English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (31 milliseconds)
English Persian
glow نگاه سوزان کردن
glowed نگاه سوزان کردن
glows نگاه سوزان کردن
Other Matches
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
alighting سوزان سبک کردن
alighted سوزان سبک کردن
alights سوزان سبک کردن
alight سوزان سبک کردن
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
parching سوزان
ablaze سوزان
on fire سوزان
scathing سوزان
galling سوزان
scathingly سوزان
acrimonious سوزان
fervid سوزان
flaring سوزان
scorching سوزان
torrid سوزان
ardent سوزان
sweltering سوزان
scorcher سوزان
glowing سوزان
scorchers سوزان
burning سوزان محترق
thermalgia درد سوزان
broiling sun افتاب سوزان
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
perfervid بسیار غیور سوزان
heat rash عرق جوش حرارت سوزان
to crib در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to plagiarize در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
eyes نگاه کردن
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
stare رک نگاه کردن
eying نگاه کردن
regards نگاه کردن
squinny کج کج نگاه کردن
stares رک نگاه کردن
leering نگاه کج کردن
to set eyes on نگاه کردن
regard نگاه کردن
stared رک نگاه کردن
regarded نگاه کردن
eye نگاه کردن
eyeing نگاه کردن
leers نگاه کج کردن
to look on with نگاه کردن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
squints چپ نگاه کردن
see نگاه کردن
squinted چپ نگاه کردن
sees نگاه کردن
squint چپ نگاه کردن
leered نگاه کج کردن
leer نگاه کج کردن
to watch نگاه کردن
to dwell on نگاه کردن
ogling نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogle نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
gawked احمقانه نگاه کردن
glared خیره نگاه کردن
glares خیره نگاه کردن
stared خیره نگاه کردن
glowers خیره نگاه کردن
pry فضولانه نگاه کردن
glare خیره نگاه کردن
pry بادقت نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
to look a bout بهر سو نگاه کردن
to look behind پشت سر را نگاه کردن
pries فضولانه نگاه کردن
keek نگاه دزدانه کردن
glower خیره نگاه کردن
to stael a look دزدانه نگاه کردن
to look at somebody askance به کسی چپ چپ نگاه کردن
to look at each other به یکدیگر نگاه کردن
looked نگاه کردن نگریستن
glowering خیره نگاه کردن
glowered خیره نگاه کردن
stare خیره نگاه کردن
pried فضولانه نگاه کردن
stares خیره نگاه کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
gawk احمقانه نگاه کردن
pried بادقت نگاه کردن
to have a look at something بچیزی نگاه کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
to look down با نگاه مطیع کردن
gloated خیره نگاه کردن
peek زیرچشمی نگاه کردن
peeked زیرچشمی نگاه کردن
peeking زیرچشمی نگاه کردن
gazing بادقت نگاه کردن
gapes باشگفتی نگاه کردن
peeks زیرچشمی نگاه کردن
gaped خیره نگاه کردن
skew منحرف کج نگاه کردن
glim نگاه اجمالی کردن
gaped باشگفتی نگاه کردن
gapes خیره نگاه کردن
peer با دقت نگاه کردن
look up نگاه کردن مراجعهای
squinny زیرچشمی نگاه کردن
gaping باشگفتی نگاه کردن
gazed خیره نگاه کردن
gorgonize خیره نگاه کردن
gaze بادقت نگاه کردن
gazed بادقت نگاه کردن
gazes خیره نگاه کردن
gazes بادقت نگاه کردن
gloating خیره نگاه کردن
gazing خیره نگاه کردن
gloat خیره نگاه کردن
thumb one's nose <idiom> با تنفر نگاه کردن
peering با دقت نگاه کردن
gaping خیره نگاه کردن
peered با دقت نگاه کردن
looks نگاه کردن نگریستن
skewing منحرف کج نگاه کردن
to look forward نگاه کردن انتظارداشتن
look نگاه کردن نگریستن
goggling چپ نگاه کردن گشتن
gawks احمقانه نگاه کردن
gawks بی خیال نگاه کردن
gawking احمقانه نگاه کردن
gaze خیره نگاه کردن
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
gloats خیره نگاه کردن
skews منحرف کج نگاه کردن
pries بادقت نگاه کردن
to make eyes at عاشقانه نگاه کردن
goggled چپ نگاه کردن گشتن
gape باشگفتی نگاه کردن
to run through نگاه اجمالی کردن در
gape خیره نگاه کردن
goggle چپ نگاه کردن گشتن
look about بهر سو نگاه کردن
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
gawp مات و احمقانه نگاه کردن
snoop نگاه تجسس امیز کردن
glowers اخم کردن نگاه خیره
gazed چشم دوختن زل زل نگاه کردن
glowering اخم کردن نگاه خیره
gazes چشم دوختن زل زل نگاه کردن
languishes باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishing باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
glowered اخم کردن نگاه خیره
retained ابقاء کردن نگاه داشتن
snoops نگاه تجسس امیز کردن
glower اخم کردن نگاه خیره
retain ابقاء کردن نگاه داشتن
leer از گوشه چشم نگاه کردن
snooping نگاه تجسس امیز کردن
retaining ابقاء کردن نگاه داشتن
snooped نگاه تجسس امیز کردن
gazing چشم دوختن زل زل نگاه کردن
to drink in with ones eyes بچشم خریداری نگاه کردن
teleview به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
leering از گوشه چشم نگاه کردن
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
gawping مات و احمقانه نگاه کردن
leers از گوشه چشم نگاه کردن
oeillade با کرشمه نگاه کردن غمزه
gawped مات و احمقانه نگاه کردن
gawps مات و احمقانه نگاه کردن
keep tabs on <idiom> نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
to d. into a book نگاه مختصر بکتابی کردن
leered از گوشه چشم نگاه کردن
to look one up and down بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
retains ابقاء کردن نگاه داشتن
gaze چشم دوختن زل زل نگاه کردن
languished باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languish باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
give someone a black look با خشم به کسی نگاه کردن
celebrate نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrates نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrating نگاه داشتن تقدیس کردن
to shut in تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
stare از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
peeps باچشم نیم باز نگاه کردن
stares از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
peeping باچشم نیم باز نگاه کردن
peeped باچشم نیم باز نگاه کردن
stared از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
to look at نگاه کردن به [نگریستن به] [به نظر آمدن]
to watch the clock [با بیحوصلگی] دائما به ساعت نگاه کردن
file در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
filed در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
to paint a rosy picture of something امیدوارانه به چیزی [موضوعی] نگاه کردن
peep باچشم نیم باز نگاه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com