Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
orthoepic
وابسته به تلفظ درست
Other Matches
orthoepist
درست تلفظ کن
orthoepy
فن درست تلفظ کردن
orthoepist
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
spoonerism
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
intersections
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
join
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joins
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
OR function
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
coincidence function
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
meet
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
meets
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
conjunctions
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
alternation
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
conjunction
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
false
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
assertion
1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
either or operation
تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
union
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
unions
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
disjunction
تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
temper
درست ساختن درست خمیر کردن
tempered
درست ساختن درست خمیر کردن
tempers
درست ساختن درست خمیر کردن
judiciousness
قضاوت درست تشخیص درست
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
be the spitting image of someone
<idiom>
درست مثل کسی بودن
[درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
accents
تلفظ
pronunciation
تلفظ
cacoepy
تلفظ بد
pronouncing
تلفظ
accenting
تلفظ
pronunciations
تلفظ
accented
تلفظ
accent
تلفظ
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
vocalization
تلفظ صوتی
pronouncing
تلفظ دار
velarization
تلفظ کامی
pronounces
تلفظ کردن
lam dacism
تلفظ حرف
enunciated
تلفظ کردن
enunciates
تلفظ کردن
enunciating
تلفظ کردن
tunes
لحن تلفظ
tune
لحن تلفظ
mispronunciations
تلفظ غلط
mispronunciations
تلفظ نادرست
pronounceable
قابل تلفظ
laissez aller
تلفظ به فرانسه
mispronounciation
تلفظ نادرست
pronounce
تلفظ کردن
mispronunciation
تلفظ نادرست
enunciate
تلفظ کردن
enounce
تلفظ کردن
mispronunciation
تلفظ غلط
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
burred
غلیظ تلفظ کردن
phonics
تلفظ وهجاهای کلمات
enunciation
تلفظ واضح و روشن
aspirations
تلفظ حرف H ازحلق
diction
تلفظ واضح و روشن
emphatic
باقوت تلفظ شده
enouce
تلفظ کردن افهارکردن
anglicization
تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
burrs
غلیظ تلفظ کردن
mispronouncing
غلط تلفظ کردن
burring
غلیظ تلفظ کردن
tolay street on
باتکیه تلفظ کردن
intonation
طرز قرائت تلفظ
intonations
طرز قرائت تلفظ
burr
غلیظ تلفظ کردن
aspiration
تلفظ حرف H ازحلق
tonemic
دارای تلفظ مشابه
accentuates
با تکیه تلفظ کردن
anglicizes
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicizing
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
aspirate
بانفس تلفظ کردن
aspirates
بانفس تلفظ کردن
sibilation
تلفظ بشکل حرف " س "
aspirating
بانفس تلفظ کردن
sigmatism
تلفظ نادرست حرف " س "
sigmatismus lateralis
تلفظ کناری حرف " س "
cacology
تلفظ یا انشاء غلط
well spoken
دارای تلفظ خوب
well-spoken
دارای تلفظ خوب
accentuated
با تکیه تلفظ کردن
accentuate
با تکیه تلفظ کردن
mispronounce
غلط تلفظ کردن
mispronounced
غلط تلفظ کردن
anglicised
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicising
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicize
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicized
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
accentuating
با تکیه تلفظ کردن
jaw breaking
دشوار برای تلفظ
lisping
شل وسرزبانی تلفظ کردن
zee
تلفظ امریکایی حرف Z
anglicises
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
emphasized
باقوت تلفظ کردن
emphasizing
باقوت تلفظ کردن
zed
تلفظ انگلیسی حرف Z
emphasizes
باقوت تلفظ کردن
emphasize
باقوت تلفظ کردن
emphasising
باقوت تلفظ کردن
lisps
شل وسرزبانی تلفظ کردن
mispronounces
غلط تلفظ کردن
emphasises
باقوت تلفظ کردن
sibilate
مانندحرف " س " تلفظ کردن
lisp
شل وسرزبانی تلفظ کردن
emphasised
باقوت تلفظ کردن
lisped
شل وسرزبانی تلفظ کردن
velarize
حروف را از کام تلفظ کردن
intonate
با لحن خاصی تلفظ کردن
vocalize
تلفظ کردن تشکیل دادن
Your pronunciation is good.
تلفظ شما خوب است.
articulation
تلفظ شمرده طرز گفتار
lenis
دارای تلفظ نرم رقیق
sigmatismus interdentalis
تلفظ میان دندانی حرف " س "
sigmatismus adentalis
تلفظ روی دندانی حرف " س "
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
alternatives
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternative
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
EXOR
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
exjunction
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
differences
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
tongue-twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twisters
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
slobbers
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbering
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
How do you pronounce
[say]
that
[this]
word?
این واژه چه جور تلفظ می شود؟
slobbered
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobber
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
phonemics
علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
phonrtic drill
مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
jaw breaker
سنگ شکن کلمهای که تلفظ ان دشواراست
etacism
تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal
phonetics
مبحث تلفظ صوتی حرف وکلمات
extends
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
diphthongize
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
extending
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extend
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
fortis
دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
rough breathing
که دردستوریونانی تلفظ شدن حرف اول را می رساند
lection
اختلاف معنی یا تلفظ یک کلمه بامتن چیزی
fricative
تلفظ شده با اصطکاک نفس ووقفه تنفس
labiovelar
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
syllabary
جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
slide
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
smooth breathing
که دردستوریونانی عدم تلفظ حرف اول رامیرساند
slides
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
velarization
تلفظ حرف بوسیله قراردادن زبان برپشت سقف
aspirates
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirate
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
toneme
لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
labialism
حالت حروفی که با لب تلفظ می شوند تمایل بتلفظ باصداهابا لب
aspirating
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
transliteration
نقل عین تلفظ کلمه یا عبارتی از زبانی بزبان دیگر
homonym
کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
denials
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
dispersion
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
denial
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
symmetric difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
NAND function
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
palatals
حروف لطعی یا حنکی حروفی که با گذاردن زبان بکام دهان تلفظ میشوند
dieresis
دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
diaeresis
دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
interdental consonant
حرف مصمتی که با گذاردن زبان در میان دندانهای بالاو پایین تلفظ میشود
equality
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associates
وابسته وابسته کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com