Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
crumb
هرچیزی شبیه خرده نان
crumbs
هرچیزی شبیه خرده نان
Other Matches
spindle
هرچیزی شبیه دوک
shoulders
هرچیزی شبیه شانه
blade
هرچیزی شبیه تیغه
rattail
هرچیزی شبیه دم موش
petticoat
هرچیزی شبیه شلیته
petticoats
هرچیزی شبیه شلیته
spools
هرچیزی شبیه قرقره
spool
هرچیزی شبیه قرقره
buttoning
هرچیزی شبیه دکمه
buttoned
هرچیزی شبیه دکمه
shouldering
هرچیزی شبیه شانه
nates
هرچیزی شبیه کفل
shoulder
هرچیزی شبیه شانه
steelyard
هرچیزی شبیه قپان
spindles
هرچیزی شبیه دوک
button
هرچیزی شبیه دکمه
shouldered
هرچیزی شبیه شانه
boats
کرجی هرچیزی شبیه قایق
boat
کرجی هرچیزی شبیه قایق
stirrups
هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
stirrup
هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
lancets
هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
whiplashes
هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
lancet
هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
whiplash
هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
pilaster
هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
skeins
کلاف نخ یا پشم هرچیزی شبیه کلاف پیچیدن
skein
کلاف نخ یا پشم هرچیزی شبیه کلاف پیچیدن
breast
نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
breasts
نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
dribbles
خرده خرده پیش بردن
dribbled
خرده خرده پیش بردن
dribble
خرده خرده پیش بردن
dribbling
خرده خرده پیش بردن
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
sip
خرده خرده نوشی
sipped
خرده خرده نوشی
sips
خرده خرده نوشی
sipping
خرده خرده نوشی
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
aught
هرچیزی
loose ends
انتهای شل هرچیزی
crown
بالای هرچیزی
palm
کف هرچیزی پهنه
palms
کف هرچیزی پهنه
loose end
انتهای شل هرچیزی
crowns
بالای هرچیزی
core
مغز ودرون هرچیزی
knife-edge
لبه تیز هرچیزی
knife-edges
لبه تیز هرچیزی
rinds
پوسته بیرونی هرچیزی
broadside
سطح پهن هرچیزی
cores
مغز ودرون هرچیزی
w
هرچیزی بشکل حرف w
rind
پوسته بیرونی هرچیزی
broadsides
سطح پهن هرچیزی
knife edge
لبه تیز هرچیزی
sheeting
هرچیزی بشکل ورقه
blind
هرچیزی که مانع عبورنور شود
backboard
تخته یا صفحهء پشت هرچیزی
facture
عمل یا طریقه ساختن هرچیزی
bolus
قطعه کوچک وگردی از هرچیزی
bonnet
کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
blazing star
هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
blinds
هرچیزی که مانع عبورنور شود
bonnets
کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
blinded
هرچیزی که مانع عبورنور شود
world is one's oyster
<idiom>
هرکس هرچیزی را میتواند بدست بیاورد
bond
عهد ومیثاق هرچیزی که شخص رامقیدسازد
insigne
علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
what have you
<idiom>
هرچیزی که شخص میخواهد و دوست دارد
anathema
هرچیزی که مورد لعن واقع شود
insignia
علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
tub
حمام فرنگی هرچیزی بشکل تغاهر شستشوکردن
tubs
حمام فرنگی هرچیزی بشکل تغاهر شستشوکردن
in the clear
<idiom>
رها از هرچیزی که موجب حرکت یا دیدمشکل شود
crow's foot
هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
utilitarianism
بدی هرچیزی بسته بدرجه سودمندی ان برای عامه مردم است
c
سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
fragmental chip
خرده
fragments
خرده
bittock
خرده
smallest
خرده
fraction
خرده
fragmenting
خرده
fragment
خرده
subs
خرده
sub
خرده
tittle
خرده
fractions
خرده
smaller
خرده
snippy
خرده
debris
خرده
snippel
خرده
small
خرده
whit
خرده
whole
بی خرده
trash ice
خرده یخ
fritters
خرده
haet
خرده
round
بی خرده
jot
خرده
jots
خرده
jotted
خرده
crumb
خرده
shredding
خرده
shred
خرده
crumbs
خرده
shreds
خرده
particles
خرده
glimmer
خرده
shredded
خرده
roundest
بی خرده
fritter
خرده
vestigial
خرده
vestige
خرده
vestiges
خرده
splinters
خرده
splintering
خرده
splintered
خرده
splinter
خرده
particle
خرده
weeniest
خرده
weeny
خرده
bits
خرده
weenier
خرده
grain
خرده
bit
خرده
dribblet
خرده
nips
خرده
weensy
خرده
glimmered
خرده
nipped
خرده
nip
خرده
wight
خرده
glimmers
خرده
producer's goods
هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
micro wave
خرده موج
goodman
خرده مالک
niggles
خرده گرفتن
niggle
خرده گرفتن
spall
خرده ریز
niggled
خرده گرفتن
gaudery
خرده ریزها
town
خرده شهر
mote
نقطه خرده
towns
خرده شهر
shard
خرده ریز
shards
خرده ریز
miniature system
خرده نظام
groat
ذره خرده
micrometer caliper
خرده سنج
queen of heaven
خرده سیاره
pick at
خرده گرفتن بر
retail sales
خرده فروشی
subculture
خرده فرهنگ
subcultures
خرده فرهنگ
rubble
خرده سنگ
retail trade
خرده فروشی
retail dealing
خرده فروشی
retail dealer
خرده فروش
he was a little too p
یک خرده تندرفت
glass dust
خرده شیشه
censorious
خرده گیر
foot bone
خرده استخوان پا
gimcrackery
خرده ریز
knoit
تغ تغ خرده گیری
shivers
خرده سنگ
reseller
خرده فروش
planetoidal
خرده سیارهای
caviling
خرده گیری
carper
خرده گیر
cavilled
خرده گیری
cavils
خرده گیری
crystallite
خرده کریستال
junk
خرده ریز
criticalness
خرده گیری
blindingly
خرده سنگپاشی
animadvert
خرده گرفتن
caviled
خرده گیری
broken stone
خرده سنگ
titbits
خرده ریز
titbit
خرده ریز
frippery
خرده ریز
dumping stone
خرده سنگ
trumpery
خرده ریز
asteroids
خرده سیاره
asteroid
خرده سیاره
grit
خرده سنگ
gritted
خرده سنگ
chadless
بی خرده کاغذ
subgroup
خرده گروه
subgroups
خرده گروه
abrasive grit
خرده فلزات
Chad
خرده کاغذ
censoriousness
خرده گیری
caviler
خرده گیر
gritting
خرده سنگ
tidbits
خرده ریز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com