Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 229 (11 milliseconds)
English
Persian
He left fily a few choice words.
چند تا حرف مفت ( ناسزا )تحویل داد
Search result with all words
invective
ناسزا گویی
scurrilous
بد دهن ناسزا گو
revile
ناسزا گفتن
revile
فحش دادن ناسزا
reviled
ناسزا گفتن
reviled
فحش دادن ناسزا
reviles
ناسزا گفتن
reviles
فحش دادن ناسزا
swear
ناسزا
swear
ناسزا گفتن
swears
ناسزا
swears
ناسزا گفتن
profanity
ناسزا
blasphemies
ناسزا
blasphemy
ناسزا
reviling
ناسزا گوئی
abusively
بطور ناسزا
call bad names
ناسزا گفتن
malison
ناسزا
revilement
ناسزا گویی
revilingly
ناسزا گویان
scurrile
بد دهن ناسزا گو
swearword
ناسزا
to be rude to any one
به کسی بی احترامی کردن کسیرا ناسزا گفتن
vituperation
ناسزا گویی
vituperatively
ناسزا گویان
swear-word
ناسزا
swear-words
ناسزا
Other Matches
cumulative delivery diagram
منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
handover
تحویل و تحول کردن سیستم کنترل هواپیماها تحویل دادن
impact shipment
کالای ضربتی از نظر تحویل کالایی که از نظر تحویل زمان مخصوص دارد
cash on delivery
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
procurement rate
نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
bailment
تحویل
devolvement
تحویل
prehension
تحویل
processes
تحویل
process
تحویل
utilization
تحویل
transter
تحویل
solstice
تحویل
landing, storage, delivery
تحویل
livery
تحویل
liveries
تحویل
delivery
تحویل
frees
تحویل
free
تحویل
deliveries
تحویل
freed
تحویل
freeing
تحویل
demand satisfaction
تحویل درخواستها
delivered at frontier
تحویل در مرز
deliverable state
در حالت تحویل
ex factory
تحویل در کارخانه
ex mill
تحویل در کارخانه
exq
تحویل در بارانداز
delivery speed
سرعت تحویل
exs
تحویل از کشتی
forward delivery
تحویل به وعده
delivery valve
سوپاپ تحویل
deliverer
تحویل دهنده
delivery side
سمت تحویل
delivery order
حواله تحویل
delivery table
میز تحویل
delivery notice
اعلامیه تحویل
delivery note
حواله تحویل
delivery terms
شرایط تحویل
delivery terms
نحوه تحویل
delivery free
تحویل رایگان
delivery to the home
تحویل در خانه
smooth delivery
تحویل بی اشکال
delivery date
تاریخ تحویل
forward delivery
تحویل دراینده
free docks
تحویل در بارانداز
polytropic
تحویل برزخ
prompt delivery
تحویل فوری
shortchange
کم تحویل دادن
take over
تحویل گرفتن
terminal price
قیمت تحویل
theft, pilferage, non delivery
عدم تحویل
to deliver over
تحویل دادن
to hand over
تحویل دادن
to take over
تحویل گرفتن
transferee
تحویل گیرنده
pick up and delivery
بارگیری و تحویل
free on quay
تحویل دراسکله
hand over
تحویل دادن
forwarded
<adj.>
<past-p.>
تحویل شده
delivered
<adj.>
<past-p.>
تحویل شده
consigned
<adj.>
<past-p.>
تحویل شده
committed
<adj.>
<past-p.>
تحویل شده
irreducibility
تحویل ناپذیری
period of delivery
دوره تحویل
take delivery of
تحویل گرفتن
deliverable
قابل تحویل
recorded delivery
تحویل سفارشی
deliver
تحویل دادن
delivering
تحویل تسلیم
delivering
تحویل دادن
takeovers
تحویل گیری
takeover
تحویل گیری
LSD
نگهداری تحویل
transference
تحویل حواله
bailee
تحویل گیرنده
acceptance tests
آزمایشهای تحویل
delivers
تحویل دادن
delivered
تحویل شده
fob
تحویل کشتی
renditions
پرداخت تحویل
surrenders
تحویل دادن
transfer
واگذاری تحویل
surrendered
تحویل دادن
surrender
تحویل دادن
transferring
واگذاری تحویل
rendition
پرداخت تحویل
bailment
تحویل جنس
renders
تحویل دادن
supply
تحویل دادن
supply
تحویل ذخیره
rendered
تحویل دادن
render
تحویل دادن
supplying
تحویل دادن
supplying
تحویل ذخیره
cash dispenser
تحویل دارخودکار
cash dispensers
تحویل دارخودکار
supplied
تحویل ذخیره
catcher's side
سوی تحویل
cargo delivery
تحویل بار
supplied
تحویل دادن
transfers
واگذاری تحویل
goods inwards sheet
برگ تحویل کالا
procures
تهیه و تحویل اماد
procuring
تهیه و تحویل اماد
goods intake
کالاهای درحال تحویل
named place of delivery at frontier
تحویل در مرز مشخص
goods inwards
کالاهای درحال تحویل
overdue goods
کالاهای تحویل نشده
goods receiving
کالاهای درحال تحویل
receipts
بزهکاران را تحویل گرفتن
procured
تهیه و تحویل اماد
procure
تهیه و تحویل اماد
procurement
تهیه و تحویل اماد
When do you take delivery of yourcar ?
اتوموبیلت را کی تحویل می گیری ؟
To take delivery of something.
چیزی را تحویل گرفتن
for
تحویل روی قطار
reduction
تحویل استحاله کاهش
reductions
تحویل استحاله کاهش
delivery
قبض و اقباض تحویل
spot goods
کالاهای اماده تحویل
delivery
تحویل کالا دادن
deliveries
قبض و اقباض تحویل
redeliver
دوباره تحویل دادن
turn over to the police
تحویل پلیس دادن
deliveries
تحویل کالا دادن
receipt
بزهکاران را تحویل گرفتن
give in charge
تحویل پلیس دادن
delivery car
واگن تحویل دهنده
ex quay
تحویل در بندر مقصد
ex quay
تحویل در بارانداز مقصد
franco alongside ship
تحویل کنار کشتی
fot
تحویل روی کامیون
ex ship
تحویل در کنار کشتی
d. of goods
تحویل کالا یا اجناس
ex warehouse
تحویل در انبار فروشنده
exw
تحویل در محل تولید
ex warehouse
تحویل در کنار انبار
delivery order
دستور تحویل کالا
cash on delivery
پرداخت هنگام تحویل
destination port
بندر تحویل کالا
free on rail
تحویل در راه اهن
becomes
مناسب بودن تحویل یافتن
ex works
تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
to get something to somebody
تحویل دادن چیزی به کسی
to drop something off
[at someone's]
چیزی را
[به کسی ]
تحویل دادن
demand satisfaction
تحویل اماد مورد نیاز
to be available for delivery at short notice
بلافاصله قابل تحویل بودن
tpnd
دله دزدی وعدم تحویل
turn in
تحویل دادن جنس به انبار
document against payment
تحویل اسناد در ازای پرداخت
issued
مسئله قضیه تحویل جنس
issue
مسئله قضیه تحویل جنس
issues
مسئله قضیه تحویل جنس
d/p
تحویل اسناددر مقابل پرداخت
free on rail
تحویل کالا روی قطار
capacity
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
free carrier
تحویل به حمل کننده کالا
freight forwarder
مقام تحویل دهنده کالا
discharge rate
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
delivery
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
supplied
تحویل دادن تغذیه کردن
lift
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
free on truck
تحویل کالا روی کامیون
p&d
delivery and up pick بارگیری و تحویل
give a person in charge
کسی را تحویل پلیس دادن
supply
تحویل دادن تغذیه کردن
received for shipment
تحویل شده برای حمل
forward sales
فروش کالاجهت تحویل در اینده
daf
frontier at delivered تحویل مرز
supplying
تحویل دادن تغذیه کردن
bond
به انبار گمرک تحویل دادن
become
مناسب بودن تحویل یافتن
delivered duty paid
تحویل پس از پرداخت عوارض مربوطه
deliverable state
کالاهایی که در وضعیت تحویل به مشتری میباشند
basic relay post
پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
I'd like to leave my luggage, please.
من می خواهم اسباب و اثاثیه ام را تحویل بدهم.
delivers
تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
delivery leadtime
زمان تحویل اولین پارتی وسایل
delivery leadtime
زمان تحویل اولین قسمت وسایل
cod
پرداخت نقدی به مجرد تحویل کالا
cod
وصول وجه در موقع تحویل کالا
off the shelf
تدارکات اماده برای توزیع و تحویل
Did you deliver my letter to your father ?
نامه مرا تحویل پدرت دادی ؟
Payment on delivery of goods.
پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
documents aganist acceptance
تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
reconsignment
تنظیم مجدد بارنامه برای تحویل
deliver
تحویل دادن پرتاب بمب یا گلوله
fas
ship alongside free تحویل در کنار کشتی
goods on approval
تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
This company guarantees prompt delivery of goods.
این شرکت تحویل فوری کالاراتضمین می نماید
Videotex
تحویل اطلاعات خانگی الکترونیکی متن تصویری
I want to leave the car in the railway station
من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
back order
قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
ddp
paid duty delivered تحویل پس از پرداخت حقوق گمرکی
d/a
acceptance documentagainst تحویل اسناد درمقابل قبولی نویسی
atm
ماشین تحویل دار خودکار manager type abode
futures
قرارداد معامله سهام یا کالا بمنظور تحویل در اینده
production missile
موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
oversale
پیش فروش چیزی به مقداری که بعدا` نتوان تحویل داد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com