English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
English Persian
sample نمونه برداری کردن
sampled نمونه برداری کردن
Search result with all words
sampling نمونه برداری مزه کردن
Other Matches
acceptance sampling نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
sampling نمونه برداری
samplery نمونه برداری
biased sampling نمونه برداری غیرتصادفی
core drilling نمونه برداری با مته
bottle silt sampler نمونه برداری با بطری
split spoon قاشق نمونه برداری
sampling rate نرخ نمونه برداری
auger مته نمونه برداری
polling list سیاهه نمونه برداری
bed load sampling نمونه برداری از بار کف
autopolling خود نمونه برداری
sampling in motion نمونه برداری در حال انتقال
acceptance sampling پذیرش کالاپس از نمونه برداری
nodes محل برخورد بردارهادر نمونه برداری
node محل برخورد بردارهادر نمونه برداری
aliasing اثرات بصری نامطلوب تصاویرتولید شده کامپیوتری درنتیجه استفاده از روشهای نادرست نمونه برداری staircasing
module اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
modules اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stencilling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
sample نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampled نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
hectograph ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
sampling نمونه گیری برداشت نمونه
to pattern out ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
stripping نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
standarize با نمونه یا عیار قانونی مطابقت کردن استاندارد کردن
operated از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
proofread نمونه خوانی کردن
proofreading نمونه خوانی کردن
proofreads نمونه خوانی کردن
utilising بهره برداری کردن
utilizes بهره برداری کردن
tap بهره برداری کردن از
tapped بهره برداری کردن از
utilize بهره برداری کردن
tapping بهره برداری کردن از
utilised بهره برداری کردن
mapping نقشه برداری کردن
utilizing بهره برداری کردن
utilises بهره برداری کردن
exploits بهره برداری کردن از
defraud کلاه برداری کردن
defrauded کلاه برداری کردن
exploiting بهره برداری کردن از
defrauding کلاه برداری کردن
defrauds کلاه برداری کردن
exploit بهره برداری کردن از
safing چاشنی برداری کردن
unveil نمودار کردن پرده برداری
unveiled نمودار کردن پرده برداری
unveiling نمودار کردن پرده برداری
unveils نمودار کردن پرده برداری
photo imagery عکس برداری کردن از زمین
operated عمل کردن بهره برداری کردن
operate عمل کردن بهره برداری کردن
operates عمل کردن بهره برداری کردن
undisturbed sample نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
natural dyes رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
To take an invevtory. صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
utilizes مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
paragons رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragon رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
geodetic datum سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
bessel method پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
redundancies نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
salami technique کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
copied پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copies پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
modelled نمونه
paragon نمونه
paragons نمونه
strickle نمونه
model نمونه
modeled نمونه
sampled نمونه
schema نمونه
module نمونه
modules نمونه
sampling نمونه
specimen نمونه
specimens نمونه
calligraph نمونه
exemplars نمونه
exemplar نمونه
copying نمونه
copy نمونه
copies نمونه
copied نمونه
breadboard نمونه
example نمونه
examples نمونه
forme نمونه
foretype نمونه
ensample نمونه
copyslip نمونه
format نمونه
formats نمونه
models نمونه
representative نمونه
paradigms نمونه
type نمونه
typed نمونه
paradigm نمونه
types نمونه
precedent نمونه
representatives نمونه
precedents نمونه
instances نمونه
instance نمونه
progenitors نمونه
progenitor نمونه
sample نمونه
patterns نمونه
schemata نمونه
typicalness نمونه
pattern نمونه
vectors برداری
vector برداری
decerebration مخ برداری
embodiment در برداری
typical یک نمونه بارز
exemplum مثال نمونه
emulator نمونه ساز
standard نمونه قانونی
core sample نمونه استوانهای
sample نمونه قراردادن
foretype نمونه قبلی
exemplarily بطور نمونه
emulation نمونه سازی
for example برای نمونه
exemplification نمونه اوری
polled نمونه برداشتن
polls نمونه برداشتن
coring نمونه گیری
poll نمونه برداشتن
standards نمونه قانونی
sample نمونه کالا
prototypes نمونه اولیه
prototypes نمونه نخستین
prototypes نمونه ازمایشی
test model نمونه ی ازمایش
type of use نمونه کاربرد
prototype نمونه ازمایشی
sampler نمونه بردار
samplers نمونه بردار
typical نمونه نوعی
per sample طبق نمونه
prototype نمونه اولیه
prototype نمونه نخستین
sampled نمونه قراردادن
breadboard نمونه تابلویی
modeling نمونه سازی
by the square مطابق نمونه
sampled نمونه گرفتن
sampled واحد نمونه
sampling نمونه گیری
biased sample نمونه سودار
sampled نمونه کالا
archetype نمونه اولیه
archetypes نمونه اولیه
cell فرف نمونه
cells فرف نمونه
sample size بزرگی نمونه
sight form نمونه رصد
specimen signature نمونه امضاء
unknown sample نمونه مجهول
typification تعیین نمونه
typicality نمونه علامت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com