English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
to get anything out of the way کاری را ازمیان برداشتن
Other Matches
To co away with . To remove. To eliminate . ازمیان برداشتن
surmount ازمیان برداشتن
to sweep away ازمیان برداشتن
surmounts ازمیان برداشتن
surmounting ازمیان برداشتن
surmounted ازمیان برداشتن
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
from among ازمیان
To be lost . To disappear . ازمیان بر افتادن
to pass off ازمیان رفتن
from the dead ازمیان مردگان
abolish ازمیان بردن
wiping ازمیان بردن
abrogate ازمیان بردن
wipes ازمیان بردن
across ازمیان ازوسط
wipe ازمیان بردن
wiped ازمیان بردن
chiasma امیزش ازمیان یا از پهنا
abrogates ملغی ازمیان بردن
abolishing ازمیان بردن منسوخ کردن
abolishes ازمیان بردن منسوخ کردن
to wriggle one's way بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
embryoctony ازمیان بردن یافاسدکردن جنین درزهدان
slewing rate نرخ عبور یک کاغذ سفید ازمیان چاپگر
hard-up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
demoratize بی جرات کردن ازمیان بردن حس شهامت وانتظامات ارتش
hard up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
to walk the chalk بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
e f t a (european free trade association فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
logogriph نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
flaws مو برداشتن
flaw مو برداشتن
delete برداشتن
moistening نم برداشتن
glom برداشتن
ingather برداشتن
to take up برداشتن
include در برداشتن
includes در برداشتن
ingether برداشتن
removing از جا برداشتن
countertrace برداشتن از
deleting برداشتن
lifted برداشتن
lifting برداشتن
lifts برداشتن
remove برداشتن
remove از جا برداشتن
removes برداشتن
removes از جا برداشتن
deleted برداشتن
removing برداشتن
deletes برداشتن
lift برداشتن
to mop up برداشتن
to pull off برداشتن
pickup برداشتن
to pick up برداشتن
take up برداشتن
to run away with برداشتن
pick up برداشتن
sublate برداشتن
take برداشتن
takes برداشتن
to fly to arms سلاح برداشتن
removing برداشتن مهر
to break step غلط پا برداشتن
spoon با قاشق برداشتن
decodes برداشتن رمز
flaw ترک برداشتن
heave خیز برداشتن
flaws ترک برداشتن
to have one's p taken عکس برداشتن
unhood سرپوش برداشتن از
spooned با قاشق برداشتن
feet پاچنگال برداشتن
break step غلط پا برداشتن
shuffle off به عجله برداشتن
snap up تند برداشتن
remove برداشتن مهر
transcribing رونوشت برداشتن
remove slag سرباره را برداشتن
transcribes رونوشت برداشتن
removes برداشتن مهر
picturize فیلم برداشتن از
heaved خیز برداشتن
unveils حجاب برداشتن
transcribed رونوشت برداشتن
transcribe رونوشت برداشتن
run away with برداشتن و در رفتن
to d. the cloth رومیزی را برداشتن
spooning با قاشق برداشتن
unmasked نقاب برداشتن از
twisting تاب برداشتن
off take rudder سکان برداشتن
to receive a wound زخم برداشتن
to take the photograph of عکس برداشتن از
to take off برداشتن بردن
step قدم برداشتن
step گام برداشتن
stepping قدم برداشتن
stepping گام برداشتن
to carry arms سلاح برداشتن
unmasks نقاب برداشتن از
ingether خرمن برداشتن
unmasking نقاب برداشتن از
make a copy of رونوشت برداشتن
twists تاب برداشتن
unmask نقاب برداشتن از
eliding ازاخر برداشتن
elides ازاخر برداشتن
spoons با قاشق برداشتن
decoded برداشتن رمز
decode برداشتن رمز
demountable قابل برداشتن
dequeue برداشتن اقلام یک صف
emarginate برداشتن حاشیه از
give up دست برداشتن از
warp تاب برداشتن
warped تاب برداشتن
warps تاب برداشتن
uncap سر پوش برداشتن از
uncap کلاه از سر برداشتن
unveil حجاب برداشتن
unveiled حجاب برداشتن
unveiling حجاب برداشتن
elide ازاخر برداشتن
elided ازاخر برداشتن
twist تاب برداشتن
crack شکاف برداشتن
map نقشه برداشتن از
poll نمونه برداشتن
polled نمونه برداشتن
maps نقشه برداشتن از
cracks شکاف برداشتن
gait گام برداشتن
clearance برداشتن مانع
polls نمونه برداشتن
list سیاهه برداشتن
cease دست برداشتن
desist دست برداشتن
machined براده برداشتن
machine براده برداشتن
machines براده برداشتن
resign دست برداشتن
to come at a bound <idiom> خیز برداشتن
pace شیوه گام برداشتن
remove the seal from مهر چیزی را برداشتن
racing of motor دور برداشتن موتور
paces شیوه گام برداشتن
untread بعقب گام برداشتن
crack شکاف برداشتن ترکیدن
withdraws عقب کشیدن برداشتن
paced شیوه گام برداشتن
to lift up one's hand دست بدعا برداشتن
defused فیوز بمب را برداشتن
defuses فیوز بمب را برداشتن
cracks شکاف برداشتن ترکیدن
defusing فیوز بمب را برداشتن
disburden بار از دوش برداشتن
decontrol دست از کنترل برداشتن
yerk هل دادن شکاف برداشتن
curl تاب برداشتن فردادن
curled تاب برداشتن فردادن
to have two strings to one bow با یک دست دو هندوانه برداشتن
work in مشکلات را از میان برداشتن
curls تاب برداشتن فردادن
To pluck ones eyebrows. زیر ابرو برداشتن
to lift one's hand دست به سوگند برداشتن
defuse فیوز بمب را برداشتن
overcrop زیاد حاصل برداشتن از
multiplicate چندین نسخه برداشتن از
leave alone <idiom> دست از سر کسی برداشتن
to sel a person a pup کلاه کسیرا برداشتن
to take notes of یاد داشت برداشتن از
ingather انباشتن خرمن برداشتن
racing of generator دور برداشتن مولد
to whisk away or off تند بردن برداشتن
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
to run away with برداشتن ودر رفتن
withdraw عقب کشیدن برداشتن
photograph عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
strides گام های بلند برداشتن
degreasing از بین بردن یا برداشتن گریس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com