Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
goodies
چیز خوردنی مغز گردو و غیره
goody
چیز خوردنی مغز گردو و غیره
Other Matches
walnut
درخت گردو چوب گردو
walnuts
درخت گردو چوب گردو
fit to eat
خوردنی
eating
خوردنی
edible
خوردنی
comestible
خوردنی
trencher
خوردنی
food dtufe stuff
خوردنی
esculent
خوردنی
eatable
خوردنی
shrinkable
چروک خوردنی
eating apple
سیب خوردنی
weldable
جوش خوردنی
vincible
شکست خوردنی
food for powder
تیر خوردنی
legumen
گیاه خوردنی
legume
گیاه خوردنی بقولات
chanterelle
قارچ زرد خوردنی
leguminous
وابسته به حبوبات وگیاهان خوردنی
walnuts
گردو
nuttiest
پر گردو
walnut
گردو
nuttier
پر گردو
nutty
پر گردو
nutters
گردو جمع کن
nutter
گردو جمع کن
shell game
قمار با گردو
shell game
گردو بازی
walnut tree
درخت گردو
nuttree
درخت گردو
nutarian
گردو خور
dust respirator
ماسک ضد گردو غبار
sundae
بستنی ومغز گردو
nutting
گردو جمع کنی
nut oil
روغن گردو یا فندق
To feel on top of the world.
با دم خود گردو شکستن
sundaes
بستنی ومغز گردو
bead
گچبری گردو کوچک
Peeled walnuts ( hazelnuts)
مغز گردو (فندوق )
He cracks walnuts with his tail .
<proverb>
با دمش گردو مى شکند .
beads
گچبری گردو کوچک
to make a dust
گردو خاک بلند کردن
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
shakable
تکان دادنی تکان خوردنی
shakeable
تکان دادنی تکان خوردنی
grainer
و غیره
etcetera
و غیره
whatnot
غیره
exoskeleton
مو و غیره
track and field
دیسک و غیره
collective goods
پارک و غیره
etc
مخفف و غیره
queued
صف اتوبوس و غیره
queue
صف اتوبوس و غیره
queueing
صف اتوبوس و غیره
queues
صف اتوبوس و غیره
fallow
غیره مزروع
odometer
کیلومتر شماراتومبیل و غیره
unexpected
غیره مترقبه غیرمنتظره
webby
پر ازتار عنکبوت و غیره
smudgier
پوشیده از کثافت یا گل و غیره
pitter-patter
چک چک باران و غیره ضربان
kymograph
انقباض عضلات و غیره
infrastucture
راه اهن و غیره
niece
دختربرادر یا خواهر و غیره
to make out
نوشتن
[چک یا نسخه و غیره]
to draw up
نوشتن
[چک یا نسخه و غیره]
smudgy
پوشیده از کثافت یا گل و غیره
smudgiest
پوشیده از کثافت یا گل و غیره
pitter patter
چک چک باران و غیره ضربان
nieces
دختربرادر یا خواهر و غیره
ushering
راهنمایا کنترل سینماو غیره
bake
پختن
[نان و کیک غیره]
eviscerate
روده یا چشم و غیره رادراوردن
usher
راهنمایا کنترل سینماو غیره
ushered
راهنمایا کنترل سینماو غیره
ushers
راهنمایا کنترل سینماو غیره
inner tube
لاستیک تویی اتومبیل و غیره
inner tubes
لاستیک تویی اتومبیل و غیره
exofficio
از لحاظ تصدی مقام و غیره
keratosis
شاخی شدن پوست و غیره
clogging
گرفتگی
[سوراخ یا لوله و غیره ]
whippletree
تیر مال بنددرشکه و غیره
Do not admit any outsiders.
افراد غیره را راه ندهید
venom
زهر مار و عقرب و غیره
debacle
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
debacles
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
wheal
ورم جای شلاق و غیره
dTbGcles
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
silo
مخزن زیرزمینی غلات و غیره
upholsterer
خیاط رومبلی و پرده و غیره
take-home pay
مزد پس از کسر مالیات و غیره
dial
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
dials
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
dialled
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
needle
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
dialed
گرفتن تلفن یارادیو و غیره
needled
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
needling
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
needles
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
vol-au-vent
نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
blimey
حرف ندا به نشان تعجب و غیره
main motion
[at a party conference etc.]
دادخواست اصلی
[در همایش حزبی و غیره]
subsidized accommodation
منزل با کمک هزینه
[کرایه و غیره]
grillage
زمینه و طرح مشبک توری و غیره
reest
دود زدن ماهی و غیره پوسیدن
cellulose
الیاف سلولز
[در پنبه کنف و غیره]
wreckage piece
تکه کالای بازیافتی از کشتی و غیره
wheeler-dealers
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
wheeler-dealer
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
malfunction
[ اندام یا ماشین و غیره ]
درست کار نکردن
vol-au-vents
نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
gigot
ران گوسفند و غیره که پخته باشد
rack
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
racked
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
battering rams
میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
battering ram
میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
ghost
چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن
ghosts
چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن
racks
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
play
نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
wracks
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
emergence
امر فوق العاده و غیره منتظره
emergencies
امر فوق العاده و غیره منتظره
veneer
چوب مخصوص روکش مبل و غیره
played
نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
plating
روکشی با سیم و زر و غیره ابکاری فلزی
depigmentation
کاهش رنگ دانه درپوست و غیره
deferred maintenance
قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
emergency
امر فوق العاده و غیره منتظره
wracked
روی چنگک گذاردن لباس و غیره
canvasser
پروپاکاندچی انتخابات و غیره رای جمع کن
plays
نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
nutshell
پوست فندق و بادام و غیره مختصرا
playing
نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
gauge
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
gollies
حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
golly
حرف ندا برای بیان تعجب و غیره
gauged
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
to go clubbing
به باشگاه
[های]
شب رفتن
[برای رقص و غیره]
to fall over
[computer, programme, ...]
[موقتا]
کار نکردن
[دستگاهی یا برنامه ای و غیره]
reference
کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
references
کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
masonary
مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
beat around the bush
<idiom>
غیره مستقیم وبا طفره صحبت کردن
precipitation
نزولات اسمانی مانند برف تگرگ و غیره
pocket money .
پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
gauges
ضخامت ورق فلزی یاقطر سیم و غیره
gangplanks
سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
gangplank
سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
acrasy
بی اعتدالی در مصرف مشروبات الکلی و غیره شدت
wrecks
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecking
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
base complex
مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
breadstuff
مواد نان مانند گندم و ارد و غیره
coupe
کوپه یا اطاق داخل ترن ودلیجان و غیره
wreck
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
unlace
بند کفش و غیره را باز کردن گشودن
panel truck
یک نوع خودرو برای حمل بیسیم و غیره
glomerule
خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
snub
جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
reservation
رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
channel
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
dilly
وسائط نقلیه مختلف از قبیل ارابه و کامیون و غیره
roadwork
تمرین عملی برای مسابقات مشت زنی و غیره
yarn sorting
دسته بندی نخ
[بر اساس ظرافت، نمره نخ، جنس و غیره]
snubbed
جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
snubbing
جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
to have a spree
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
snubs
جلوگیری از حرکت طناب باپیچاندن دور تیر و غیره
moustache
رد نوشیدنی روی لب بالایی
[مانند شیر یا آبجو و غیره]
reservations
رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
channels
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
relay
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relayed
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
to have a binge
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
channelled
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
spike
[in a curve/development etc.]
پالس بسیار بلند و ناگهانی
[در نمودار تکاملی و غیره]
channeling
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
bank holiday
هر یک از تعطیلات رسمی که در آن مدارس و بانکها و غیره تعطیل هستند
channeled
هرگونه نقل وانتقال چیز یااندیشه ونظر و غیره
to be on the razzle
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
relays
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
Hungarian Activism
[جنبشی مربوط به عقاید سازندگی گرایی، کوبیستم و غیره]
anth
:پیشوندهاییست بمعنی >ضد<و >مخالف < و >درعوض <و>بجای < و غیره مثل :ANTIchrist
blancmanges
دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
blancmange
دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
holdover
شخص یا چیزی که پس از انقضای مدت خدمت و غیره باز هم میماند
holdovers
شخص یا چیزی که پس از انقضای مدت خدمت و غیره باز هم میماند
grafted
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
graft
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
overexpose
بیش از اندازه لازم در معرض نورو غیره قرار دادن
grafts
پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
accretion
هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
to be unable to hold a candle to somebody
<idiom>
در برابر کسی پائین رتبه بودن
[در توانایی یا مهارت و غیره]
anti
:پیشوندهاییست بمعنی >ضد< و>مخالف < و >درعوض < و>بجای < و غیره مثل :NTIchrist A
accessorize
اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
chambranle
[قاب تزئینی دور دریچه هایی مانند درها، شومینه و غیره]
So much for that.
<idiom>
اینقدر
[کار یا صحبت و غیره ]
کافی است درباره اش.
[اصطلاح روزمره]
whaleboat
قایق موتوری یا پارویی درازو باریک مخصوص صید نهنگ و غیره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com