Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
catechism
پرسش نامه مذهبی
catechisms
پرسش نامه مذهبی
Other Matches
questionary
پرسش نامه
status enquiry
پرسش نامه وضعیت
circularize
پرسش نامه فرستادن
interrogatively
بشکل پرسش بطور پرسش
concordat
پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
post script
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libels
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel
هجو نامه یا توهین نامه افترا
affidavits
شهادت نامه قسم نامه
credential
گواهی نامه اعتبار نامه
certificate
رضایت نامه شهادت نامه
certificates
رضایت نامه شهادت نامه
written agreement
موافقت نامه پیمان نامه
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
items
پرسش
test item
پرسش
question
پرسش
questions
پرسش
item
پرسش
querying
پرسش
query
پرسش
queries
پرسش
queried
پرسش
questioned
پرسش
testacy
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
floorer
پرسش سخت
poseur
پرسش دشوار
cross-examination
پرسش و مقابله
poser
پرسش دشوار
catechist
ازراه پرسش
posers
پرسش دشوار
cross-examinations
پرسش و مقابله
inquiry
پرسش بازجویی
cross-examines
پرسش کردن از
cross-examining
پرسش کردن از
interrogator
پرسش کننده
interrogators
پرسش کننده
in an interrogatory tone
با لحن پرسش
inquiries
پرسش بازجویی
cross-examined
پرسش کردن از
cross-examine
پرسش کردن از
questioningly
پرسش کنان
question mark
پرسش نشان
question
تردید پرسش
point of interrogation
نشان پرسش
interrogarive pronoun
ضمیر پرسش
debriefs
پرسش کردن
debriefed
پرسش کردن
debrief
پرسش کردن
interogation mark
نشان پرسش
questions
تردید پرسش
oblique question
پرسش غیرمستقیم
indirect question
پرسش غیرمستقیم
interrogatively
ازراه پرسش
question marks
پرسش نشان
questtioningly
پرسش کنل
poseurs
پرسش دشوار
leadingquestion
پرسش راهنما
questioned
تردید پرسش
catechize
از راه پرسش
item validity
اعتبار پرسش
item selection
پرسش گزینی
item difficulty
دشواری پرسش
item analysis
تحلیل پرسش
catechise
از راه پرسش
this very question
دقیقا همین پرسش
inquiry system
سیستم پرسش- پاسخ
inquiry
پرسش بازجویی رسیدگی
inquiries
پرسش بازجویی رسیدگی
quizzes
شوخی پرسش و ازمون
quiz
شوخی پرسش و ازمون
catechise
از راه پرسش یاددادن
interrogator responsor
دستگاه پرسش- پاسخ
to overwhelm with questions
غرق پرسش کردن
item discrimination index
ضریب افتراق پرسش
leap frog test
آزمایش پرسش قورباغه
leading questions
پرسش راهنمایی کننده
leading question
پرسش راهنمایی کننده
catechize
از راه پرسش یاددادن
multiple choice item
پرسش چند گزینهای
open ended question
پرسش باز پاسخ
churchgoer
مذهبی
religious
مذهبی
churchly
مذهبی
churchgoers
مذهبی
inquires
پرسش کردن جویا شدن
She did not ask about this.
او
[زن]
دراین باره پرسش نکرد.
in qviries r. to the accident
پرسش هایی درباره آن رویداد
status enquiry
پرسش درخصوص وضعیت مشتری
enquired
پرسش کردن جویا شدن
enquires
پرسش کردن جویا شدن
inquired
پرسش کردن جویا شدن
multiple-choice
وابسته به پرسش چند پاسخی
inquisitorial
مقرون به سخت گیری در پرسش
resolveme this
این پرسش را پاسخ دهید
inquire
پرسش کردن جویا شدن
ritual
تشریفات مذهبی
service book
کتب مذهبی
holiday
تعطیل مذهبی
missioner
مبلغ مذهبی
missionary
مبلغ مذهبی
holidays
تعطیل مذهبی
missionaries
مبلغ مذهبی
neologize
مذهبی بودن
convertor
مبلغ مذهبی
converter
مبلغ مذهبی
R.E
تحصیلات مذهبی
holy day
تعطیل مذهبی
clergyman
عالم مذهبی
clergymen
عالم مذهبی
tenet
متعقدات مذهبی
religious tenets
عقاید مذهبی
pastoral psychiatry
روانپزشکی مذهبی
sect
فرقه مذهبی
devout
مذهبی عابد
semireligious
نیمه مذهبی
revival
جنبش مذهبی
gurus
معلم مذهبی
pontifex
شورای مذهبی
sects
فرقه مذهبی
religiose
مذهبی بودن
religionism
غیرت مذهبی
guru
معلم مذهبی
religiosity
تعصب مذهبی
religious matters
مسائل مذهبی
religious rites
شعائر مذهبی
dogmatism
تعصب مذهبی
spirituality
روحیه مذهبی
revivals
جنبش مذهبی
to p any one with question
کسی را از پرسش زیاد بستوه اوردن
... if you don't mind my asking
... اگر پرسش من
[برای تو]
ایرادی ندارد
this act provoked my inquiry
این کار موجب پرسش من است
to pry into a person affairs
فضولانه در باره کسی پرسش کردن
to p angone with questions
با پرسش زیاد کسی را بستوه اوردن
synod
مجلس منافره مذهبی
catechesis
تعالیم مذهبی شفاهی
revivalists
طرفدار احیای مذهبی
Mother Superiors
رئیس بنیاد مذهبی
cantor
اواز خوان مذهبی
soul music
موسیقی مذهبی سیاهپوستان
catechetic
وابسته به تعالیم مذهبی
chaplain activities fund
اعتبار امور مذهبی
catechism
تعلیم ودستور مذهبی
rite
مراسم تشریفات مذهبی
dogmatics
مبحث شعائر مذهبی
ecclesiogenic neurosis
روان رنجوری مذهبی
Easter Sepulchre
تشریفات مذهبی تدفین
crusade
جنگ مذهبی نهضت
swami
رهبر مذهبی هندی
revivalist
طرفدار احیای مذهبی
Religious (political) fanaticism
تعصبات مذهبی ( سیاسی )
Mother Superior
رئیس بنیاد مذهبی
revivalism
اصول بیداری مذهبی
catechisms
تعلیم ودستور مذهبی
psalms
سرود مذهبی خواندن
psalm
سرود مذهبی خواندن
priggism
تعصب سخت مذهبی
crusading
جنگ مذهبی نهضت
pauli
اصول مذهبی پولس
sacramental
وابسته به مراسم مذهبی
crusades
جنگ مذهبی نهضت
crusaded
جنگ مذهبی نهضت
religious sentiments
احساسات وعقاید مذهبی
psalter
سرود مذهبی مزامیر
rectorate
ریاست بنگاه مذهبی
wowser
مذهبی و خرده گیر
traditor
خائن در امر مذهبی
taboos
منع یانهی مذهبی
taboo
منع یانهی مذهبی
holyday
روز تعطیل مذهبی
hymnbook
کتاب سرود مذهبی
synods
مجلس منافره مذهبی
tabu
منع یانهی مذهبی
interrogate
مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogated
مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
catechetical
مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
interrogating
مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogates
مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
revivalist movement
جنبش اصول بیداری مذهبی
archdiocese
قلمرو مذهبی اسقف اعظم
secular
دورهای غیر مذهبی دنیائی
indoctrinating
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinates
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinated
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinate
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
church
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
churches
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
dogmatize
تعصب مذهبی نشان دادن
sacrilegious
مربوط به بیحرمتی به شعائر مذهبی
Scientology
ساینتولوژی
[یک نوع سیستم مذهبی]
indifferentism
لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
anagogy
تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com