Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
direct support
پشتیبانی مستقیم کردن
Other Matches
direct support
پشتیبانی مستقیم
direct support unit
یکان پشتیبانی مستقیم
direct air support center
مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی
feet dry
هواپیمای رهگیر یا مامور پشتیبانی مستقیم روی منطقه است
steered
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
fire support coordination
هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
support command
فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
dasd
Device Storage DirectAccess اسباب حافظه بادستیابی مستقیم دستگاه انباره دستیابی مستقیم
direct admission
مراجعه مستقیم به بهداری پذیرش یامراجعه مستقیم بیماران
vindicates
پشتیبانی کردن از
support
پشتیبانی کردن
countenanced
پشتیبانی کردن
aid
پشتیبانی کردن
vindicate
پشتیبانی کردن از
champions
پشتیبانی کردن
play up to
پشتیبانی کردن از
vindicated
پشتیبانی کردن از
championing
پشتیبانی کردن
champion
پشتیبانی کردن
aided
پشتیبانی کردن
aiding
پشتیبانی کردن
championed
پشتیبانی کردن
vindicating
پشتیبانی کردن از
rally
پشتیبانی کردن
backup
پشتیبانی کردن
maintains
پشتیبانی کردن
propugn
پشتیبانی کردن از
maintained
پشتیبانی کردن
rallied
پشتیبانی کردن
countenancing
پشتیبانی کردن
countenances
پشتیبانی کردن
countenance
پشتیبانی کردن
maintain
پشتیبانی کردن
to agitate
[for]
پشتیبانی کردن
rallies
پشتیبانی کردن
propped
نگهداشتن پشتیبانی کردن
to back somebody up
از کسی پشتیبانی کردن
prop
نگهداشتن پشتیبانی کردن
propping
نگهداشتن پشتیبانی کردن
to get behind somebody
از کسی پشتیبانی کردن
to bolster somebody up
از کسی پشتیبانی کردن
basic
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basics
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
back up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back-up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
mission call
درخواست پشتیبانی هوایی کردن
direct
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directed
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directs
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
direct exchange
تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
support
پشتیبانی کردن تایید کردن پایه
back up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
back-up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
cost fraction
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
underpins
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpinned
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpin
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
seconding
پشتیبانی کردن تایید کردن
seconded
پشتیبانی کردن تایید کردن
second
پشتیبانی کردن تایید کردن
seconds
پشتیبانی کردن تایید کردن
combat airlift support
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
intersectional service
قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
parries
سد کردن دفاع مستقیم
parry
سد کردن دفاع مستقیم
direct laying
روانه کردن مستقیم
parrying
سد کردن دفاع مستقیم
parried
سد کردن دفاع مستقیم
direct command
فرماندهی مستقیم فرماندهی بلاواسطه تیراندازی به روش فرمان مستقیم
direct pressure
تعاقب کردن مستقیم دشمن
dresses
اهار زدن مستقیم کردن
directs
مستقیم راست راهنمایی کردن
dress
اهار زدن مستقیم کردن
directed
مستقیم راست راهنمایی کردن
indirect fire
روانه کردن غیر مستقیم
direct
مستقیم راست راهنمایی کردن
elicitation
کسب اطلاعات غیر مستقیم بازجویی غیر مستقیم
direct fire sights
زاویه یا بهای تیر مستقیم دوربینهای تیر مستقیم
antisubmarine support
پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
regie
اداره کردن مالیات مستقیم توسطخود دولت
beat around the bush
<idiom>
غیره مستقیم وبا طفره صحبت کردن
direct dyes
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
modes
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
mode
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
air distant support
پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
righted
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righting
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
right
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
isolation
مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
fusion welding
اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
illumination by diffusion
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
support
پشتیبانی
protection
پشتیبانی
patronage
پشتیبانی
afloat support
پشتیبانی
in support of
در پشتیبانی از
in support of
در پشتیبانی
backing
پشتیبانی
support command
یکان پشتیبانی
close support
پشتیبانی نزدیک
support command
فرماندهی پشتیبانی
maintenance support
پشتیبانی نگهداری
technical support
پشتیبانی فنی
support brigade
تیپ پشتیبانی
supply support
پشتیبانی اماد
general support
پشتیبانی عمومی
maintenance support
پشتیبانی تعمیراتی
storeship
ناو پشتیبانی
global backup
پشتیبانی کلی
support program
برنامه پشتیبانی
logistic support
پشتیبانی تدارکاتی
logistic support
پشتیبانی لجستیکی
corrective maintenance
پشتیبانی اصلاحی
supporting distance
مسافت پشتیبانی
naval support
پشتیبانی دریایی
nonsupport
عدم پشتیبانی
tower of strength
<idiom>
پشتیبانی محکم
tactical support
پشتیبانی رزمی
memory protection
پشتیبانی ازحافظه
supply support
پشتیبانی تدارکات
supporting
تقویت پشتیبانی
geo deu reo
پشتیبانی کننده
combat support
پشتیبانی رزمی
support programs
برنامههای پشتیبانی
back up
پشتیبانی یا کمک
back-up
پشتیبانی یا کمک
fire support
پشتیبانی اتش
air support
پشتیبانی هوایی
timed backup
پشتیبانی دورهای
archival backup
پشتیبانی بایگانی
sustaining
پشتیبانی کننده
service support
پشتیبانی خدمات
PRI
پشتیبانی کنند
area support
پشتیبانی منطقه
deep supporting fire
اتش پشتیبانی عمیق
deep supporting fire
اتش پشتیبانی در عمق
combat service support
پشتیبانی خدمات رزمی
deep air support
پشتیبانی هوایی دور
division support area
منطقه پشتیبانی لشگر
decision support system
سیستم پشتیبانی تصمیم
combat support arms
رسته پشتیبانی رزمی
tape backup unit
دستگاه پشتیبانی نوار
fire support base
پایگاه پشتیبانی اتش
process
و وسایل کنترل و پشتیبانی
combat support arms
یکان پشتیبانی رزمی
processes
و وسایل کنترل و پشتیبانی
afloat support
پشتیبانی لجستیکی در روی آب
combat support troops
یکانهای پشتیبانی رزمی
fire support base
مبنای پشتیبانی اتش
combat support troops
عدههای پشتیبانی رزمی
aerial fire support
پشتیبانی اتش هوایی
field service
پشتیبانی سرویس رزمی
supported
یکان پشتیبانی شده
fire support element
عنصر پشتیبانی اتش
remote maintenance
پشتیبانی از راه دور
ancillary facilities
تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
close support mission
ماموریت پشتیبانی نزدیک
remote servicing
پشتیبانی از راه دور
close air support
پشتیبانی هوایی نزدیک
area support command
فرماندهی پشتیبانی منطقه
fire support sector
منطقه پشتیبانی اتش
general support
یکان پشتیبانی عمومی
ancestral file
سیستم پشتیبانی فایل ها
beach support area
منطقه پشتیبانی ساحلی
supporting range
برد پشتیبانی سلاحها
division support command
فرماندهی پشتیبانی لشگر
close covering group
ناو گروه پشتیبانی نزدیک
populism
پشتیبانی از حزب مردم درامریکا
airmobile support party
گروه پشتیبانی از عملیات هوارو
Thank you for your support
با تشکر برای پشتیبانی شما.
fire support coordinator
هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
supporting weapons
جنگ افزارهای پشتیبانی کننده
fire support element
عنصرهماهنگ کننده پشتیبانی اتش
naval support
یکان پشتیبانی کننده دریایی
hard disk backup program
برنامه پشتیبانی دیسک سخت
file maintenaee
اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
fanning
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanned
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fire support group
ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
supporting range
شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
fan
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fans
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
contingency support stocks
اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
break off
فرمان قطع تک در عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی
satellization
تحت پشتیبانی لجستیکی ومالی قرار دادن
joint servicing
دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
multi user system
سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
MCA
بیتی است که وسایل نگهدارنده باس را پشتیبانی میکند
back level
نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
mobile employment
استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
multifinder
گونهای از Apple Macintosh Finder که چند کاره بودن را پشتیبانی میکند
protects
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protect
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
leveled
مستقیم
righted
مستقیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com