English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
address modification پیرایش نشانی
Other Matches
ornamentation پیرایش
demodifier پیرایش زدا
modification پیرایش اصلاح
passwords نشانی
address نشانی
address part جز نشانی
three address با سه نشانی
password نشانی
two address با دو نشانی
addressed نشانی
cell address نشانی سل
counter sign نشانی
single address با یک نشانی
addresses نشانی
address counter نشانی شمار
machine address نشانی ماشین
address bus گذر نشانی
address adjustment تعدیل نشانی
actual address نشانی واقعی
absolute address نشانی مطلق
parameter setting پارامتر نشانی
one address computer کامپیوتر یک نشانی
multiple address با نشانی چندگانه
multiaddress با چند نشانی
multi address با چند نشانی
fire-fighting اتش نشانی
foam کف اتش نشانی
foamed کف اتش نشانی
foaming کف اتش نشانی
nanoaddressable نشانی ناپذیر
memory address نشانی حافظه
foams کف اتش نشانی
address format قالب نشانی
floating audress نشانی شناور
branch address نشانی انشعاب
fire prevention اتش نشانی
fire fighting اتش نشانی
direct address نشانی مستقیم
directing point نقطه نشانی
effective address نشانی موثر
explicit address نشانی صریح
base address نشانی پایه
home address نشانی منزلگاه
address modification اصلاح نشانی
address part جزء نشانی
address register ثبات نشانی
address variable متغیر نشانی
addressability نشانی پذیری
addressable نشانی پذیر
aiming point نقطه نشانی
home address نشانی مبداء
reference address نشانی مرجع
relocatable address نشانی جابجاپذیر
specific address نشانی خاص
symbolic address نشانی نمادی
synthetic address نشانی مصنوع
to hit a mark نشانی را زدن
triple address با نشانی سه گانه
two address computer کامپیوتربا دو نشانی
variable address نشانی متغییر
virtual address نشانی مجازی
addresses نشانی دادن
addressed نشانی دادن
address نشانی دادن
firefighting آتش نشانی
to miss a mark نشانی را نزدن
single address بایک نشانی
regional address نشانی منطقه ای
relative address نشانی نسبی
hydrants شیراتش نشانی
hydrant شیراتش نشانی
token نشانی یادگاری
return address نشانی بازگشت
self relative address نشانی نسبی
addressing نشانی دهی
tokens نشانی یادگاری
addressing نشانی یابی
fire party تیم اتش نشانی
fire party گروه اتش نشانی
fire post جایگاه اتش نشانی
fire main لوله اب اتش نشانی
fire fighting اتش نشانی کردن
fire fighter مامور اتش نشانی
fire company شرکت اتش نشانی
firehouse ایستگاه اتش نشانی
four address computer کامپیوتر چهار نشانی
fire hydrant شیر آتش نشانی
word addressable نشانی پذیری کلمه
pompier ladder نردبان اتش نشانی
sector addressing نشانی دهی قطاعی
scaling ladder نردبان اتش نشانی
memory address register ثبات نشانی حافظه
memory address space فضای نشانی حافظه
reset cycle چرخه باز نشانی
relative addressing نشانی دهی نسبی
n address instruction دستور العمل با N نشانی
What is your home address? نشانی منزلتان چیست ؟
generated address نشانی تولید شده
hand extinguisher کپسول اتش نشانی
fireplug [American] شیر آتش نشانی
key to address transfermation تبدیل کلید به نشانی
address نشانی گیرنده پیام
fire engine ماشین آتش نشانی
quadruple address با نشانی چهار کانه
obelus نشانی بدین شکل "-"
acknowledge اعلام نشانی کردن
firefighters مامور اتش نشانی
fireguard مامور اتش نشانی
fireguards مامور اتش نشانی
fire alarm اژیر اتش نشانی
fire alarms اژیر اتش نشانی
fire hydrant شیر اتش نشانی
fire hydrants شیر اتش نشانی
fire plug شیر اتش نشانی
hydrant شیر اتش نشانی
hydrants شیر اتش نشانی
fire extinguisher دستگاه اتش نشانی
fire extinguisher کپسول اتش نشانی
fire extinguishers دستگاه اتش نشانی
fire extinguishers کپسول اتش نشانی
firefighter مامور اتش نشانی
fire stations مرکز اتش نشانی
fire stations اداره اتش نشانی
acknowledges اعلام نشانی کردن
acknowledging اعلام نشانی کردن
fireman مامور اتش نشانی
firemen مامور اتش نشانی
addressed نشانی گیرنده پیام
addresses نشانی گیرنده پیام
fireplug شیر اب اتش نشانی
fireplugs شیر اب اتش نشانی
fire station ایستگاه اتش نشانی
fire station پست اتش نشانی
fire station اداره اتش نشانی
fire station مرکز اتش نشانی
fire stations ایستگاه اتش نشانی
fire stations پست اتش نشانی
fire brigade قسمت اتش نشانی
fire brigade مامورین اتش نشانی
fire engines ماشین اتش نشانی
fire department اداره اتش نشانی
fire departments اداره اتش نشانی
byte addressable بایت نشانی پذیر
extinguisher دستگاه اتش نشانی
byte addressable نشانی پذیر تالقمه
chip of the old block بچهای که نشانی ازپدرداردcontribute
bit addressable نشانی پذیر تا ذره
authentication equipment وسایل تعیین نشانی
caracter addressable کاراکتر نشانی پذیر
fearnought suit لباس اتش نشانی
dynamic address translate مترجم نشانی پویا
current address register ثبات نشانی جریان
fire engine ماشین اتش نشانی
fire brigades قسمت اتش نشانی
fire brigades مامورین اتش نشانی
authenticator اعلام کننده نشانی
content addressable نشانی پذیر از روی محتوی
refers نشانه روی به نقطه نشانی
authenticator تعیین کننده سیستم نشانی
authentication system سیستم تعیین و اعلام نشانی
medal نشانی شبیه سکه مدال
medals نشانی شبیه سکه مدال
multiaddress چند نشانی ادرس چندگانه
refer نشانه روی به نقطه نشانی
address bus گذر آدرس گذرگاه نشانی
smokechaser مامور اتش نشانی جنگل
referred نشانه روی به نقطه نشانی
superscription نشانی روی نامه فهرنویسی
ticked نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
ticks نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
cedillas نام نشانی که زیرزمیگذارندتاصدای سین بدهد
diesis نام نشانی که درچاپخانه بکارمیرودوانرانیزمیگو یند
tick نشانی که دررسیدگی و تطبیق ارقام بکارمیرود
cedilla نام نشانی که زیرزمیگذارندتاصدای سین بدهد
black flag پرچمی که نشانی اعدام زندانی است
marred ثبات نشانی حافظه Register Address emory
mar ثبات نشانی حافظه Register Address emory
aerial ladder نردبان چرخان [مخصوص ماشین آتش نشانی]
turntable ladder نردبان چرخان [مخصوص ماشین آتش نشانی]
phraseograph عبارتی که نشانی برای ان درست شده است
to call 911 [American English] تلفن اضطراری کردن [به پلیس یا آتش نشانی]
marring ثبات نشانی حافظه Register Address emory
stirrup pump تلمبه قابل حمل اب پاشی برای اتش نشانی
authentication تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
to register with the police نشانی خود را در اداره پلیس ثبت کردن [نقل منزل]
offset bombing روش بمبارانی که در ان به جای هدف از یک نقطه نشانی استفاده میشود
pompeian وابسته به شهر ایتالیایی که زیر خاکسترهای اتش نشانی پنهان است
basalt نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
hosing لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
picture point نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
check سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
checked سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
checks سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
offset point در رهگیری هوایی نقطه نشانی است در هوا که محل هدف نسبت به ان تعیین وهواپیمای رهگیر به سمت هدف هدایت میشود
authentication code سیستم نشانی رمزی معرفهای رمزی
authentication تعیین نشانی تعیین معرف کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com