English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (32 milliseconds)
English Persian
annotation نوشتن تذکرات تقریظ کردن
annotations نوشتن تذکرات تقریظ کردن
Other Matches
commentates تقریظ نوشتن
commentating تقریظ نوشتن
commentated تقریظ نوشتن
commentate تقریظ نوشتن
scrawled با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
dyslogistic دارای تذکرات نامساعد
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
commentaries تقریظ
commentary تقریظ
commentation تقریظ نویسی
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
blurb تقریظ یااعلان مبالغه امیز
blurb تقریظ یا توصیه نامه مختصری برکتابی
encipher برمز نوشتن رمز نوشتن
refer توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refers توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
referred توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to commit to paper نوشتن ثبت کردن
to fill in نوشتن خاکریزی کردن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
prescribed نسخه نوشتن تعیین کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
spells املاء کردن درست نوشتن
prescribing نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribes نسخه نوشتن تعیین کردن
overwrite جانویسی کردن جای نوشتن
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
spell املاء کردن درست نوشتن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribe نسخه نوشتن تعیین کردن
spelled املاء کردن درست نوشتن
to draw up a contract قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
rubricate بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricize بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
interpage در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
write بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
writes سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
opens آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opened آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
open آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
phoneticism عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
write permit ring چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
declaration نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
macro کلمهای که برای بیان تعدادی دستور یا ساده کردن نوشتن برنامه به کار می رود
declarative statement نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
programs نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
head دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
alphabetize به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن
graphics تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
write protect قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
hyphen فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
set down نوشتن
inscribed نوشتن
inscribe نوشتن
scribble بد نوشتن
write نوشتن
superscrible نوشتن
to drive a pen or quill نوشتن
pen نوشتن
to put down نوشتن
pt down نوشتن
pens نوشتن
inscribing نوشتن
penning نوشتن
penned نوشتن
inscribes نوشتن
put down <idiom> نوشتن
scribbled بد نوشتن
indite نوشتن
to set down نوشتن
scrawl بد نوشتن
scrawls بد نوشتن
writes نوشتن
scribbles بد نوشتن
scribbling بد نوشتن
scrawled بد نوشتن
to reduce to writing نوشتن
write head هد نوشتن
scrawling بد نوشتن
annotated یادداشت نوشتن
annotates حاشیه نوشتن
tablets بر لوح نوشتن
annotated تفسیر نوشتن
write off زود نوشتن
editorialised سرمقاله نوشتن
write-off زود نوشتن
editorialises سرمقاله نوشتن
editorialize سرمقاله نوشتن
miswrite اشتباه نوشتن
program برنامه نوشتن
editorialising سرمقاله نوشتن
read/write خواندن- نوشتن
note نت موسیقی نوشتن
itemises به اقلام نوشتن
r/w خواندن- نوشتن
write-offs زود نوشتن
annotated حاشیه نوشتن
table در فهرست نوشتن
itemizing به اقلام نوشتن
over write جای نوشتن
list در فهرست نوشتن
poetize شعر نوشتن
overwrite جای نوشتن
tables در فهرست نوشتن
prose نثر نوشتن
penmanship طرز نوشتن
overwrite زیاد نوشتن
write out به تفصیل نوشتن
overwrite دومرتبه نوشتن
tabling در فهرست نوشتن
precis خلاصه نوشتن
noting نت موسیقی نوشتن
itemised به اقلام نوشتن
graphic وابسته به فن نوشتن
demythologize تفسیر نوشتن
itemizes به اقلام نوشتن
itemized به اقلام نوشتن
gloss حاشیه نوشتن بر
itemize به اقلام نوشتن
itemising به اقلام نوشتن
annotate تفسیر نوشتن
notes نت موسیقی نوشتن
tablet بر لوح نوشتن
poeticize شعر نوشتن
annotate یادداشت نوشتن
tabled در فهرست نوشتن
read/write head هدخواندن- نوشتن
scrolls کتیبه نوشتن
rewrote باز نوشتن
wirte only تنها نوشتن
scribble باشتاب نوشتن
scribbled باشتاب نوشتن
scribbles باشتاب نوشتن
pens خامه نوشتن
scribbling باشتاب نوشتن
handwrite بادست نوشتن
annotate حاشیه نوشتن
rewrote دوباره نوشتن
autograph دستخط نوشتن
engross درشت نوشتن
rewriting باز نوشتن
preamble مقدمه نوشتن
jotted با شتاب نوشتن
rewritten دوباره نوشتن
rewritten باز نوشتن
preface دیباچه نوشتن
penning خامه نوشتن
jot با شتاب نوشتن
impanel در صورت نوشتن
preambles مقدمه نوشتن
prefacing دیباچه نوشتن
invoicing فاکتور نوشتن
prefaces دیباچه نوشتن
invoices فاکتور نوشتن
i am weary of writing از نوشتن خسته
invoiced فاکتور نوشتن
invoice فاکتور نوشتن
hyphenate با خط پیوند نوشتن
penned خامه نوشتن
inscroll در طومار نوشتن
write head نوک نوشتن
pen خامه نوشتن
jots با شتاب نوشتن
allegorize تمثیل نوشتن
prefaced دیباچه نوشتن
scroll کتیبه نوشتن
autographed دستخط نوشتن
programs برنامه نوشتن
circumscribing نوشتن در دور
enlist درفهرست نوشتن
double space یک خط درمیان نوشتن
annotating یادداشت نوشتن
annotating تفسیر نوشتن
enlisting درفهرست نوشتن
enlists درفهرست نوشتن
editorializes سرمقاله نوشتن
annotating حاشیه نوشتن
annotates تفسیر نوشتن
to write off به اسانی نوشتن
editorialized سرمقاله نوشتن
to write out بتفضیل نوشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com