Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
webby
پر ازتار عنکبوت و غیره
Other Matches
spider
عنکبوت
web spinner
عنکبوت
spiders
عنکبوت
araneid
عنکبوت
harvestman
نوعی عنکبوت
spidery
شبیه عنکبوت
spider's web
تار عنکبوت
arachneophobia
عنکبوت هراسی
insects
کرم ریز عنکبوت
insect
کرم ریز عنکبوت
I stamped on the spider .
عنکبوت رابا پایم کوبیدم ( وله کردم )
black widow
نوعی عنکبوت زهردارکه جنس ماده ان سیاه رنگ است
gossamer
لعاب خورشید لعاب عنکبوت
whatnot
غیره
grainer
و غیره
exoskeleton
مو و غیره
etcetera
و غیره
etc
مخفف و غیره
fallow
غیره مزروع
collective goods
پارک و غیره
track and field
دیسک و غیره
queue
صف اتوبوس و غیره
queues
صف اتوبوس و غیره
queueing
صف اتوبوس و غیره
queued
صف اتوبوس و غیره
smudgy
پوشیده از کثافت یا گل و غیره
pitter-patter
چک چک باران و غیره ضربان
pitter patter
چک چک باران و غیره ضربان
niece
دختربرادر یا خواهر و غیره
unexpected
غیره مترقبه غیرمنتظره
nieces
دختربرادر یا خواهر و غیره
kymograph
انقباض عضلات و غیره
odometer
کیلومتر شماراتومبیل و غیره
smudgier
پوشیده از کثافت یا گل و غیره
infrastucture
راه اهن و غیره
to make out
نوشتن
[چک یا نسخه و غیره]
to draw up
نوشتن
[چک یا نسخه و غیره]
smudgiest
پوشیده از کثافت یا گل و غیره
dialled
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
dials
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
venom
زهر مار و عقرب و غیره
ushering
راهنمایا کنترل سینماو غیره
ushered
راهنمایا کنترل سینماو غیره
inner tube
لاستیک تویی اتومبیل و غیره
usher
راهنمایا کنترل سینماو غیره
inner tubes
لاستیک تویی اتومبیل و غیره
bake
پختن
[نان و کیک غیره]
clogging
گرفتگی
[سوراخ یا لوله و غیره ]
Do not admit any outsiders.
افراد غیره را راه ندهید
take-home pay
مزد پس از کسر مالیات و غیره
ushers
راهنمایا کنترل سینماو غیره
whippletree
تیر مال بنددرشکه و غیره
upholsterer
خیاط رومبلی و پرده و غیره
wheal
ورم جای شلاق و غیره
keratosis
شاخی شدن پوست و غیره
dial
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
exofficio
از لحاظ تصدی مقام و غیره
eviscerate
روده یا چشم و غیره رادراوردن
dialed
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
debacles
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
needle
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
needled
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
needles
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
debacle
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
needling
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
silo
مخزن زیرزمینی غلات و غیره
dTbGcles
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
emergency
امر فوق العاده و غیره منتظره
emergencies
امر فوق العاده و غیره منتظره
wracks
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
wracked
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
racks
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
malfunction
[ اندام یا ماشین و غیره ]
درست کار نکردن
wreckage piece
تکه کالای بازیافتی از کشتی و غیره
canvasser
پروپاکاندچی انتخابات و غیره رای جمع کن
wheeler-dealers
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
deferred maintenance
قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
blimey
حرف ندا به نشان تعجب و غیره
plays
نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
playing
نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
played
نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
play
نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
vol-au-vent
نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
ghost
چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن
grillage
زمینه و طرح مشبک توری و غیره
ghosts
چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن
vol-au-vents
نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
gigot
ران گوسفند و غیره که پخته باشد
wheeler-dealer
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
depigmentation
کاهش رنگ دانه درپوست و غیره
reest
دود زدن ماهی و غیره پوسیدن
battering rams
میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
battering ram
میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
racked
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
nutshell
پوست فندق و بادام و غیره مختصرا
main motion
[at a party conference etc.]
دادخواست اصلی
[در همایش حزبی و غیره]
subsidized accommodation
منزل با کمک هزینه
[کرایه و غیره]
rack
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
goody
چیز خوردنی مغز گردو و غیره
goodies
چیز خوردنی مغز گردو و غیره
emergence
امر فوق العاده و غیره منتظره
plating
روکشی با سیم و زر و غیره ابکاری فلزی
veneer
چوب مخصوص روکش مبل و غیره
cellulose
الیاف سلولز
[در پنبه کنف و غیره]
golly
حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
gollies
حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
unlace
بند کفش و غیره را باز کردن گشودن
reference
کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
to fall over
[computer, programme, ...]
[موقتا]
کار نکردن
[دستگاهی یا برنامه ای و غیره]
pocket money .
پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
to go clubbing
به باشگاه
[های]
شب رفتن
[برای رقص و غیره]
beat around the bush
<idiom>
غیره مستقیم وبا طفره صحبت کردن
references
کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
precipitation
نزولات اسمانی مانند برف تگرگ و غیره
masonary
مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
wrecks
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
acrasy
بی اعتدالی در مصرف مشروبات الکلی و غیره شدت
base complex
مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
gauged
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
breadstuff
مواد نان مانند گندم و ارد و غیره
gauge
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
gauges
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
wrecking
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wreck
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
panel truck
یک نوع خودرو برای حمل بیسیم و غیره
gangplank
سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
gangplanks
سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
coupe
کوپه یا اطاق داخل ترن ودلیجان و غیره
glomerule
خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
dilly
وسائط نقلیه مختلف از قبیل ارابه و کامیون و غیره
to have a binge
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
channels
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
relayed
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
spike
[in a curve/development etc.]
پالس بسیار بلند و ناگهانی
[در نمودار تکاملی و غیره]
relays
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
moustache
رد نوشیدنی روی لب بالایی
[مانند شیر یا آبجو و غیره]
yarn sorting
دسته بندی نخ
[بر اساس ظرافت، نمره نخ، جنس و غیره]
relay
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
Hungarian Activism
[جنبشی مربوط به عقاید سازندگی گرایی، کوبیستم و غیره]
to have a spree
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
channel
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
reservation
رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
snub
جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
channelled
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
channeled
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
reservations
رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
bank holiday
هر یک از تعطیلات رسمی که در آن مدارس و بانکها و غیره تعطیل هستند
snubbed
جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
snubbing
جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
to be on the razzle
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
roadwork
تمرین عملی برای مسابقات مشت زنی و غیره
snubs
جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
channeling
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
overexpose
بیش از اندازه لازم در معرض نورو غیره قرار دادن
to be unable to hold a candle to somebody
<idiom>
در برابر کسی پائین رتبه بودن
[در توانایی یا مهارت و غیره]
blancmange
دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
blancmanges
دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
accessorize
اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
accretion
هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
holdover
شخص یا چیزی که پس از انقضای مدت خدمت و غیره باز هم میماند
holdovers
شخص یا چیزی که پس از انقضای مدت خدمت و غیره باز هم میماند
graft
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafted
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafts
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
anti
:پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
anth
:پیشوندهاییست بمعنی >ضد<و >مخالف < و >درعوض <و>بجای < و غیره مثل :ANTIchrist
chambranle
[قاب تزئینی دور دریچه هایی مانند درها، شومینه و غیره]
whaleboat
قایق موتوری یا پارویی درازو باریک مخصوص صید نهنگ و غیره
So much for that.
<idiom>
اینقدر
[کار یا صحبت و غیره ]
کافی است درباره اش.
[اصطلاح روزمره]
ablate
کنده شدن و از بین رفتن موادسطحی یک جسم در اثر تبخیرو گداز و غیره
cut-out
روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
accessory objects
لوازم اضافی جهت زینت بخشیدن به بافت مثل مروارید و پولک و غیره
cut-outs
روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
slush fund
بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
slush funds
بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
directive
دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
rammed
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
platen
صفحه پهن فلز قالب ریزی و ریخته گری نورد ماشین تحریر و غیره
vortex trail
دنباله مرئی باقیمانده از نوک بال یا ملخ و غیره ناشی ازجریانهای حلقوی شدید
directives
دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
Boxing Day
اولین روز کار بعد از عید کریسمس که طی آن به پستچی و کارمند و غیره هدیه میدهند
ram
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
academe
فعالیت هایی که اساتید دانشگاهی انجام می دهند نظیر نوشتن مقاله، تدریس و غیره
hyphens
برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
riboflavin
ریبو فلاوین ویتامین B به فرمول 6O4N2H71C که در شیر و تخم مرغ و جگر و غیره یافت میشود
Biomimicry
تقلید از الگوهای طبیعی برای حل مشکلات بشر، مانند گرفتن ایده هواپیما از پرندگان و غیره.
hyphen
برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
cellulose acetate
ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درابریشمهای مصنوعی فیلم لاک الکل و غیره بکار میرود
groupies
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
Ivy League
نام گروهی از دانشگاههای قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده که با هماتحادیهی ورزشی و غیره دارند
cases
جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
nitralloy
قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
groupie
دختری که به امید آشنایی با هنر پیشگان یا ورزشکاران و غیره آنها را از مکانی به مکان دیگر تعقیب میکند
case
جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
SGML
استاندارد مستقل از سخت افزار که نحوه علامتگذاری متن ها برای مشخص کردن bold,italic وحاشیه ها و غیره را بیان میکند
parting salute
سلام نظامی با توپ و غیره برای عزیمت اشخاص سلام بدرقه
marinate
[ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinade
[ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
spatula
مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com