Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (15 milliseconds)
English
Persian
shipyard
کارخانه کشتی سازی
shipyards
کارخانه کشتی سازی
dockyard
کارخانه کشتی سازی
dockyards
کارخانه کشتی سازی
ship yard
کارخانه کشتی سازی
Search result with all words
shipyard
کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
shipyards
کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
Other Matches
ropewalk
کارخانه طناب سازی
concreting plant
کارخانه بتن سازی
powder mill
کارخانه باروت سازی
dye works
کارخانه رنگ سازی
engineering works
کارخانه ماشین سازی
coking plant
کارخانه ذغال سازی
concrete plant
کارخانه بتن سازی
pottery factory
کارخانه چینی سازی
salt works
کارخانه نمک سازی
nailery
کارخانه میخ سازی
wirework
کارخانه سیم سازی
factory team
تیم کارخانه اتومبیل سازی
dairy farm
مزرعه یا کارخانه لبنیات سازی
production
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
productions
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
shipbuilding
کشتی سازی
ship building
کشتی سازی
ship yard
محل کشتی سازی
shipyards
کارگاه کشتی سازی
shipyards
محل کشتی سازی
shipyard
کارگاه کشتی سازی
shipyard
محل کشتی سازی
incorporating mill
کارخانهای که اجزای باروت دران امیخته میشوند کارخانه باروت سازی
dockyards
کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
dockyard
کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
winery
کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
iron master
رئیس کارخانه اهن سازی یا اهن ریزی
topgallant
سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
scuppered
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
ship's manifest
صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
load line
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
respondentia
وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
hawse
سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
carry ship
کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
gunroom
مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
lazar housek
عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
embarkation
بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
supercargo
نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
waterline
خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
keels
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
dan runner
کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
keel
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
bill of health
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout
جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer
یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
quarterdecks
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdeck
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yawed
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboat
کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard
از کشتی بدریا روی کشتی
sailboats
کشتی بادبانی کشتی بادی
piracy
هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cartel ship
کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
free on boand
تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
orthodromy
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
semi naufragium
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
house work
کارخانه
work
کارخانه
workplace
کارخانه
manufactory
کارخانه
coopery
کارخانه
plant
کارخانه
workhouses
کارخانه
workplaces
کارخانه
workhouse
کارخانه
worked
کارخانه
factories
کارخانه
works
کارخانه
shops
کارخانه
factory-spun
نخ کارخانه ای
factory
کارخانه
plants
کارخانه
shopped
کارخانه
shop
کارخانه
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
siren
سوت کارخانه
manufaturer
صاحب کارخانه
out
<adv.>
بیرون از کارخانه
sirens
سوت کارخانه
packingplant
کارخانه کنسروسازی
packinghouse
کارخانه کنسروسازی
gasworks
کارخانه گاز
electric plant
کارخانه برق
studios
کارگاه کارخانه
plant construction
ساختمان کارخانه
manufacturing
کارخانه دار
plant mixing
اختلاط در کارخانه
breweries
کارخانه ابجوسازی
brewery
کارخانه ابجوسازی
car factory
کارخانه خودروسازی
power station
کارخانه برق
power stations
کارخانه برق
works superintendent
مدیر کارخانه
works inspector
بازرس کارخانه
industrialists
کارخانه دار
industrialist
کارخانه دار
cast steel plant
کارخانه فولادریزی
lock out
تعطیل کارخانه
cement plant
کارخانه سیمان
manufactoring plant
کارخانه تولیدی
gas works
کارخانه گاز
factory chimney
دودکش کارخانه
ex mill
تحویل در کارخانه
ex factory
تحویل در کارخانه
ice plant
کارخانه یخ ساز
sheds
کارخانه سرپوشیده
shedding
کارخانه سرپوشیده
shed
کارخانه سرپوشیده
bookbindery
کارخانه صحافی
plant mixing
امیختن در کارخانه
studio
کارگاه کارخانه
chimney stalk
دودکش کارخانه
He is running ( runs ) the factory .
او کارخانه را می گرداند
pilot plant
کارخانه نمونه
power house
کارخانه برق
cut back
تعطیل کارخانه
generating station
کارخانه برق
copper smelting plant
کارخانه ذوب مس
smelting plant
کارخانه ذوب
smeltery
کارخانه گدازگری
manufacturer
صاحب کارخانه
manufacturers
صاحب کارخانه
generating plant
کارخانه برق
spinning
کارخانه نخریسی
fulling mill
کارخانه قصاری
cotton mill
کارخانه نخ ریسی
plant
نبات کارخانه
mills
کارخانه نورد
spinning factory
کارخانه نخ ریسی
installation
کارخانه نصب
plants
نبات کارخانه
installations
کارخانه نصب
sirenic
سوت کارخانه
mill
کارخانه نورد
cotton factory
کارخانه نخ ریسی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
prows
کشتی عرشه کشتی
prow
کشتی عرشه کشتی
tinwork
کارخانه قلع کاری
ashery
کارخانه نمک قلیاسازی
saw mill
کارخانه اره کشی
plant
محل کارخانه یا کارگاه
cotton spinner
صاحب کارخانه نخ ریسی
fields
خارج اداره یا کارخانه
fielded
خارج اداره یا کارخانه
creamery
کارخانه کره گیری
stonework
کارخانه سنگ بری
plant
ماشین الات کارخانه
iron foundry
کارخانه ذوب اهن
firm
کارخانه موسسه بازرگانی
energy plant
کارخانه تولید نیرو
cotton-mills
کارخانه ریسندگی پنبه ای
computer integrated manufactureing
کارخانه کاملا" اتوماتیک
lock out
بسته شدن کارخانه
shopped
کارخانه خرید کردن
shop
کارخانه خرید کردن
smeltery
کارخانه ذوب فلزات
lead works
کارخانه سرب گدازی
glassworks
کارخانه شیشه گری
mill
کارخانه اسیاب کردن
tin smelting plant
کارخانه ذوب قلع
plants
محل کارخانه یا کارگاه
shops
کارخانه خرید کردن
firms
کارخانه موسسه بازرگانی
plants
ماشین الات کارخانه
firmest
کارخانه موسسه بازرگانی
firmer
کارخانه موسسه بازرگانی
mills
کارخانه اسیاب کردن
gas works
کارخانه تولید گاز
foundry
کارخانه ذوب فلز
printworks
کارخانه چیت بافی
field
خارج اداره یا کارخانه
foundry
کارخانه گداز فلز
foundries
کارخانه ذوب فلز
foundries
کارخانه گداز فلز
contractor plant
کارخانه پیمان کار
gas works tar
قطران کارخانه گاز
metallurgical plant
کارخانه ذوب اهن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com