Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
unfriendly act
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
Other Matches
retorsion
عملی است که یک دولت در مقابل عمل دولت دیگری انجام میدهد وعمل اخیر کاملا" مشابه رفتاری است که از دولت اولی سر زده بوده است
dependent state
دولت تابع و وابسته به دولت یا قدرت دیگر
identic notes
منظوریادداشتهایی با مضمون واحداست که چند دولت به یک دولت می دهند . چون این یادداشتها جداگانه تسلیم میشود عمل هر دولت فاهرا"مستقل از عمل دولت دیگراست تسلیم این یادداشتهاعمل غیردوستانه تلقی میشود
open market operation
عملیات دولت در بازار ازاد خرید و فروشهایی که دولت از طریق خزانه داری کل میکند
notification
عملی است که دولتی برای اگاه ساختن دولت دیگر برای اطلاع از مسئله مهمی انجام میدهد و هدف از این عمل ان است که طرف از مسیله مذکور قانونا"مطلع تلقی شود
concert of europe
اتفاق دولت بزرگ اروپا نسبت به مسائل سیاسی
rescous
مقاومت در برابر قانون تمرد نسبت به مامورین دولت
federal state
دولت متحده یا دولت اتحادی
pork barrel
برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
real will
مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
pay as you go principle
اصلی که بر اساس ان مالیات دریافتی توسط دولت برای سیستم تامین اجتماعی در هرسال به بازنشستگان درهمان سال پرداخت میشود وبنابراین دولت وجوهی را ازاین بابت جمع اوری نمیکند
social contract
اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
interventions
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
intervention
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
de jure recognition
شناسایی کامل و دایمی و بدون قیدوشرط یک دولت که در مقابل ان شناسایی عملی وجود دارد
totalitarianism
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
exchange control
نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
beneficial ownership
مالکیت به نسبت منافع
state
دولت
states
دولت
power
دولت
powering
دولت
stating
دولت
state-
دولت
stated
دولت
powers
دولت
government
دولت
respublica
دولت
powered
دولت
governments
دولت
mammon
دولت
money bag
دارایی دولت
lese majestyodhkj &odhkj fvqn
پادشاه یا دولت
the policy of the government
رویه دولت
the policy of the government
سیاست دولت
independent state
دولت مستقل
enemy state
دولت دشمن
head of the state
رئیس دولت
pillars of the state
ارکان دولت
nation-state
دولت ملی
war state
دولت جنگی
mandatary
دولت قیم
government treasury
خزانه دولت
Ottawa
دولت کانادا
government budget
بودجه دولت
military government
دولت نظامی
government expenditures
هزینههای دولت
territory of state
قلمرو دولت
forfeit to the state
ضبط دولت
loyalists
دولت دوست
the body politic
ملت و دولت
Warsaw
دولت لهستان
government stock
سهام دولت
government department
وزارتخانه دولت
Kremlin
دولت شوروی
national state
دولت ملی
loyalist
دولت دوست
state budget
بودجه دولت
office-holder
کارمند دولت
puppet government
دولت پوشالی
cabinets
هیات دولت
official
کارمند دولت
officer
کارمند دولت
public officer
[American E]
کارمند دولت
civil servant
[British E]
کارمند دولت
quirinal
دولت ایتالیا
stateless
بی دولت بی وطن
office-holders
کارمند دولت
mafias
دولت ستیزی
Whitehall
دولت انگلیس
buffer state
دولت حایل
govt
government دولت
mafia
دولت ستیزی
Downing Street
دولت انگلیس
totaliarian state
دولت توتالیتر
chief of state
رئیس دولت
cabinet
هیات دولت
state property
دارائی دولت
state-
دولت استان
ambassadors
ماموررسمی یک دولت
ambassador
ماموررسمی یک دولت
vassal atate
دولت پوشالی
states
دولت استان
public debt
بدهی دولت
stating
دولت استان
state government
دولت مرکزی
stated
دولت استان
public servant
مستخدم دولت
nation state
دولت ملی
nation-states
دولت ملی
state
دولت استان
peculation
دستبرد در مال دولت
plateform
اعلامیه سیاست دولت
cabinet
کابینه هیئت دولت
interpellate
استیضاح کردن دولت
office-holder
صاحب منصب دولت
office-holders
صاحب منصب دولت
secret services
دستگاه محرمانه دولت
non serverign acts
اعمال تصدی دولت
protected state
دولت تحت الحمایه
cabinets
کابینه هیئت دولت
civil servant
مستخدم یا کارمند دولت
civil servants
مستخدم یا کارمند دولت
secret service
دستگاه محرمانه دولت
mandatory powers
اختیارات دولت قیم
stratocracy
حکومت یا دولت نظامی
He rose against the regime.
بر ضد دولت قیام کرد
secret service money
اعتبار سری دولت
land grant
زمین اعطایی دولت
bounties
کمک اقتصادی دولت
vassal atate
دولت دست نشانده
federal authorities
قدرت دولت متحده
welfare state
دولت بهبود بخش
federal council
مجلس دولت متحده
dependent state
دولت غیر مستقل
colonial government
دولت یا حکومت مستعمراتی
federalism
اصل دولت ائتلافی
subsidy
کمک بلاعوض دولت
government transfer payments
پرداختهای انتقالی دولت
most favoured nation
دولت کامله الوداد
family allowances
کمک دولت به خانوارها
federalist
طرفدار دولت فدرال
commissioners
مامور عالی رتبه دولت
subsidies
مکهای مالی دولت , سوبسید
hand-out
<idiom>
پاداش ،معمولا از طرف دولت
confedration of states
دولت جدیدی تشکیل نمیشود
federal constitution
قانون اساسی دولت متحده
subject to the british rule
تحت تسلط دولت انگلیس
To accord recognition to a new government.
دولت جدیدی را برسمیت شناختن
mafia
سازمان سری دولت ستیز
mafias
سازمان سری دولت ستیز
export incentive
تشویق دولت در جهت صادرات
confiscation
مصادره و ضبط توسط دولت
commissioner
مامور عالی رتبه دولت
war state
دولت نظامی declaration preventivetotal
porte
باب عالی دولت عثمانی
the sublime porte
باب عالی دولت عثمانی
price support
قیمت حمایت شده از طرف دولت
sovereigns
دولت مستقل و دارای اعتبار والامرتبه
bank holiday
ایامی که به دستور دولت بانکها بستهاند
monetization
پرداخت بدهی دولت از طریق انتشارپول
White Paper
گزارش هیئت دولت نامه سفید
quota
کمیت تعیین شده توسط دولت
sovereign
دولت مستقل و دارای اعتبار والامرتبه
quotas
کمیت تعیین شده توسط دولت
purges
تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
purged
تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
purge
تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
statism
تمرکز قدرت اقتصادی در دولت مرکزی
White Papers
گزارش هیئت دولت نامه سفید
resident
نماینده سیاسی دولت استعمارگر در کشورمستعمره
bounties
تشویق صنایع و بازرگانی به وسیله دولت
guild socialism
اعتقاد به انحصار صنایع ازطرف دولت
governments
فرمانداری طرز حکومت هیئت دولت
residents
نماینده سیاسی دولت استعمارگر در کشورمستعمره
Utopias
دولت یا کشور کامل و ایده الی
bank annuities
سهام قرضه دولت بریتانیا که کنسول
state midicine
سیستم پزشکی تحت نظارت دولت
coats of arms
نشان یا علامت دولت یاخانواده وامثال ان
coat of arms
نشان یا علامت دولت یاخانواده وامثال ان
Utopia
دولت یا کشور کامل و ایده الی
government
فرمانداری طرز حکومت هیئت دولت
jacobin
عضو فرقه مذهبی مخالف دولت
hall mark
دولت روی سیمینه وزرینه میگذارن
regie
اداره کردن مالیات مستقیم توسطخود دولت
residency
محل اقامت نماینده دولت استعمارگر در کشورمستعمره
state aid
کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
eminent domain
مالکیت مطلق دولت یا پادشاه یا رئیس مملکت
subvention
اعانه نقدی دولت به بنگاه عام المنفعه
conscription of wealth
مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
state to which one belongs
دولت متبوعه siege-neutralized-neutral-buffer
apportionment
افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
libertarian
طرفدارآزادی
[جدا از حکم دولت]
فردی
[فلسفه]
[سیاست]
active fiscal policy
منظوردخالت فعالانه دولت درارتباط با تغییر مالیاتها ومخارج
Uncle Sam
لقب دولت ایالات متحده امریکا عمو سام
Solicitor General
مشاور حقوقی دولت که دررتبه پایین تر از دادستان است
state attorney
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
food stamp program
برنامه کمک مواد غذائی ازطرف دولت به نیازمندان
price support
تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
state's attorney
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
Solicitors General
مشاور حقوقی دولت که دررتبه پایین تر از دادستان است
functional finance
سیاست مالی دولت برای تثبیت وضع اقتصادی
smart money
غرامت پولی که دولت بسربازان وملوانان زخمی ومصدوم میدهد
mandatory power
دولتی که قیم و سرپرست دولت یا حکومت یا سرزمین دیگری باشد
interventionism
سیستم مداخله دولت درامور اقتصادی و عدم وجودازادی درتجارت
privateer
کشتی تجارتی که هنگام جنگ توسط دولت مصادره ومسلح میشود
good offices
عبارت است ازدخالت دولت ثالث به منظورپایان دادن به اختلافات دودولت
embassy
سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
embassies
سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
nationallism
مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
deodand
چیزیکه دولت برای استفاده عموم ضبط میکردزیرامایه مرگ کسی شده
service
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
GOSIP
استاندارد دولت آمریکا برای اطمینان از کار همزمان کامپیوترها و سیستمهای ارتباطی
serviced
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
jingo
کسی که به عنوان میهن پرستی از سیاست جنگجویانه و تجاوزکارانه دولت خودطرفداری میکند
legion ofholour
نشان افتخارکه دولت فرانسه درازای خدمات برجسته لشکری یاکشوری میدهد
hallmarks
عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
the German question
مسئله آلمان
[تاریخ]
[بحث یکی سازی بین ۳۷ دولت آلمانی زبان در قرن ۱۹]
the German issue
مسئله آلمان
[تاریخ]
[بحث یکی سازی بین ۳۷ دولت آلمانی زبان در قرن ۱۹]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com