English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
treadway bridge پل عبور موقتی پیاده
Other Matches
PEDESTRIANS محل عبور عابر پیاده
en passant گرفتن پیاده شطرنج در حین عبور
The pedestrain has the right of way. حق تقدم در عبور با عابر پیاده است
jaywalkers پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
jaywalker پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
crosswalk محل میخکوبی شده یا خط کشی شده عرض خیابان مخصوص عبور پیاده
slumps کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumping کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slump کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumped کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
disembarkation به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
detrain از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
grenadier سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
wading crossing عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
secondary landing منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
overhaul پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauling پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauled پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
temporary <adj.> موقتی
adinterim موقتی
jackleg موقتی
intrim موقتی
treadway پل موقتی
interim موقتی
makeshift <adj.> موقتی
provisory <adj.> موقتی
provisional <adj.> موقتی
provisionary موقتی
tentative <adj.> موقتی
pro forma موقتی
extemporaneous موقتی
flying bridge پل موقتی
make-shift <adj.> موقتی
gleaming تظاهر موقتی
adjournment تعطیل موقتی
gleams تظاهر موقتی
gleamed تظاهر موقتی
sojourn اقامت موقتی
funk hole پناهگاه موقتی
temporariness موقتی بودن
gleam تظاهر موقتی
faddle سرگرمی موقتی
floating bridge پل متحرک موقتی
house of d. زندان موقتی
sojourns اقامت موقتی
coalition اتحاد موقتی
coalitions اتحاد موقتی
barricades سنگربندی موقتی
barricaded سنگربندی موقتی
barricade سنگربندی موقتی
barricading سنگربندی موقتی
temporary error خطای موقتی
palliatives مسکن موقتی
provisionality جنبه موقتی
provisionality موقتی بودن
phantom tumour باد موقتی
temporal موقتی زودگذرفانی
phantom tumour برامدگی موقتی
non resident مقیم موقتی
make do چاره موقتی
make shift construction طرح موقتی
palliative مسکن موقتی
non-residents مقیم موقتی
temporary gauge اشل موقتی
temporary income درامد موقتی
temporary storage انباره موقتی
temporary structures ساختمانهای موقتی
sojoiurn اقامت موقتی
scrip رسید موقتی
scratch file فایل موقتی
bivouacked اردوی موقتی
non-resident مقیم موقتی
bivouacs اردوگاه موقتی
bivouacs اردوی موقتی
cornering انحصار موقتی
dugout پناهگاه موقتی
corners انحصار موقتی
baste کوک موقتی
basted کوک موقتی
bastes کوک موقتی
sojourner ساکن موقتی
adjournments تعطیل موقتی
corner انحصار موقتی
dugouts پناهگاه موقتی
bivouacking اردوگاه موقتی
bivouacked اردوگاه موقتی
bivouac اردوگاه موقتی
bivouac اردوی موقتی
bivouacking اردوی موقتی
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
interlocutory موقتی غیر قطعی
gasoline dump مخزن موقتی بنزین
stop gap وسیله یا چاره موقتی
interim certificates سند قرضه موقتی
jury sturt پایه اضافی یا موقتی
interim dividend سود سهام موقتی
interrex رئیس حکومت موقتی
interim dividend سود موقتی سهام
temporary data set مجموعه داده موقتی
casual uplift بالا بردن موقتی
booths پاسگاه یادکه موقتی
brainstorm اشفتگی فکری موقتی
interregnums دوره حکومت موقتی
interregnum دوره حکومت موقتی
dump انبار موقتی اشغالدان
interregna دوره حکومت موقتی
brainstorms اشفتگی فکری موقتی
casual uplift بالا رفتن موقتی
recess تعطیل موقتی تنفس
frame هیکل حالت موقتی
recesses تعطیل موقتی تنفس
Band-Aids چارهی سطحی و موقتی
booth پاسگاه یادکه موقتی
Band-Aid چارهی سطحی و موقتی
put someone up به کسی بطور موقتی جا دادن
makeshift چاره موقتی ادم رذل
radar silence خاموش کردن موقتی رادارها
hoarding جمع اوری دیوار موقتی
hoardings جمع اوری دیوار موقتی
casual water تجمع موقتی اب روی زمین
epaulement استحکام موقتی جناحی مترس
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
blackout فراموشی [یا بیهوشی یا نابینایی] موقتی [پزشکی]
corners انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
corner انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
cornering انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
assembly of notables مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
surging تغییر ناگهانی و موقتی ولتاژبا جریان در یک مدار
barracking منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
barracked منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
strip نوار مین گذاری باند فرود موقتی
to have a blackout فراموشی [یا بیهوشی یا نابینایی] موقتی داشتن [پزشکی]
barrack منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
glitch خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
glitches خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
jumpers سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
jumper سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
breastwork استحکام یاسنگر موقتی نرده بندی عرشه جلو کشتی
tack weld وسیلهای برای سنجش ونمایش سرعت شفت گردنده جوش موقتی
full power اختیاری است که دولتی به نماینده خود به طور موقتی میدهد تا درمورد بخصوصی مذاکره و اخذتصمیم کند
tolls حق عبور
transit عبور
transmission عبور
passage of lines عبور از خط
right of passage حق عبور
road haulage حق عبور
transmissions عبور
alpha canis majoris عبور
rights of way حق عبور
right of way حق عبور
crossing عبور
passage حق عبور
passages حق عبور
passages عبور
fording عبور از اب
passage عبور
cross-Channel عبور
tolling حق عبور
transmittal عبور
transmittancy عبور
transmittance عبور
toll حق عبور
ganway پل پیاده رو
infantry man پیاده
pignorate پیاده
impledge پیاده
foot bridge پل پیاده رو
infantry پیاده
pedestrian پیاده
pedestrians پیاده
sidewalk پیاده رو
sidewalks پیاده رو
peripatetic پیاده رو
walkways پیاده رو
dismounted پیاده
foot slogger پیاده
walkway پیاده رو
pedestrian bridge پل پیاده رو
side walk پیاده رو
footpath پیاده رو
footpaths پیاده رو
footway پیاده رو
foot infantry پیاده
footer پیاده رو
afoot پیاده
walks پیاده رو
walked پیاده رو
walk پیاده رو
foot bank پیاده رو
on of پیاده
pavement پیاده رو
paths پیاده رو
path پیاده رو
pavements پیاده رو
traffics عبور و مرور
counter sign اسم عبور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com