Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
parhelic circle
هاله روشن بالای افق
Other Matches
houselights
نوری که در تماشاخانه بالای سر تماشاچیان را روشن میکند
overhead clearance
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
overhead cover
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
popped
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
illumination by diffusion
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
crest clearing
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
areola
هاله
halation
هاله
nimbus
هاله
auras
هاله
aura
هاله
coronas
هاله
corona
هاله
nimbuses
هاله
effluvium
هاله
floated
هاله
float
هاله
floats
هاله
loom
هاله فاردریایی
loomed
هاله روشنایی
loom
هاله روشنایی
aureole
هاله نور
looming
هاله فاردریایی
corona
هاله بنفش
coronas
هاله بنفش
loomed
هاله فاردریایی
looms
هاله روشنایی
looming
هاله روشنایی
looms
هاله فاردریایی
coronel
هاله خورشید وغیره
chromatosphere
هاله سرخ خورشید
coronal
هاله خورشید وغیره
aureole
هاله یا نور گرداگردسرمقدسین
aureola
هاله یا نور گرداگردسرمقدسین
anthelion
هاله رو به روی خورشید
initial voltage
ولتاژ هاله بنفش
paraselene
روشنایی اطراف هاله ماه
flashed
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
daylit
روز روشن روشن کردن
daylight
روز روشن روشن کردن
illuminati
روشن ضمیران روشن فکران
aureole
هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
aureola
هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
tint
[هاله ای از رنگ که بیشتر به سمت سفید متمایل باشد.]
half tone screen
صفحه سایه روشن زدن درعکاسی پرده سایه روشن
vignetting
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
transom
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
illuminating
چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminate
چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminates
چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
explain
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explaining
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explained
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explains
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
upping
بالای
over-
بالای سر
into the bargain
بالای ان
above
بالای سر
oer
بالای
outreach
بالای سر
up
بالای
upped
بالای
over-
بالای
overhead
بالای سر
atop of
بالای
atop of
در بالای
at the top of
در بالای
overhead
در بالای سر
above
بالای
over
بالای
over
بالای سر
overhead forehand
فورهند از بالای سر
overhead stroke
ضربه از بالای سر
fan light
پنجره بالای در
ridge piece
کش بالای شیروانی
aloft
در بالای زمین
plunging fire
اتش بالای سر
crow's nest
بالای بلندی
pressure above the atmosphere
فشار بالای جو
overhead cover
حفاظ بالای سر
overhead backhand
بک هند از بالای سر
knap
بالای تپه
above the earth
بالای زمین
mantel board
در بالای بخاری
mean high water
اب بالای میانگین
fanlight
پنجره بالای در
fanlights
پنجره بالای در
oer
بالای سر روی سر
upstream
بالای رودخانه
over the horizon
از بالای افق
over the horizon
بالای افق
uptown
بالای شهر
ridge tree
کش بالای شیروانی
on
بالای در باره
in
بالای روی
It passed over my head.
از بالای سرم رد شد
in-
بالای روی
rooftop
بالای بام
up the street
بالای خیابان
crown
بالای هرچیزی
run over
<idiom>
حرکت از بالای
rooftops
بالای بام
ridge pole
کش بالای شیروانی
crowns
بالای هرچیزی
roof tree
کش بالای شیروانی
exoatmosphere
ترکش اتمی بالای جو
referees
داور بالای والیبال
head water
بالای رودخانه بالارود
refereed
داور بالای والیبال
referee
داور بالای والیبال
flews
قسمت اویخته لب بالای سگ
chimney-head
[بالای دودکش کوره ای]
aboveground
در بالای سطح زمین
intercepting ditch
ابرو بالای خاکبرداری
pulpits
بالای منبر رفتن
pulpit
بالای منبر رفتن
aerospace projection operations
بالای منطقه عملیات
high rate of interest
نرخ بالای بهره
superlunary
واقع بر بالای ماه
the sky is above us
آسمان بالای سر ماست
spike over the block
ابشار از بالای دفاع
penthouses
اطاقک بالای بام
penthouse
اطاقک بالای بام
trucks
کلاهک بالای دکل
overhead pass
پاس با دو دست از بالای سر
trucking
کلاهک بالای دکل
bed moulding
گچبری بالای کتیبه
trucked
کلاهک بالای دکل
headline
در بالای صفحه ریسمان
headlines
در بالای صفحه ریسمان
rain water head
طشتک بالای ناودان
on station
پروازهواپیما بالای هدف
tree house
خانه بالای درخت
aloft
سطوح بالا در بالای
refereeing
داور بالای والیبال
bartizan
کنگره بالای برج
truck
کلاهک بالای دکل
overwrite
بالای محلی نوشتن
upstaged
وابسته به عقب یا بالای صحنه
upstages
وابسته به عقب یا بالای صحنه
upstaging
وابسته به عقب یا بالای صحنه
cimborio
[برجک نورگیر بالای بام]
upper edge of the net
نوار بالای تور والیبال
black will take no other hue
بالای سیاهی رنگی نیست
up stream
بالارود در قسمت بالای نهر
high frequency region of a spectrum
ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
high beam
نور بالای چراغ اتومبیل
epigastrium
فوق المعده بالای شکم
fleche
میل بالای مناره مارپیچ
Hertfordshire spike
[میل بالای مناره مارپیچ]
to crset a hill
به بالای تپه ایی رسیدن
foretoppsail
بادبان بالای شراع صدر
tapes
نوار پهن بالای تور
ascender
قسمت بالای حروف کوچک
choir-loft
[بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
upper classes
وابسته به طبقات بالای اجتماع
dome light
چراغ بالای طاق خودرو
upper class
وابسته به طبقات بالای اجتماع
crossbars
چوب افقی بالای مانع
stratopause
لایه اتمسفری در بالای استراتوسفر
header
کلمات در بالای صفحه متن
headers
کلمات در بالای صفحه متن
gatehouses
اطاق یازندان بالای دروازه
head
دستشویی قایق بالای بادبان
letterheads
عنوان چاپی بالای کاغذ
gatehouse
اطاق یازندان بالای دروازه
letterhead
عنوان چاپی بالای کاغذ
space above property
فضای قسمت بالای ملک
taped
نوار پهن بالای تور
bar
چوب افقی بالای مانع
bars
چوب افقی بالای مانع
tape
نوار پهن بالای تور
on station
اماده باش بالای هدف
crossbar
چوب افقی بالای مانع
eyebrow
گچ بری هلالی بالای پنجره
roof garden
تفریح گاه بالای بام
lunette
نعل اسب پنجره بالای در
eyebrows
گچ بری هلالی بالای پنجره
top
ضربه به بالای توپ بیلیارد
aerospace
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
ullage
حجم بالای سطح مایع تانک
vinculum
خط ترازی که بالای چند جمله می کشند
smash
ضربه پرقدرت از بالای سر ابشار زدن
outside passenger
مسافری که بیرون یا بالای دلیجان می نشیند
gables
سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
cartop
حمل قایق کوچک بالای اتومبیل
dais
سایبان یااسمانه بالای تخت پادشاه
deck house
اتاقهای بالای عرشه اصلی کشتی
overarm
بالا اوردن بازو تا بالای شانه
smashes
ضربه پرقدرت از بالای سر ابشار زدن
calipash
قسمت بالای کاسه لاک پشت
crotched
گویی که در مربع بالای میزبیلیارد است
gable
سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
warp beam
چوب افقی بالای دار
[قالی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com