Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (10 milliseconds)
English
Persian
kapok
چوب پنبه سبک
Search result with all words
card
پنبه زنی
cards
پنبه زنی
float
چوب پنبه
floated
چوب پنبه
floats
چوب پنبه
batting
پنبه حلاجی شده
willy
ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
willow
درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
willows
درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
bullied
پهلوان پنبه
bullies
پهلوان پنبه
bully
پهلوان پنبه
bullying
پهلوان پنبه
pod
قوزه پنبه
pods
قوزه پنبه
asbestos
پنبه نسوز پنبه کوهی
asbestos
پنبه نسوز
asbestos
پنبه کوهی
stopper
چوب پنبه
stopper
باچوب پنبه بستن
stoppers
چوب پنبه
stoppers
باچوب پنبه بستن
cash crops
پنبه وتنباکو
kapok
الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
uncork
چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorked
چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorking
چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorks
چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
gin
ماشین پنبه پاک کنی
gin
پنبه را پاک کردن
gins
ماشین پنبه پاک کنی
gins
پنبه را پاک کردن
swab
پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
swabs
پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
cork
چوب پنبه
cork
بافت چوب پنبه درخت بلوط
cork
چوب پنبهای چوب پنبه گذاشتن
corks
چوب پنبه
corks
بافت چوب پنبه درخت بلوط
corks
چوب پنبهای چوب پنبه گذاشتن
cotton wool
پنبه لایی
cotton wool
لایی پنبه
lint
ضایعات پنبه
cotton
پنبه
cottons
پنبه
bravado
پهلوان پنبه
tampon
پنبه یا کهنه قاعدگی
tampons
پنبه یا کهنه قاعدگی
bung
چوب پنبه بشکه
bunged
چوب پنبه بشکه
bunging
چوب پنبه بشکه
bungs
چوب پنبه بشکه
abiston
پنبه نسوز
abiston
پنبه کوهی
absorbent cotton
پنبه هیدروفیل
asbestine
مانند پنبه نسوز
asbeston
پنبه نسوز
asbestos cement
سیمان پنبه کوهی
asbestos cement
سیمان پنبه نسوز
asbestos mica
عایق پنبه نسوز و میکا
asbestus
پنبه نسوز
asbestus
پنبه کوهی
asbestus
سنگ پنبه
basic crops
پنبه تنباکو و برنج
bobber
چوب پنبه
boll
[cotton gin]
غوزه پنبه
carder
پنبه زن
ceiba
درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
cloop
صدای کشیدن چوب پنبه ازشیشه
collodion
پنبه
comber
ماشین پنبه زنی
cork borer
چوب پنبه سوراخ کن
cork oak
درخت چوب پنبه کش
corked
چوب پنبه دار
corkscrew rule
قاعده پیچ بطری بازکن قاعده چوب پنبه کش
cotton cake
کنجاره پنبه دانه
cotton gin
ماشین پنبه پاک کن
cotton plant
درخت پنبه
cotton plant
بوته پنبه
cotton plantation
پنبه زار
cotton plantation
پنبه کاری
cotton seed
پنبه دانه
cotton seed
تخم پنبه
cotton waste
ضایعات پنبه
cotton yarn
نخ پنبه
cottonseed
تخم پنبه
cottonseed
پنبه دانه
cottonseed oil
روغن پنبه دانه
earth flax
پنبه کوهی
rock cork
پنبه کوهی
feeding cloth
پنبه رسان
floers of zinc
پنبه روی
oxide zine
پنبه روی
ginning
پنبه پاک کنی
gossypol
رنگدانه سمی پنبه دانه O 03H 03C
guncotton
باروت پنبه
nitro cotton
باروت پنبه
he undid what i had done
انچه من رشته بودم او پنبه کرد
kamptulicon
یکجورفرش که ازقندران وچوب پنبه امیخته بهم درست میکنندو....است
linter
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
Other Matches
paper tiger
پهلوان پنبه
pyrocellulose
پنبه باروتی
pyrocotton
پنبه باروتی
paper tigers
پهلوان پنبه
To cut ones head with cotton .
<proverb>
با پنبه سر بریدن .
phellem
چوب پنبه
miuntain flax
سنگ پنبه
miuntain flax
پنبه کوهی
floss
پنبه ابریشمی
Egyptian cotton
پنبه مصری
cotton-waste
آشغال و ضایعات پنبه
cotton-mills
کارخانه ریسندگی پنبه ای
maco
پنبه درجه یک مصری
loggerhead
نوعی افت پنبه
mallow
پنیرک پنبه ایرانی
pourpoint
لحاف پنبه دار
mountain cork
یکجور پنبه کوهی
the cork went off with apop
چوب پنبه در رفته تپ صداکرد
subereous
از چوب پنبه گرفته شده
seed wool
پنبه خام یاپاک نکرده
quilting
پنبه دار پارچه لحافی
cotton grade
درجه پنبه بر اساس مرغوبیت
phellogen
لایه چوب پنبه ساز
peasecod
جلونیم تنه پنبه دار
bundle
بقچه کلاف پشم یا پنبه
angola yarn
نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
cellulose
الیاف سلولز
[در پنبه کنف و غیره]
pourpoint
لباس لایه داریا پنبه دار
vegetable fiber
الیاف سلولزی
[مثل پنبه و کنف]
mildew
کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
pyroxilin
یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
absorption
میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
To pay no heed . To be inattentive .
پنبه درگوش گذاشتن ( بی توجه بودن )
suberin
ماده مومی یا چرب چوپ پنبه
to bung
با چوب پنبه
[یا متوقف کننده]
بستن
to bung up
با چوب پنبه
[یا متوقف کننده]
بستن
natural fiber
الیاف طبیعی
[مثل پشم، پنبه و ابریشم]
snowsuit
لباس پنبه دار وزمستانی مخصوص بچه
waxing cork
چوب پنبه برای پولیش کردن اسکی
peascod
غلاف نخود جلو نیم تنه پنبه دار
cotton-wool yarn
نخ مخلوط از پشم و پنبه که در تار یا پود استفاده شود.
Milco
میلکو
[مرغوب ترین فرش رومانی با چله پنبه ای]
swob
چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
distaff
فرموک
[وسیله ای برای رسیدن پشم و پنبه به روش سنتی و دستی]
drafting
[کشش کلاف های پشم یا پنبه بوسیله دست یا ماشین که آن را بصورت نوارهای باریک و نهایتا نخ در آورد.]
staple
[الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
steeve
خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
hank
طول مشخصی از نخ
[بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
scutch
پنبه زنی کردن پهن کردن
Mercerization
مرسیزاسیون
[این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
dry rot
پوسیدگی
[خشک و فاسد شدن الیاف پنبه که در اثر رشد قارچ بر روی لیف بوجود می آید. فرش هایی که در جای رطوبتی یا گرم و شرجی قرار دارند بیشتر در معرض این آسیب دیدگی هستند.]
direct dyes
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
vat dyeing
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
vase structure
بافت سه پوده گلدانی
[در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
jute fiber
[الیاف کنف که از ساقه این گیاه تیه می شوند. در فرش های ماشینی از کنف بین تار و پود استفاده می شود و در بعضی از فرش های هندی و چینی آنرا با مخلوط پنبه در تار استفاده می کنند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com