English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
field emission پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
Other Matches
random حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
randomly حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
semi conductor نیمه هادی
semicinductor نیمه هادی
solid state نیمه هادی
solid state cartridge کارتریج نیمه هادی
n type semiconductor نیمه هادی نوع N
gallium arsenide قطعه نیمه هادی
semiconductor device دستگاه نیمه هادی
semiconductor memory حافظه نیمه هادی
p type semiconductor نیمه هادی نوع "پی "
semiconductor storage حافظه نیمه هادی
solid-state مربوط به وسایل نیمه هادی
metallic oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی
integrate semiconductor circuit مدار نیمه هادی مجتمع
complementary metal oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی
low gap semiconductor نیمه هادی با فاصله انرژی کوچک
wafers تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
transistor ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
transistors ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
wafer تکه کاملی از ماده نیمه هادی تک بلوری
jumbo chip مدار مجتمع که از مهر نیمه هادی استفاده میکند
photoresist فرایند بکار برده شده در تولیددستگاههای نیمه هادی
electric حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
transistors وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
diode دیور نیمه هادی که در صورت اعمال جریان نور منتشرمیکند
transistor وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
light دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
silicon محل پایه تولید کنندگان قط عات نیمه هادی آمریکا در california
led دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
silicon عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
lighted دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
lightest دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
hall effect شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
induced 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induce 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
fet Transistor Effect Field نیمه هادی که به عنوان یک عنصر حافظه بکار برده میشود
dtl Logic Transistor Diod منطق میکروالکترونیکی که براتصالات میان دیودهای نیمه هادی و ترانزیستور استواراست
electric field میدان الکتریکی
oxides روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
oxide روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
dielectric heating گرمای ایجاد شده در یک دی الکتریک که تحت تاثیر میدان فرکانسهای زیاد اچ اف قراردارد
line of electric field strength خط شدت میدان الکتریکی
electric field strength شدت میدان الکتریکی
intensity of electric field شدت میدان الکتریکی
electric field intensity شدت میدان الکتریکی
intensity electric field شدت میدان الکتریکی
noise که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
ampFre واحد اندازهگیری میدان الکتریکی
noises که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
microchips مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
mask طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
masks طرح مدار مجتمع که برای معرفی الگویی که باید روی قطعه نیمه هادی قرار بگیرد به کار می رود
integrated circuit مداری که همه قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک نیمه هادی کوچک قرار دارند به وسیله روشهای حکاکی و شیمیایی
microchip مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
impedance اندازه گیری تاثیر مدار الکتریکی روی سیگنال مغناطیسی شده دارد پس از اعمال ولتاژ
pnp transistor emiher آن از نوع نیمه هادی P هستند و base آنها نوع n است
electromagnetic ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
varistor مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
solid-state وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
p channel mos تکنولوژی نیمه هادی اکسیدفلزی نسبتا" قدیمی برای دستگاههایی که با تکنولوژی LSI ساخته شده اند
metal oxide semiconductor روش تولید و طراحی برای خانوادههای خاصی از مدارهای مجتمع با استفاده از الگویی از هادیهای آهنی و اکسیر که روی نیمه هادی قرار دارند
mos روش تولید و طراحی برای مدارهای مجتمع خاص با استفاده از هادیهای آهنی و اکسی روی نیمه هادی . و نیز مراجعه شود به MOSFET
corona discharge تخلیه الکتریکی ناقص در نزدیکی الکترودهای یک میدان غیر یکنواخت
magnetic قطعه الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به میدان مغناطیسی تبدیل میکند
die قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
chip وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chips وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
electromagnetic اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
ebam Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
phototransistor نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
npn transistor طرح ترانزیستور و قط بی با نیمه هادی نوع P برای پایه و نوع n برای collector و emither
electroluminescent صفحه نمایش مسط ح و سبک که از دو قطعه شیشه پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط لایه نازک گاز که در صورت سیگنال الکتریکی به آن اصابت کند روشن میشود
insulate مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulates مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulating مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
superconductor خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی ابرهادی
superconductors خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی ابرهادی
superconductive خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی
conductor rail ریل هادی شمش هادی
shield هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
seahorse رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorses رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
intercoastal رفت و امد داخل مملکتی درون ساحلی درون مرزی
electron current سیلان الکترونها
electron physics فیزیک الکترونها
electronic emission انتشار الکترونها
electron discharge تخلیه الکترونها
electron impact برخورد الکترونها
electron impact تصادم الکترونها
electronic current جریان الکترونها
electron theory نظریه الکترونها
electron velocity سرعت الکترونها
electron vibrations ارتعاش الکترونها
electron density چگالی الکترونها
electron current جریان الکترونها
electron vibrations نوسان الکترونها
thermionic مربوط به تابش الکترونها ازاجسام داغ
electrostatic ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
semipublic نیمه عمومی نیمه دولتی
splicing نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splice نیمه نیمه رویهم گذاشتن
spliced نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semilustrous نیمه درخشان نیمه مجلل
compound wound generator ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
ammeter دستگاه اندازه گیری شدت جریان الکترونها
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
PSU مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
photoconductive هادی حساس نسبت به نور هادی نور
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
chapman region منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
gaped خلاء
vacuuming خلاء
vacuum خلاء
vacuumed خلاء
gaping خلاء
in vacuo در خلاء
vaccum خلاء
low vacuum خلاء کم
lacuna خلاء
gapes خلاء
gape خلاء
vacuums خلاء
invacuo در خلاء
half life نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
in line processing پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی
vaccum trap تله خلاء
vaccum tube لامپ خلاء
vacuum tube لوله خلاء
vacuum tube لامپ خلاء
vacuum trust تراست در خلاء
vacuum pump پمپ خلاء
vacuum tunnel تونل خلاء
vacuum oven اون خلاء
vacuum impregnating process پرسازی در خلاء
vacuum gage خلاء سنج
vacuum distillation تقطیر در خلاء
vacuum chamber اتاق خلاء
vacumm tube لامپ خلاء
vaccum pump پمپ خلاء
evacuated bellows فانوسکهای خلاء
high vaccum engineering تکنیک خلاء
air exhausting plant دستگاه خلاء
cavitation خلاء زائی
hard vacuum خلاء سخت
magnetic constant پرمئابیلیته ی در خلاء
vaccum tube lamp لامپ خلاء
high vacuum خلاء زیاد
absolute vacuum خلاء مطلق
high vaccum tube لامپ خلاء
ballonet اطاقک خلاء
interstellar خلاء بین- ستارهای
formwork with vacuum chambers قالب بندی با خلاء
halocline منطقه خلاء غلظت
vacuum precessed concrete بتن با قالب خلاء
vaccum release valve شیر خلاء شکن
unbalanced forced کمانکش به سوی خلاء
critical backing pressure فشار حد خلاء بحرانی
vaccum forming شکل دادن در خلاء
vaccum drying خشک کردن در خلاء
vacuum tube detector اشکارساز با لامپ خلاء
vacuum tube light نور لامپ خلاء
critcal fore pressure فشار حد خلاء بحرانی
slipstream استفاده از خلاء نفر جلو
vacuum tube voltmeter ولت سنج با لامپ خلاء
disk seal valve لامپ خلاء با الکتردهای صفحهای
pentode لامپ خلاء با پنج الکترود و سه شبکه
electrical and otherwise الکتریکی و غیر الکتریکی
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
coursed میدان تیر میدان
course میدان تیر میدان
courses میدان تیر میدان
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
from mid may to mid june از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
nixie tube یک لامپ خلاء که برای نمایش اعداد ناخوانا بکار می رود
triode شیر ترمویونیک یا لامپ خلاء دارای سه الکترود کاتد اند وشبکه کنترل
guided هادی
guides هادی
influence line خط تاثیر
impressiveness تاثیر
adaphorous بی تاثیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com