Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
weak interaction
نیروی هسته ای ضعیف
[فیزیک]
Other Matches
weak interaction
کشش هسته ای ضعیف
[فیزیک]
strong interaction
نیروی هسته ای قوی
[فیزیک]
nucleole
جسمی که در درون هسته یاخته ها یافت میشود هسته هسته
softie
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softies
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softy
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
karyology
هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
shields
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shield
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
palled
ضعیف شدن ضعیف کردن
palling
ضعیف شدن ضعیف کردن
pall
ضعیف شدن ضعیف کردن
palls
ضعیف شدن ضعیف کردن
nuclide
کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
closed cycle reactor system
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
nucleon
اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
reenforceŠetc
نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
magneto electricity
نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
blue water school
انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
nuclear magnetic resonance
تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
magnetic nuclear resonance
تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
juggernaut
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
torque
نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
e.m.f
force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
juggernauts
نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
air force personnel with the army
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
expeditionary
نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
weak constitution
بنیه ضعیف ضعف بنیه مزاج ضعیف
electromotive force
نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
threat force
نیروی دشمن نیروی مخالف
attack force
نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
buoyancy
نیروی بالابر نیروی شناوری
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
self propulsion
حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
counter force
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
allocated manpower
نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
cores
هسته
core
هسته
center web
هسته
atom
هسته
atoms
هسته
nuclel
هسته ها
necleus
هسته
air core
بی هسته
magnet core
هسته
kernels
هسته
kernel
هسته
stoning
هسته
stones
هسته
stone
هسته
seedless
بی هسته
nucleus
هسته
membrane
هسته
nuclei
هسته
membranes
هسته
heteronuclear
ناهم هسته
magnet core
هسته اهنربا
magnet core
هسته مغناطیسی
kernels
هسته اصلی
heteronuclear
ناجور هسته
magnet yoke
هسته اهنربا
magnetic core
هسته مغناطیسی
macronucleus
هسته بزرگتر
luminescent center
هسته لومینسانس
core pin
خار هسته
core hole
سوراخ هسته
atomic nucleus
هسته اتم
yoke
هسته ترانسفورماتور
core iron
اهن هسته
core loss
اتلاف هسته
core nail
سوزن هسته
armature core
هسته ارمیچر
arcuate nucleus
هسته کمانی
core of the earth
هسته زمین
core oven
کوره هسته
nuclear radius
شعاع هسته
nuclear size
اندازه هسته
pulvinar
هسته بالشتک
nucleate
دارای هسته
growler
هسته گراولر
watertight core
هسته اب بندی
nucleonics
هسته شناسی
gracile nucleus
هسته باریک
nucleophile
هسته دوست
gracilis nucleus
هسته باریک
grape stone
هسته انگور
nutlet
هسته کوچک
nuclear magneton
مگنتون هسته
headword
واژههای هسته
nuclear power station
نیروگاه هسته ای
mesoplast
هسته یاخته
enucleation
هسته دراوری
aciniform
هسته دار
nuclear power plant
نیروگاه هسته ای
red nucleus
هسته قرمز
stoned
هسته درآورده
atomic power station
[plant]
نیروگاه هسته ای
nucellus
هسته تخم چه
nuclear charge
بار هسته
nuclear electron
الکترون هسته
headwords
واژههای هسته
syncytium
سلول چند هسته ایی
laminated core
هسته متورق
caudate nucleus
هسته دمی
core gap
چاک هسته
iron core
هسته اهن
transformer core
هسته ترانسفورماتور
cores
هسته سنگ
nuclei
لب هسته مرکزی
cores
هسته یا دیوارهستهای
hollow core
هسته مجوف
impervious core
هسته نفوذناپذیر
induction cup
هسته القائی
impervious core
هسته ناتراوا
core
هسته سنگ
core
هسته یا دیوارهستهای
condensation nucleus
هسته چگالش
homonuclear
جور هسته
solenoid core
هسته سولنئید
coil core
هسته بوبین
binuclear
دارای دو هسته
secure kernel
هسته امن
micronucleus
خرد هسته
binucleate
دارای دو هسته
unstable nucleus
هسته ناپایدار
cherry pit
هسته گیلاس
kernel
هسته اصلی
stable nucleus
هسته پایدار
inside diameter
قطر هسته
nucleus
لب هسته مرکزی
binucleated
دارای دو هسته
endocarp
پوسته هسته
uncleation
هسته زایی
faintest
ضعیف
puny
ضعیف
faintish
ضعیف
sappy
ضعیف
defective
ضعیف
fragile
ضعیف
languorous
ضعیف
leans
ضعیف
leaned
ضعیف
lean
ضعیف
softer
ضعیف
softest
ضعیف
slacks
ضعیف
slackest
ضعیف
slack
ضعیف
wonky
ضعیف
asthenic
ضعیف
feeblish
ضعیف
poorer
ضعیف
poorest
ضعیف
faints
ضعیف
soft
ضعیف
weakly
ضعیف
weakest
ضعیف
faint
ضعیف
anile
ضعیف
langorous
ضعیف
weak
ضعیف
defenceless
ضعیف
swipes
ضعیف
weakling
ضعیف
weaklings
ضعیف
anemic
ضعیف
amateurs
ضعیف
infirm
ضعیف
amateur
ضعیف
poverty-stricken
ضعیف
languid
ضعیف
poverty stricken
ضعیف
weaknesses
ضعیف
slender
ضعیف
fainter
ضعیف
fainted
ضعیف
poor
ضعیف
weaker
ضعیف
pusillanimous
ضعیف
adynamic
ضعیف
effective nuclear charge
بار موثر هسته
enucleate
هسته دراوردن کندن
fission
شکستن هسته اتمی
uranium pile
مشعل هسته اتمی
nucleate
بشکل هسته شدن
toroid magnetic core
هسته مغناطیسی چنبرهای
smooth core armature
ارمیچر با هسته صاف
stone fruit
میوه هسته دار
bobbin core
هسته سیم پیچ
iron core coil
پیچک با هسته اهنی
iron core choke
پیچک با هسته اهنی
stones
هسته دراوردن از تحجیرکردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com