Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
protocol
پیش نویس معاهده
protocols
پیش نویس معاهده
draft of a treaty
پیش نویس معاهده
Other Matches
addersser or or
نامه نویس عریضه نویس
ego loss programming
تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
versions
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
version
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
conferderation
معاهده
conventions
معاهده
bond
معاهده
convention
معاهده
treaty
معاهده
confederations
معاهده
confederation
معاهده
treaties
معاهده
construction of a treaty
تفسیر معاهده
termination of the treaty
فسخ معاهده
interpertation of a treaty
تفسیر معاهده
conclusion of a treaty
انعقاد معاهده
conclusion of a treaty
عقد معاهده
rio treaty
معاهده ریو
frontier treaty
معاهده مرزی
preamble of a treaty
مقدمه معاهده
compacting
پیمان معاهده
compacted
پیمان معاهده
compact
پیمان معاهده
compacts
پیمان معاهده
denunciation of treaty
الغاء معاهده
open treaty
معاهده باز
denunciation of treaty
نقض معاهده
peace treaty
معاهده صلح
promulgation of treaty
اعلام مفاد معاهده
agreement
معاهده و مقاطعهء توافق
prolongation of treaty
تمدید مدت معاهده
agreements
معاهده و مقاطعهء توافق
pacts
معاهده پیمان بستن
pact
معاهده پیمان بستن
termination of the treaty
انقضا مدت معاهده
bilateral treaty
معاهده یا معاهدات دو جانبه
exchange of instruments of ratification
مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
protocol
خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
protocols
خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
rapallo treaty
قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
chirographer
خط نویس
editorialist
سرمقاله نویس
elegiast
قصیده نویس
elegist
مرثیه نویس
dramaturge
درام نویس
emblematist
مثل نویس
elegiast
مرثیه نویس
endorseer
فهر نویس
endorser
فهر نویس
fabler
افسانه نویس
endorser
پشت نویس
epistler
رساله نویس
epistoler
نامه نویس
cryptographer
رمز نویس
dialogist
مکالمه نویس
calligraphist
خوش نویس
aphorist
پند نویس
aphorist
موجز نویس
annotator
تفسیر نویس
annotator
حاشیه نویس
calligrapher
خوش نویس
annalist
تاریخچه نویس
conveyancer
قباله نویس
copyreader
سرمقاله نویس
anecdotist
حکایت نویس
allegorist
تمثیل نویس
affiant
گواهی نویس
deponent
گواهی نویس
acceptor
قبولی نویس
chronicler
وقایع نویس
fabulist
افسانه نویس
ballpoint pens
روان نویس ها
ballpoints
روان نویس ها
ball pens
روان نویس ها
ballpens
روان نویس ها
typewritter
ماشین نویس
write once read many
یکبار نویس
tractarian
مقاله نویس
the psalmist
زبور نویس
tabulator
جدول نویس
tabulating machine
جدول نویس
songwriter
ترانه نویس
story teller
افسانه نویس
stenograph
تند نویس
songwriter
سرود نویس
magazinist
مقاله نویس
magazinist
مجله نویس
magazin
مجله نویس
letter writer
کاغذ نویس
letter writer
نامه نویس
lapicide
سنگ نویس
inker
مرکب نویس
odist
قصیده نویس
idyllist
قصیده نویس
head liner
سرصفحه نویس
gnomical
کوتاه لب نویس
geneologist
شجره نویس
gazetteer
روزنامه نویس
foul copy
چرک نویس
fictionist
داستان نویس
magniloquent
قلنبه نویس
mythographer
اسطوره نویس
natural historian
تاریخ نویس
sign writer
لوحه نویس
sign writer
تابلو نویس
scrabbler
مسوده نویس
scholiast
حاشیه نویس
rough or foul copy
چرک نویس
rewriter
دوباره نویس
proverbialist
مثل نویس
proser
نثر نویس
prosateur
نثر نویس
prosaist
نثر نویس
proforma
پیش نویس
phonographer
صدا نویس
paragrapher
عبارت نویس
paper stainer
کتاب نویس
orthographer
درست نویس
fictionist
افسانه نویس
playwrights
پیس نویس
minute
پیش نویس
bookmaker
کتاب نویس
lexicographers
لغت نویس
essayists
مقاله نویس
essayist
مقاله نویس
columnists
مقاله نویس
columnist
مقاله نویس
typists
ماشین نویس
typist
ماشین نویس
romancer
رمان نویس
pamphleteer
رساله نویس
novelists
رمان نویس
biographers
تذکره نویس
drafted
چرک نویس
dramatist
نمایشنامه نویس
playwrights
نمایشنامه نویس
playwright
نمایشنامه نویس
playwright
پیس نویس
scriptwriters
نمایشنامه نویس
biographer
تذکره نویس
scriptwriter
نمایشنامه نویس
dramatists
نمایشنامه نویس
polygraph
بسیار نویس
polygraphs
بسیار نویس
captions
زیر نویس
drafts
چرک نویس
drafts
پیش نویس
drafted
پیش نویس
caption
زیر نویس
draughtsman
طرح نویس
draft
چرک نویس
programmer
برنامه نویس
draft
پیش نویس
programmers
برنامه نویس
gazetteer
مجله نویس
draftsmen
طرح نویس
evangelists
انجیل نویس
evangelist
انجیل نویس
lexicographer
لغت نویس
historian
تاریخ نویس
bookmakers
کتاب نویس
satirist
هجو نویس
satirists
هجو نویس
historians
تاریخ نویس
grandiloquent
قلنبه نویس
novelist
رمان نویس
draughtsmen
طرح نویس
pamphleteers
رساله نویس
dunkrik treaty
معاهده منعقده بین انگلستان وفرانسه به سال 7491 که هدف ان تشریک مساعی دودولت در صورت تجاوز یاتهدید به تجاوز از طرف المان و نیز برقراری تماس اقتصادی دایم بود
maintenance programmer
برنامه نویس نگهداشت
programmer analyst
برنامه نویس / تحلیل گر
mythopoet
شاعر افسانه نویس
penny a line
ارزان نویس بی مایه
parts programmer
برنامه نویس اجزاء
proforma
پیام پیش نویس
mythologist or ger
اساطیر نویس اساطیردان
verbose
دراز نویس درازگو
maintenance programmer
برنامه نویس پشتیبان
draft
پیش نویس چرکنویس
relative coding
برنامه نویس نسبی
drafts
پیش نویس کردن
write black engine
موتور سیاه نویس
write white engine
موتور سفید نویس
draft
پیش نویس کردن
draft
پیش نویس طرح
draft
پیش نویس قرارداد
to make a minute of
پیش نویس کردن
drafted
پیش نویس چرکنویس
drafted
پیش نویس قرارداد
drafts
پیش نویس طرح
roughs
طرح پیش نویس
drafts
پیش نویس قرارداد
serialist
داستان نویس سریال
drafts
پیش نویس چرکنویس
story teller
افسانه گو حکایت نویس
subscriber of shares
پذیره نویس سهام
subscript
زیر نویس امضاء
system programmer
برنامه نویس سیستم
drafted
پیش نویس کردن
systems progarmmer
برنامه نویس سیستم ها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com