm-ups روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
percentile یکی از مجموعههای نودونه طرح کمتر از آنکه کل درصد چیزی از بین روند
These talks are crucial [critical] to the future of the peace process. این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم [حیاتی] هستند.
assembly نشانه هایی که برای نمایش دستورات کد ماشین در برنامه اسمبلی به کار می روند
assembling روند خودکاری که بوسیله ان کامپیوتر برنامه اصلی را به زبان سمبلیک تبدیل میکند
patterns محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
pattern محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
texel مجموعه پیکسل ها که به عنوان واحد مجزا هنگام اعمال یک تط بیق روی شی به کار می روند
tossle منگوله [در این حالت دسته ای از نخ ها جهت تزئین فرش یا خورجین و زین اسب بکار می روند.]
dual در یک سیستم FDDI ایستگاهی که حاوی دو حلقه شبکه است و برنامه تحمل خطا به کار می روند
deep motif نگاره گوزن و غزال [که در فرش های حیوان دار و باغی ایران، هند و چین بکار می روند.]
to anneal سخت کردن [روند گرمایش و سرمایش آهسته جهت سفت شدن و کاهش شکنندگی] [فلزات] [مهندسی]
backslash کاراکتر ASC II که در MS DOS برای نشان دادن ریشه دایرکتوری دیسک مثل C: یا مسیر دیگر به کار می روند
flowcharting symbol علامتی برای نمایش عملیات داده ها روند کار یا وسائل روی یک نمودار گردش کاربکار برده میشود
string سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
lamp قندیل [این نماد در اکثر فرش های محرابی از سقف محراب آویزان بوده و یا در متن فرش جلوه گر می باشد. عده ای استفاده از آن را نشانه اشائه نور خداومد می دانند.]
ATD دستور استاندارد برای مودم های سازگار که در شماره گیری تلفن به کار می روند و توسط Hayes ایجاد شده اند
divisor عملوندی که برای تقسیم مقسوم علیه در عمل تقسیم به کار می روند
services توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
detailing فایل حاوی رکودهایی که برنامه بهنگام سازی فایل اصلی به کار می روند
paired registers دو ثبات پایه با اندازه کلمه که با هم به عنوان یک ثبات با طول زیاد به کار می روند.
detail فایل حاوی رکودهایی که برنامه بهنگام سازی فایل اصلی به کار می روند
inferior figures حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند.
regenerator وسیلهای که در ارتباطات استفاده میشود و سیگنال دریافتی را مرتب میکند و ارسال میکند. و برای گشترش محدوده شبکه به کار می روند
line abreast کشتی هایی که پهلو به پهلو می روند
Intel محدوده پردازنده ها ساخت intel که حاوی قط عاتی هستند که برای افزایش کارایی به کار می روند در صورت کار با چند رسانهای و ارتباطات
cryptographic تعداد کدهایی که در الگوریتم رمز برای مشخص کردن داده رمز دار و خارج از رمز به کارمی روند
solidifying process روند انجماد جریان انجماد
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
data processing پبشرفت تدریجی داده ها فرایند داده ها روند داده ها
stack روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com