English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English Persian
zmarker beacon نوعی برج کنترل هوایی مستقر در میدان تیر پدافندهوایی
Other Matches
counterflak اتش خنثی کننده توپخانه پدافندهوایی ضد پدافند هوایی عملیات ممانعت از پدافندهوایی
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
engagement control کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
carrier air group دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
effectiveness clock دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
missile monitor نوعی سیستم توزیع اتش الکترونیکی متحرک پدافندهوایی که در سطح گروه وگردان و اتشبار مورد استفاده میباشد
broadcast controlled air interception نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
staged crews پرسنل هوایی یا دریایی مستقر درپایگاههای مسیر ناو یاهواپیما
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
fire bee نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
target system سیستم هدفهای میدان تیر سری هدفهای مستقر در یک منطقه
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
field control کنترل میدان
sidewinder نوعی موشک ضد هوایی
air control کنترل هوایی
blimp نوعی بالون هوایی کوچک
blimp نوعی کشتی هوایی غیرصلب
aircontroller کنترل کننده هوایی
control zone منطقه کنترل هوایی
airspace control کنترل فضای هوایی
air control party گروه کنترل هوایی
homing station رادارهای کنترل هوایی
initial point نقطه کنترل هوایی
air controlman نگهبان کنترل هوایی
control area منطقه کنترل هوایی
nike ajax نوعی موشک ضد هوایی هدایت شونده
forward air control post ایستگاه کنترل هوایی جلو
airspace control کنترل کردن فضای هوایی
controlled airspace فضای هوایی کنترل شده
air traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
air-traffic control کنترل عبور و مرور هوایی
air control and reporting center (c.r.c. مرکز کنترل و گزارش هوایی
air control ship ناو کنترل حرکات هوایی
air control point نقطه کنترل مسیر هوایی
superfortress نوعی هواپیمای تانکر سوخت 6 موتوره هوایی
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
air movement section قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
free lance اعلام کنترل خودکار هواپیمادر درگیریهای هوایی
air defense artillery controller مسئول کنترل عملیات توپخانه پدافند هوایی
air traffic regulation and identificatio سیستم تشخیص و کنترل عبورو مرور هوایی
air raid reporting control ship گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
tactical air command center مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
stratotanker نوعی هواپیمای تانکر سوخت رسان چهار موتوره هوایی
rack control نوعی کنترل پروازی غیر دستی
filter center مرکز کنترل و نتیجه گیری ازاخبار پدافند هوایی
positive control کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
freddie اشاره به ایستگاه یا یکان کنترل کننده در درگیریهای هوایی
midnight فرمان از کنترل نزدیک به دورتغییر فرکانس بدهید دررهگیری هوایی
mauler نوعی موشک هدایت شونده باسکوی خود کششی مخصوص پدافند هوایی
wing photograph نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
quail نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
z scale نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
controlled airspace قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
controlled pattern بارریزی کنترل شده هوایی بارریزی با استفاده ازگسترش معین چترها
synchroreceiver دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
control line aircraft نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
air defense emergency وضعیت اضطراری پدافندهوایی
air defense artillery fire unit سکوی توپخانه پدافندهوایی
air defense sector منطقه واگذاری شده پدافندهوایی
air defense artillery fire unit یکان اتش توپخانه پدافندهوایی
flad suppression اتش خنثی کننده ضد پدافندهوایی
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
army airdefense command post پاسگاه فرماندهی پدافندهوایی نیروی زمینی
surface mission پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
airlift service سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
free form نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
compound wound generator ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
air defense weapon control case روش استفاده از کلاهک اتمی در جنگ افزارهای پدافندهوایی
synchroscope دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
mobile employment استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
holiday تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
telling مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
antiair warfare جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
restrictive fire plan طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air policing عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
pouncing در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
line chief افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
pounce در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i stay در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
pounced در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
air delivery container جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air sentinel گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steered در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeons در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
air scoop چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
flak گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
sleeve target هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
fly through عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air pilots خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
aviation pay معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air superiority برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air interdiction عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
air suprmacy برتری کامل هوایی سیادت هوایی
resident مستقر
residents مستقر
established right حق مستقر
puts مستقر
put مستقر
established مستقر
putting مستقر
based مستقر
deep seated مستقر
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
appointed <adj.> <past-p.> مستقر شده
plant مستقر کردن
reside مستقر بودن
occupier مستقر مستاجر
occupiers مستقر مستاجر
applied <adj.> <past-p.> مستقر شده
resided مستقر بودن
dynamically نیروی مستقر
plants مستقر کردن
dynamic نیروی مستقر
resides مستقر بودن
stabile مستقر وپایدار
plant oneself مستقر شدن
deployed <adj.> <past-p.> مستقر شده
localized bond پیوند مستقر
determinate مستقر شده
fixes مستقر شدن
fix مستقر شدن
installed <adj.> <past-p.> مستقر شده
inposition مستقر در موضع
positioner مستقر کننده
inserted <adj.> <past-p.> مستقر شده
delocalized electron الکترون غیر مستقر
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
bittersweet نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
army in the field ارتش مستقر در صحنه عملیات
theater army ارتش مستقر در صحنه عملیات
site قرار داشتن مستقر بودن
sited قرار داشتن مستقر بودن
sites قرار داشتن مستقر بودن
conus armies ارتشهای مستقر در قاره امریکا
avouch تضمین کردن مستقر ساختن
guides post نفر هادی مستقر شوید
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
air branch قسمت هوایی رسته هوایی
air material ماتریل هوایی وسایل هوایی
notice to airmen اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
airs هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
aired هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
splash ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashing ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
air station ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
tropopause منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
deployed مستقر گسترش یافته در روی زمین
bottom mine مینی که در کف دریا مستقر میشودمین کفهای
settle مستقر شدن یامستقر کردن استقرار
settles مستقر شدن یامستقر کردن استقرار
locating مستقر ساختن مکان یابی کردن
locates مستقر ساختن مکان یابی کردن
located مستقر ساختن مکان یابی کردن
emplacement پایگاه مستقر کردن کار گذاشتن
locate مستقر ساختن مکان یابی کردن
courses میدان تیر میدان
coursed میدان تیر میدان
course میدان تیر میدان
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
emplace جا گذاشتن موضع گرفتن مستقر کردن یاشدن
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
air picket هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
call mission درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com