English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
governmentalize پیرو و تابع قانون کردن
Other Matches
adherent تابع پیرو
vassals تابع پیرو
vassal تابع پیرو
adherents تابع پیرو
obedient to the law پیرو قانون
law-abiding پیرو قانون
subject to the law تابع یامطیع قانون
predicating تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicates تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicate تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicated تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
nest 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
to lead away پیرو خود کردن کشیدن
stalinize کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
equivalence 1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
stubbed تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
library تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stub تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubs تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
libraries تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
legalism رستگاری از راه نیکوکاری افراط در مراعات قانون اصول قانون پرستی
forced sale فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
the law is not retroactive قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
declaratory statute قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
law of procedure قانون اصول محاکمات قانون شکلی
arm 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
govern حکمرانی کردن تابع خود کردن
governed حکمرانی کردن تابع خود کردن
governs حکمرانی کردن تابع خود کردن
say's law قانون سی . براساس این قانون
canon قانون کلی قانون شرع
penal statute قانون جزایی قانون مجازات
canons قانون کلی قانون شرع
legislated قانون وضع کردن
legislating قانون وضع کردن
To break the law (rules , regulations). قانون شکنی کردن
legislates قانون وضع کردن
break the law نقض قانون کردن
legislate قانون وضع کردن
codifies قانون وضع کردن
codify قانون وضع کردن
offend against the law از قانون تخلف کردن
codifying قانون وضع کردن
offend against the law تخطی کردن از قانون
to stay something موقتا معلق کردن [قانون]
to rule on something حکم کردن در موضوعی [قانون]
pursuant پیرو
slaved پیرو
succedaneous پیرو
slaving پیرو
cohorts پیرو
slave پیرو
follwer پیرو
cohort پیرو
slaves پیرو
satellites پیرو
thereinafter پیرو ان
sequacious پیرو
sequela پیرو
sequent پیرو
follower پیرو
secondary planet پیرو
to heel پیرو
henchman پیرو
satellite پیرو
henchmen پیرو
followers پیرو
marginal productivity law قانون بازدهی نهائی قانون بهره وری نهائی ب_راساس این ق__انون با اف_زایش یک عامل تولید با ف_رض ثابت بودن سایر ع__وامل تولیدنهائی نهایتا کاهش خواهدیافت
canons مجموعه کتب قانون گزاری کردن
wavered تردید پیدا کردن تبصره قانون
waver تردید پیدا کردن تبصره قانون
to lay down the law از پیش خود قانون وضع کردن
canon مجموعه کتب قانون گزاری کردن
wavers تردید پیدا کردن تبصره قانون
laws قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
law قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
wavering تردید پیدا کردن تبصره قانون
succedent پیرو متعاقب
platonist پیرو افلاطون
true-blue پیرو متعصب
disciple پیرو هواخواه
rightteous پیرو شریعت
disciples پیرو هواخواه
leninist پیرو لنین
platonic پیرو افلاطون
sidekicks ادم پیرو
sidekick ادم پیرو
shiite پیرو شیعه
faddish پیرو مد زودگذر
satellite processor پردازشگر پیرو
process جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
normalize تحت قانون و قاعده در اوردن هنجار کردن
processes جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
normalizes تحت قانون و قاعده در اوردن هنجار کردن
normalises تحت قانون و قاعده در اوردن هنجار کردن
normalised تحت قانون و قاعده در اوردن هنجار کردن
normalising تحت قانون و قاعده در اوردن هنجار کردن
conservatives پیرو سنت قدیم
socratic پیرو حکمت سقراط
conservative پیرو سنت قدیم
realist پیرو مکتب realism
realists پیرو مکتب realism
religionist پیرو متعصب دین
dialectician پیرو منطق استدلالی
master slave system سیستم راهبر پیرو
shia پیرو مذهب شیعه
slave mode حالت پیرو یا برده
sunnite پیرو مذهب سنت
partisan حامی پیرو متعصب
wesleyan پیرو جان وسلی
shiite پیرو مذهب شیعه
pragmatist پیرو فلسفه عملی
partisans حامی پیرو متعصب
stoic پیرو فلسفه رواقیون
episcopalians پیرو کلیسای اسقفی
wagnerian پیرو واگنرموسیقیدان المانی
stoical پیرو فلسفه رواقیون
classical پیرو سبکهای باستانی
partizan حامی پیرو متعصب
epicures پیرو عقیده اپیکور
wagnerite پیرو واگنرموسیقیدان المانی
epicure پیرو عقیده اپیکور
episcopalian پیرو کلیسای اسقفی
evictions چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
eviction چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
to be at the foot of any one پیرو یا شاگرد کسی بودن
rabbinist پیرو خاخام هایاعلمای یهود
manichean پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
sensualist پیرو هوای نفس واحساس
manichee پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
manichaean پیرو مانی نقاش وپیغمبرایرانی
kantian وابسته به یا پیرو فلسفه کانت
follower پیرو مذهب شیعه مقلد
pythagorean پیرو یا وابسته به فلسفه فیثاغورث
malthusian پیرو عقیده توماس مالتوس
major party حزب سیاسی پیرو درانتخابات
followers پیرو مذهب شیعه مقلد
sensuous پیرو محسوسات ولذات نفسانی
sensuously پیرو محسوسات ولذات نفسانی
atistotelian وابسته به ارسطوشاگرد یا پیرو ارسطو
malfunction تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
hot dog skiing اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
labeling 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labels 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
malfunctioned تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
labelled 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
malfunctions تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه
label 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
disforest ازحال جنگلی بیرون امدن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
disafforest ازحال جنگلی بیرون اوردن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
platonize پیرو فلسفه ایده الی شدن
traditionalists پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalist پیرو روایات وسنن سنت گرای
cynic بدبین وعیبجو پیرو مکتب کلبیون
cynics بدبین وعیبجو پیرو مکتب کلبیون
Omerta [قانون یا کودی که شخص را از حرف زدن و فاش کردن اطلاعت باز میدارد]
schoolman پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
shavian پیرو عقاید اجتماعی وسیاسی وادبی برناردشاو
schoolastic پیرو روش تحقیقی قرون وسطی مدرسه یی
drum majorette زنی که رهبر طبالان است پیرو موزیک
pindaric پیرو سبک مغلق نویسی شاعریونانی موسوم به
rule of reason تفسیر کردن قانون به طورغیر عادلانه به منظور حفظ بعضی انحصارات غیر قانونی
the law does not apply to him او مشمول قانون نمیشود قانون شامل او نمیشود
declaratory statute هدف ازتصویب این نوع قانون برطرف کردن شک و تردیدی است که در مورد بعضی قوانین بروز میکند
re-entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
housekeeping در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر
to suspend [stay] a ruling [proceedings] [the execution] تعلیق کردن حکمی [دعوایی ] [ اجرای حکمی] [قانون]
evangelic پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
evangelical پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
the long arm of the law دست قانون [دست قدرتمند قانون]
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
sunni اهل سنت پیرو مذهب سنت
trojan horse برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
subservient تابع
dependent تابع
ancillary تابع
apanage تابع
dependants تابع
dependant تابع
amenable تابع
tributary تابع
subject تابع
function تابع
subaltern تابع
passive تابع
functioned تابع
suffragan تابع
functions تابع
subordinative تابع
subjected تابع
subjecting تابع
accessory تابع
servitor تابع
subordinated تابع
subordinate تابع
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com