English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (9 milliseconds)
English Persian
check چک بانک
checked چک بانک
checks چک بانک
Search result with all words
deposit به حساب بانک گذاشتن
deposits به حساب بانک گذاشتن
reserve مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserves مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
reserving مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد
blood bank بانک جمع اوری خون
blood banks بانک جمع اوری خون
electronic استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
clearing bank بانک پس انداز
clearing banks بانک پس انداز
banker بانک دار
bankers بانک دار
giro روشی جهت انتقال پول از یک بانک به بانک دیگر
giros روشی جهت انتقال پول از یک بانک به بانک دیگر
croupier کمک صاحب بانک
croupiers کمک صاحب بانک
account حساب داشتن در بانک
bank بانک ضرابخانه
bank رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
bank بانک
bank در بانک گذاشتن
bank انتخاب بانک حافظه مخصوص از یک گروه
banks بانک ضرابخانه
banks رویهم انباشتن در بانک گذاشتن
banks بانک
banks در بانک گذاشتن
banks انتخاب بانک حافظه مخصوص از یک گروه
data bank بانک داده ها
data bank بانک اطلاعات
data bank بانک اطلاعاتی
data banks بانک داده ها
data banks بانک اطلاعات
data banks بانک اطلاعاتی
bank rate مظنه رسمی تنزیل که توسط بانک مرکزی تعیین میشود
bank rate نرخ بانک
merchant bank بانک بازرگانی
merchant banks بانک بازرگانی
accepting bank بانک قبولی نویس
accepting bank بانک پذیرنده حواله یابرات
accepting bank بانک قبول کننده
advising bank بانک ابلاغ کننده
atm ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
authorized bank بانک مجاز
available cash موجودی بانک بدون در نظرگرفتن چکهایی که در دست مشتریان است و هنوز به بانک ارائه نشده است
bank asset دارائی بانک
bank balance sheet تراز نامه بانک
bank bill برات بانک
bank capital requirement سرمایه مورد نیاز بانک
bank failures ورشکستگی بانک
bank for international settlements بانک پرداختهای بین المللی
bank giro همکاری بانک و اداره پست جهت انتقال پول
bank of deposit بانک پس انداز
bank of issue بانک ناشر اسکناس
bank overdraft بدهی به بانک
bank stock سهام بانک
bankable نقد شدنی در بانک
bankable قابل پذیرش در بانک
bankbill برات بانک
bankbook کتابچه بانک
bankbook دفترحساب بانک دفترچه بانکی
bankroll سرمایه بانک
big five پنج بانک معتبر انگلستان یعنی بانکهای میدلند
cancelled cheque چکی که وجه ان را بانک به اورنده چک پرداخته است
cashier's check چکی که بانک عهده خود بکشد
central bank بانک مرکزی
collecting bank بانک وصول کننده
confirming bank بانک تائید کننده
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
deposit in the bank در بانک به ودیعه گذاردن
deposit with the bank در بانک ودیعه گذاردن
depositor کسیکه پول در بانک میگذارد
development bank بانک توسعه
drawen on the national bank عهده بانک ملی
eft سیستمی که در آن کامپیوتر ها برای ارسال و دریافت پول به بانک استفاده میشوند
export import bank بانک صادرات واردات
faro نوعی بازی قمار شبیه بانک
federal reserve bank بانک فدرال رزرو
fractional reserve banking بانک باید 02دلار ذخیره قانونی داشته باشد
germplasm bank بانک گونه ها
inclearing همه چکهایی که در بانک درمعاملات پایاپای بایدپول انهارابپردازد
international development association مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
issuing bank بانک صادر کننده
issuing bank بانک گشاینده اعتبار
legal reserves مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
loan bank بانک وامی
loan bank بانک استقراضی
lombard street خیا بان صرافان و بانک دارهادر شهر لندن
memory bank بانک حافظه
monopoly bank بانک انحصاری
mortgage bank بانک رهنی
national bank بانک ملی
negotiating bank بانک معامله کننده
opening bank بانک باز کننده اعتبار
paying bank بانک پرداخت کننده
presenting bank بانک ارائه کننده
rediscount rate نرخ بهره در مورد وامی که بانک تجارتی از بانک مرکزی می گیرد
remitting bank بانک واگذارنده
reserve requirement مقدار ودیعه مالی که هر بانک تجارتی در بانک مرکزی بایدداشته باشد
saving bank بانک پس انداز
Other Matches
I work in a bank, or more precisely at Melli Bank. من در بانک کار میکنم یا دقیقتر بگویم در بانک ملی.
world bank بانک جهانی یا بانک بین المللی تجدید ابادانی و توسعه که هدفش کمک به کشورهای عضو برای رشداقتصادی از طرق مختلفه میباشد
shroff بانک دار
state bank بانک استان
state bank بانک دولتی
world bank بانک جهانی
intermediary bank بانک میانجی
piggy bank <idiom> بانک کوچک
to pay in بحساب بانک گذاشتن
to place money in the bank پول در بانک گذاشتن
stakeholder نگهدارنده بانک در قمار
Where is the nearest bank? نزدیکترین بانک کجاست؟
German Central Bank بانک مرکزی آلمان
approved bank بانک تایید شده
Which bank do you bank with? در کدام بانک حساب دارید؟
Which bank do you bank with? با کدام بانک کار می کنید؟
time deposits مطالبه نقدی موجل از بانک
I have entangled myself with the banks . خودم را گرفتار بانک ها کردم
stop payment دستور عدم پرداخت چک به بانک
Bank for International Settlements [BIS] بانک تسویه پرداخت بین المللی
This check is on bank Melli . این چه بعهده بانک ملی است
Does the bank acknowledge your signature ? آیا بانک امضای شما را قبول دارد ؟
opening hours ساعاتی که بانک، کتابخانه و سایر مراکز باز می شود.
break the bank <idiom> بانک زدن (ازراه شرط بندی به پول زیاد رسیدن)
If you try to cheat the bank, you wil be digging your own grave. اگر سعی کنی بانک را گول بزنی، با دست خودت گورت را کنده ای.
sideways ROM نرم افزاری که امکان انتخاب یک بانک حافظه مشخص یا قطعه ROM را فراهم میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com