Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
kinetic sculpture
پیکره سازی متحرک
Other Matches
sculpture
پیکره سازی
sculptures
پیکره سازی
wood carving
پیکره سازی چوبین
environmental sculpture
پیکره سازی محیطی
sculpture in the round
پیکره سازی تمام بر
sculpture in the round
پیکره سازی همه جانبی
harder
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hardest
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hard
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
FEDS
سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک در درایوهای دیسک سخت
fix
سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
fixes
سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
oogamous
دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
operating slide
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
statues
پیکره
statue
پیکره
structure
پیکره
torso
پیکره نیمتنه
wood carving
پیکره چوبین
figuring
پیکره تندیس
figures
پیکره تندیس
figure
پیکره تندیس
sculptors
پیکره ساز
sculptural
پیکره نما
sculptured head
پیکره سر ادمی
torsos
پیکره نیمتنه
sculptor
پیکره ساز
half-figure
پیکره انتهایی
statuettes
پیکره کوچک اندام
figurine
پیکره کوچک اندام
figurines
پیکره کوچک اندام
statuette
پیکره کوچک اندام
affronted
[پیکره های رو به روی هم]
aetoma
[راس پیکره بالا سنتوری]
aetos
راس پیکره بالا سنتوری
dog-ear
[واژ ی قدیمی پا پیکره ی بالا سنتوری]
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
mobile
متحرک
floating
متحرک
mobiles
متحرک
lock
سد متحرک
locomotory
متحرک
movable bridge
پل متحرک
vagility
متحرک
movable dam
سد متحرک
moveable
متحرک
vagile
متحرک
remote
متحرک
remoter
متحرک
remotest
متحرک
locks
سد متحرک
bascule bridge
پل متحرک
drawbridges
پل متحرک
drawbridge
پل متحرک
ambulant
متحرک
moving
متحرک
dynamically
متحرک
dynamic
متحرک
slide valve
سوپاپ متحرک
escalator
پله متحرک
slipknot
گره متحرک
escalator
پلکان متحرک
spermatozoid
یاخته نر و متحرک
swirl
گرداب متحرک
swirled
گرداب متحرک
escalator
: پلکان متحرک
sliding wedge
کشوی متحرک
swirling
گرداب متحرک
swirls
گرداب متحرک
zoogamete
جنس متحرک
mobile charge
بار متحرک
stepladders
نردبان متحرک
travelling load
بار متحرک
stepladder
نردبان متحرک
working fluid
سیال متحرک
slide valve
دریچه متحرک
locomotor
جنبده متحرک
jack knife bridge
پل متحرک تاشو
adjustment wheel
چرخ متحرک
living corpse
مرده متحرک
turret
برج متحرک
quadrantal davit
جرثقیل متحرک
adjustment slide
فلز متحرک
propelled mine
مین متحرک
adjustment pedal
پدال متحرک
semimobile
نیمه متحرک
adjusting lever
اهرم متحرک
adjustable support
پایه متحرک
gradient
مدرج متحرک
adjustable shelf
صفحه متحرک
adjustable seat
صندلی متحرک
slide
غلاف متحرک
slides
غلاف متحرک
roll kitchen
اشپزخانه متحرک
boomed
بازوی متحرک
animation
نقاشی متحرک
jibs
بازوی متحرک
jibbing
بازوی متحرک
vacillant
متحرک اونگی
jibbed
بازوی متحرک
mobiles
جنگ متحرک
jib
بازوی متحرک
drawbridges
دریچه متحرک
animations
نقاشی متحرک
transient target
هدف متحرک
undersurface
متحرک درزیرسطح
boom
بازوی متحرک
booming
بازوی متحرک
booms
بازوی متحرک
on the wing
سیار متحرک
travelling crane
جرثقیل متحرک
fluid
مایع متحرک
fluids
مایع متحرک
mobile
جنگ متحرک
nephroptosis
کلیه متحرک
moving loads
بارهای متحرک
mobile station
فرستنده متحرک
mobile reserve
احتیاط متحرک
mobile plant
دستگاه متحرک
gradients
مدرج متحرک
escalators
پلکان متحرک
mobile phase
فاز متحرک
escalators
پله متحرک
escalators
: پلکان متحرک
wanding kidney
کلبه متحرک
walking library
کتابخانه متحرک
walking dictionary
فرهنگ متحرک
moving average
میانگین متحرک
moving head
با نوک متحرک
movable head
با نوک متحرک
drawbridge
دریچه متحرک
gangways
پلکان متحرک
gangway
پلکان متحرک
mobile warfare
جنگ متحرک
mobile turnable ladder
نردبان متحرک
mobile defense
پدافند متحرک
piston
میله متحرک
diarthrosis
مفصل متحرک
cabin scooter
قفسه متحرک
crossing target
هدف متحرک
locomotive
متحرک لوکوموتیو
counter-poise
پل متحرک باسکولی
crankpin
یاتاقان متحرک
escalator
پلکان متحرک
abarticulation
مفصل متحرک
moving staircase
پلکان متحرک
moving stairway
پلکان متحرک
draw arch
طاق پل متحرک
sliding
چهارچوب متحرک
floating bridge
پل متحرک موقتی
floating capital
سرمایه متحرک
floating crane
جرثقیل متحرک
floating kidney
کلیه متحرک
locomotives
متحرک لوکوموتیو
mobile homes
خانه متحرک
floating tool
ابزار متحرک
floating tool holder
ابزارگیر متحرک
fluid capital
سرمایه متحرک
mobile home
خانه متحرک
flying lines
لولههای متحرک
flying machine
بارفیکس متحرک
hauling part
قسمت متحرک
dynamic balay
حمایت متحرک
bascule bridge
پل متحرک باسکولی
quicksand
ماسه متحرک
turrets
برج متحرک
hot money
پول متحرک
breech block carrier
الات متحرک
pistons
میله متحرک
escalade
پله متحرک
bailey bridge
پل متحرک وموقتی
airmobile
متحرک هوایی
dynamic economy
اقتصاد متحرک
escalator
پله متحرک
sedentary
غیر متحرک
floating
متحرک برروی اب
undersea
متحرک در زیراب
moving staircase
پله متحرک
moving stairway
پله متحرک
adjustable conduit attachment fixture
آویز متحرک
automobile
ماشین متحرک خودکار
automobiles
ماشین متحرک خودکار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com