English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (9 milliseconds)
English Persian
pike نوک نیزه هرچیز نوک تیز
Other Matches
grains نیزه ماهی گیری که دارای چهارپنجه یابیشترباشد نیزه چنگالی
pole نیزه پرش با نیزه
poles نیزه پرش با نیزه
When the water rise above ones head ,one fathom is. <proverb> آب که از سر گذشت چه یک نیزه چه صد نیزه .
anyone هرچیز
anything هرچیز
platters هرچیز پهن
platter هرچیز پهن
apiece هرچیز هریک
minim هرچیز کوچک
pads هرچیز نرم
pad هرچیز نرم
pair هرچیز دو جزئی
minims هرچیز کوچک
flip side پشت هرچیز
deathlon مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
three decker هرچیز سه طبقهای یا سه لایهای
rib هرچیز شبیه دنده
(live off the) fat of the land <idiom> بهترین از هرچیز را داشتند
mixed bag هرچیز قاتی پاتی
shelf هرچیز تاقچه مانند
flip side بخش ثانوی هرچیز
pots هرچیز برجسته ودیگ مانند
potting هرچیز برجسته ودیگ مانند
board تخته یا مقوا و یا هرچیز مسطح
signal هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
signaled هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
signalled هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
pot هرچیز برجسته ودیگ مانند
behemoth کرگدن هرچیز عظیم الجثه و نیرومند
chargers دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
everything is good in its season <proverb> گویند که هرچیز به هنگام خوش است
charger دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
pickup هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
bobtail اسب یا سگ دم کل هرچیز ناقص یامختصر شده ادم مهمل
ballast هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
lancer نیزه زن
pic نیزه
dart نیزه
darted نیزه
darting نیزه
gavelock نیزه
butt shaft نیزه
halbert نیزه
spear نیزه
speared نیزه
spearing نیزه
spears نیزه
halberd نیزه
lances نیزه
lance نیزه
harpoon نیزه
shaft نیزه
lancing نیزه
harpoons نیزه
lanced نیزه
shafts نیزه
javelin نیزه
gooseneck هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
barracudas نیزه ماهی
demilance نیم نیزه
sea needle نیزه ماهی
styliform نیزه مانند
needle fish نیزه ماهی
styloid شبیه نیزه
green bone نیزه ماهی
pole vaults پرش با نیزه
fix bayonets به نیزه فنگ نیزه فنگ
sword bayonet سر نیزه دم دار
gar نیزه ماهی
pikestaff چوب نیزه
barracuda نیزه ماهی
vaulter پرنده با نیزه
jaculator نیزه انداز
spearman نیزه دار
spearer نیزه دار
lancethrust زخم نیزه
marlin نیزه ماهی
marlinespike نیزه ماهی
marlinspike نیزه ماهی
spear fisherman ماهیگیر با نیزه
spearfisher ماهیگیر با نیزه
pole vaulter پرنده با نیزه
pole vaulting پرش با نیزه
sarissa نیزه مقدونی
lancer نیزه دار
spontoon نیزه کوتاه
jaculator نیزه دار
spiculum نیزه کوچک
javelin throw پرتاب نیزه
throwing the javelin پرتاب نیزه
javelin thrower پرتابگر نیزه
javelineer نیزه دار
spiculum نوک نیزه
spearman نیزه انداز
lancelet نیزه ماهی
quarter staff نیزه چوبی
pole vault پرش با نیزه
gad نیزه سنان
lancing ضربت نیزه
spears نیزه دار
spearing نیزه دار
speared نیزه دار
spear نیزه دار
vaults پرش با نیزه
pike نیزه زدن
spearheading نوک نیزه
spearheaded نوک نیزه
spearhead نوک نیزه
vault پرش با نیزه
job سوخمه سر نیزه
lances ضربت نیزه
jobs سوخمه سر نیزه
lance ضربت نیزه
lanced ضربت نیزه
spearheads نوک نیزه
gaff نیزه چنگک
lancer تشر زن نیزه انداز
spearfish ماهیگیری با پرتاب نیزه
jousted نیزه بازی سواره
pkeman سرباز نیزه دار
jousting نیزه بازی سواره
jousts نیزه بازی سواره
piker سرباز نیزه دار
javelin زوبین پرتاب نیزه
pikestaff دسته چوبی نیزه
fix bayonets نیزه فنگ کردن
javelin نیزه دستی سبک
spearfishing ماهیگیری با پرتاب نیزه
throwing circle دایره پرتاب نیزه
lanceolate نیزه مانند نیزهای
uhlan سوار نیزه دار
joust نیزه بازی سواره
ox goad نیزه گاو رانی
spear gun وسیله پرتاب نیزه ماهیگیری
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
trident نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
styliferous ستون دار نیزه مانند
joust نیزه بازی از روی زین
jousting نیزه بازی از روی زین
tridentate نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
foin فرو بردن شمشیر یا نیزه
jousted نیزه بازی از روی زین
jousts نیزه بازی از روی زین
gig نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
gigs نوعی کرجی پارویی یابادبانی نیزه
banderillero عضو تیم کمکی گاوبازماموراستفاده از نیزه
gig نوعی کرجی پارویی یابادبانی نیزه
gigs نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
tilting yard میدان مبارزه نیزه بازان و سوارکاران
tiltyard میدان مبارزه نیزه بازان و سوارکاران
he ran the animal through ان جانور را با شمشیریا نیزه سوراخ کرد
hop step طرز گام برداشتن در پرتاب نیزه
jumping event مسابقه پرش با نیزه یاارتفاع یا طول
crossbar ضلع اریب مانع میله پرش با نیزه
banderilla نیزه خاردار برای فروبردن به گردن گاو
picador عضو گروه گاوباز سوار نیزه دار
leister نیزه خاردار مخصوص صیدماهی قزل الا
to tilt at the ring سر سواری حلقه اویزانی رابانوک نیزه برداشتن
throwing line نیمدایرهای که پرتابگر نیزه نباید از ان تجاوز کند
crossbars ضلع اریب مانع میله پرش با نیزه
pike نیزه دسته چوبی میخ نوک تیز
dud ترقه خراب هرچیز خراب
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
gigs نیزه ماهی گیری قایق پارویی سریع السیر
gig نیزه ماهی گیری قایق پارویی سریع السیر
finish style طرز قرار گرفتن پا نزدیک نقطه پرتاب نیزه
finish crossover طرز قرار گرفتن پا نزدیک نقطه پرتاب نیزه
bindings وسیله حفظ پاروی اسکی روی اب قسمت نواردار نیزه
binding وسیله حفظ پاروی اسکی روی اب قسمت نواردار نیزه
tilt شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilts شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilted شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
pole چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
poles چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
Lancet style [سبک گوتیکی اواخر قرن نوزده مرسوم به سبک نیزه ای]
stopboard تخته مستطیل پشت چاله پرش با نیزه تخته لبه دایره پرتاب وزنه
pentathlon مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pigsticking شکار گراز وحشی با نیزه گراز کشی
double lancet [پنجره گوتیکی با دو پنجره سر نیزه ای]
lanced نیشتر زدن نیزه زدن
lances نیشتر زدن نیزه زدن
lancing نیشتر زدن نیزه زدن
lance نیشتر زدن نیزه زدن
lanceolate leaves برگ های اسلیمی [شاه عباسی] [نیزه ای] [شعله] [اغلب در یک یا دو سمت برگ بصورت کنگره بوده و در اغلب فرش های لچک ترنج و باغی بکار می رود.]
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standards دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com