Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
English
Persian
orchestrate
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
Other Matches
synchronizes
هماهنگ کردن هماهنگ شدن
synchronised
هماهنگ کردن هماهنگ شدن
synchronize
هماهنگ کردن هماهنگ شدن
synchronising
هماهنگ کردن هماهنگ شدن
synchronises
هماهنگ کردن هماهنگ شدن
fire coordination
هماهنگ کردن اتش تطبیق کردن اتشها
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
harmonized
هماهنگ کردن
harmonizing
هماهنگ کردن
harmonize
هماهنگ کردن
harmonised
هماهنگ کردن
harmonising
هماهنگ کردن
harmonises
هماهنگ کردن
harmonizes
هماهنگ کردن
coordinate
هماهنگ کردن هم اهنگ کردن
coordinate
متناسب یا هماهنگ کردن
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
toll
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
paces
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
pace
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paced
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
tolls
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolling
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
synchronising
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronizes
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronize
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronised
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronises
همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
orient
توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
orients
توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
orienting
توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
schematize
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
castellation
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
back-up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
To make reservations. To book seats.
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
furnishing
مزین کردن تهیه کردن
makes
تهیه کردن طرح کردن
to draw out
تهیه کردن طرح کردن
furnishes
مزین کردن تهیه کردن
put out
تهیه کردن اشفته کردن
furnish
مزین کردن تهیه کردن
make
تهیه کردن طرح کردن
prepares
تهیه کردن
processes
تهیه کردن
blend
تهیه کردن
blends
تهیه کردن
procure
تهیه کردن
prepare
تهیه کردن
procures
تهیه کردن
procuring
تهیه کردن
process
تهیه کردن
provide
تهیه کردن
procured
تهیه کردن
provides
تهیه کردن
administer
تهیه کردن
supplying
تهیه کردن
administers
تهیه کردن
supplied
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
supply
تهیه کردن
provision
تهیه کردن
to find in
تهیه کردن
administered
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
affording
تهیه کردن
catered
تهیه کردن
affords
تهیه کردن
cater
تهیه کردن
catering
تهیه کردن
caters
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
enabling
تهیه کردن برای
get
تهیه کردن فهمیدن
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
fund
تهیه وجه کردن
getting
تهیه کردن فهمیدن
enable
تهیه کردن برای
gets
تهیه کردن فهمیدن
bill
تهیه کردن صورتحساب
programmes
برنامه تهیه کردن
programs
برنامه تهیه کردن
programme
برنامه تهیه کردن
process
تهیه و تولید کردن
program
برنامه تهیه کردن
quadruplicate
در چهارنسخه تهیه کردن
enables
تهیه کردن برای
enabled
تهیه کردن برای
bills
تهیه کردن صورتحساب
processes
تهیه و تولید کردن
harnessed
اشیاء تهیه کردن
funded
تهیه وجه کردن
extemporize
فورا تهیه کردن
extemporising
فورا تهیه کردن
whomp up
بسرعت تهیه کردن
extemporised
فورا تهیه کردن
conserving
کنسرو تهیه کردن
extemporises
فورا تهیه کردن
conserves
کنسرو تهیه کردن
triplicate
در سه نسخه تهیه کردن
conserve
کنسرو تهیه کردن
prearrange
قبلا تهیه کردن
effigies
تمثال تهیه کردن
effigy
تمثال تهیه کردن
harness
اشیاء تهیه کردن
harnessing
اشیاء تهیه کردن
preparations
تهیه کردن اتش
extemporizing
فورا تهیه کردن
extemporizes
فورا تهیه کردن
preparation
تهیه کردن اتش
extemporized
فورا تهیه کردن
conserved
کنسرو تهیه کردن
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
scabble
زمخت وناصاف تهیه کردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
handwrite
نسخه خطی تهیه کردن
drafted
تهیه کردن پیش نویس
finance
بودجه چیزی را تهیه کردن
aminister
تهیه کردن بکار بردن
drafts
تهیه کردن پیش نویس
mush
حریره اردذرت تهیه کردن
bossed
نقش برجسته تهیه کردن
financed
بودجه چیزی را تهیه کردن
finances
بودجه چیزی را تهیه کردن
financing
بودجه چیزی را تهیه کردن
draft
تهیه کردن پیش نویس
to raise funds
تهیه وجه یاسرمایه کردن
boss
نقش برجسته تهیه کردن
circumstantiate
امارات لازمه را تهیه کردن
bossing
نقش برجسته تهیه کردن
bosses
نقش برجسته تهیه کردن
to draw up
تهیه کردن درصف اوردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
flight coordination
هماهنگ کردن پرواز هماهنگی پرواز
develops
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develop
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
finance
علم دارایی تهیه پول کردن
financed
علم دارایی تهیه پول کردن
finances
علم دارایی تهیه پول کردن
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
preparative
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
financing
علم دارایی تهیه پول کردن
munition
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
revictual
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
mekeready
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
mekeready
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
finance
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
financed
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
orchestra
ارکست
orchestras
ارکست
banstand
جایگاه ارکست
orchestrate
بصورت ارکست دراوردن
orchestrated
بصورت ارکست دراوردن
orchestrates
بصورت ارکست دراوردن
orchestrating
بصورت ارکست دراوردن
fire support coordination
هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
orchestras
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
orchestra
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
downbeat
حرکت چوب رهبر ارکست بطرف پایین
e c e
کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
mapping
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf
برگ چای
[از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
symphonious
موزون
concordant
موزون
concerted
موزون
metrical
موزون
shapeable
موزون
rhythmical
موزون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com