English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (7 milliseconds)
English Persian
wide awake هشیار اگاه
wide-awake هشیار اگاه
Other Matches
vigilantes هشیار هشیار در شب گوش به زنگ
vigilante هشیار هشیار در شب گوش به زنگ
on guard هشیار
conscious هشیار
felt need نیاز هشیار
sober ادم هشیار
soberly ادم هشیار
wary با ملاحظه هشیار
subconsciously نیمه هشیار
preconscious نیمه هشیار
semi-conscious نیمه هشیار
subconscious نیمه هشیار
subception ادراک نیمه هشیار
wakeful هشیار گوش بزنگ
alert اعلام خطر گوش به زنگ هشیار
alerted اعلام خطر گوش به زنگ هشیار
alerts اعلام خطر گوش به زنگ هشیار
wares اگاه
incognizant نا اگاه
hep اگاه
cognizant اگاه
aware اگاه
ware اگاه
apprised اگاه
conscious اگاه
conversant اگاه
notified اگاه ساختن
notifying اگاه ساختن
acquaints اگاه کردن
notify اگاه ساختن
notifies اگاه ساختن
prescient قبلا اگاه
i have no a with him اگاه شدم
to put in possession اگاه کردن
to let know اگاه کردن
to know the time of d اگاه بودن
sensible of a peril اگاه از خطر
semiconscious نیمه اگاه
preconsclous نیم اگاه
to be a اگاه بودن
informed circles محافل اگاه
inconscient ناخود اگاه
wist اگاه کردن
acquainting اگاه کردن
admonishing اگاه کردن
knows اگاه بودن
monitor اگاه ساز
subconsciously نیمه اگاه
subconsciously ناخود اگاه
subconscious نیمه اگاه
warn اگاه کردن
subconscious ناخود اگاه
warns اگاه کردن
warned اگاه کردن
admonishes اگاه کردن
admonished اگاه کردن
monitored اگاه ساز
monitors اگاه ساز
know اگاه بودن
notification اگاه سازی
troop information برنامه اگاه سازی
keep me informed of that مرا از ان اگاه سازید
disabused از حقیقت اگاه کردن
information program برنامه اگاه سازی
he was privy to my secrets او از رازهای من اگاه بود
disabusing از حقیقت اگاه کردن
disabuse از حقیقت اگاه کردن
disabuses از حقیقت اگاه کردن
be on to it اگاه یا موافب باش
What soberness conceals drunkenness reveals. <proverb> آنچه هشیار پنهان مى کند,بوقت مستى همه بر ملا کند .
to keep in touch with any one از حال کسی اگاه بودن
debunks کسی را اگاه و هدایت کردن
debunk کسی را اگاه و هدایت کردن
intuited تعلیم دادن اگاه کردن
to know what's what ازچیزهاوکارهای جهان اگاه بودن
intuit تعلیم دادن اگاه کردن
informs مستحضر داشتن اگاه کردن
debunked کسی را اگاه و هدایت کردن
informing مستحضر داشتن اگاه کردن
inform مستحضر داشتن اگاه کردن
coscious هوشیار- بهوش- ملتفت-اگاه
information program اگاه سازی برنامه اطلاعات
intuits تعلیم دادن اگاه کردن
debunking کسی را اگاه و هدایت کردن
intuiting تعلیم دادن اگاه کردن
on be on to a person از قصد کسی اگاه بودن
well informed بصیر بخوبی اگاه با اطلاع مطلع
Madrklmh that every human being is conscious knowledge مادرکلمه است که هر انسان اگاه به آن آشنایی کامل دارد
philologer لغت شناس کسیکه ازاصول و قواعدکلی زبانها اگاه است
letters patent نامهای است که به وسایل مختلفه به مردم عرضه میشود تا ازمضمون ان همگان اگاه شوند
association for system management یک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کند
asm Yystems for Associationیک سازمان بین المللی که متعهد است تا اعضا خود را ازرشد سریع و تغییرات درزمینه مدیریت سیستم ها وپردازش اطلاعات اگاه کندanagement
notification عملی است که دولتی برای اگاه ساختن دولت دیگر برای اطلاع از مسئله مهمی انجام میدهد و هدف از این عمل ان است که طرف از مسیله مذکور قانونا"مطلع تلقی شود
command information program برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com