English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
intermediate stock کالاهای نیمه تمام
Other Matches
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
semi finished goods کالاهای نیمه ساخته
semi durable goods کالاهای نیمه بادوام
semi luxury goods کالاهای نیمه تجملی
finished goods stock موجودی کالاهای تمام شده
inchoate نیمه تمام
overlap نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlapped نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
adjudicate تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
microchips مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchip مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
consolidation container کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
branded goods کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
producer's goods کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
seahorses رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
seahorse رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
perishable goods کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
semilustrous نیمه درخشان نیمه مجلل
spliced نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate نیمه نیمه روی هم گذاشتن
semipublic نیمه عمومی نیمه دولتی
splice نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splices نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
half life نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate تمام شدن تمام کردن
terminated تمام شدن تمام کردن
terminates تمام شدن تمام کردن
from mid may to mid june از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
consumption goods کالاهای مصرفی
differentiated products کالاهای متفاوت
inwards goods کالاهای وارداتی
investment goods کالاهای سرمایهای
spot goods کالاهای موجود
intermediate goods کالاهای واسطه
differentiated products کالاهای ناهمگن
intermediate goods کالاهای واسطهای
durable goods کالاهای بادوام
durables کالاهای بادوام
capital goods کالاهای سرمایهای
expendable supplies کالاهای مصرفی
collective goods کالاهای جمعی
soft goods کالاهای بی دوام
proprietary goods کالاهای اختصاصی
Consumer ( consrmers ) goods . کالاهای مصرفی
prohibited goods کالاهای ممنوعه
producer's goods کالاهای مولد
producer goods کالاهای سرمایهای
producer goods کالاهای تولیدی
consumables کالاهای مصرفی
public goods کالاهای عمومی
labor intensive goods کالاهای کاربر
complementary goods کالاهای مکمل
commercial items کالاهای تجارتی
purpose made کالاهای خاص
social good کالاهای عمومی
social good کالاهای اجتماعی
goods on consignment کالاهای امانی
imports کالاهای وارداتی
nondurable goods کالاهای بی دوام
consumer goods کالاهای مصرفی
goods receiving کالاهای دریافتی
luxury goods کالاهای تجملی
mixed goods کالاهای مختلط
luxury goods کالاهای تشریفاتی
goods in transit کالاهای عبوری
goods intake کالاهای دریافتی
exports کالاهای صادراتی
goods inwards کالاهای دریافتی
necessities کالاهای ضروری
heavy goods کالاهای سنگین
merit goods کالاهای ایده ال
available goods کالاهای موجود
attractive goods کالاهای جذاب
visibles کالاهای مرئی
hazardous goods کالاهای خطرناک
fancy goods کالاهای تجملی
merit goods کالاهای مطلوب
substitute goods کالاهای جانشین
supporting goods کالاهای حمایتی
stock accounting حساب کالاهای موجود
durable consumption goods کالاهای مصرفی بادوام
visibles کالاهای قابل رویت
soft goods کالاهای مصرف شدنی
consumer durable goods کالاهای مصرفی بادوام
spot goods کالاهای اماده تحویل
service stock اماد و کالاهای جنگی
secondhand goods کالاهای دست دوم
competitive goods کالاهای مورد رقابت
commodity loading بارگیری کالاهای مختلف
stock markets بورس کالاهای مختلف
stock market بورس کالاهای مختلف
consumer durables کالاهای مصرفی پر دوام
consumer nondurables کالاهای مصرفی بی دوام
nondurable consumer goods کالاهای مصرفی بی دوام
perishable goods کالاهای فاسد شدنی
goods receiving کالاهای درحال تحویل
man made goods کالاهای ساخت بشر
damaged shipments کالاهای اسیب دیده
nonessential goods کالاهای غیر اساسی
overdue goods کالاهای تحویل نشده
goods inwards کالاهای درحال تحویل
fabrication کالاهای ساخته شده
free list صورت کالاهای بی گمرک
goods intake کالاهای درحال تحویل
principle of exclusion در مورد کالاهای خصوصی
finished goods کالاهای ساخته شده
prohibited goods کالاهای منع شده
finished goods کالاهای اماده فروش
excise taxes مالیات برفروش کالاهای کثیرالمصرف
intermediate stock موجودی کالاهای درحال ساخت
general cargo rates نرخهای حمل کالاهای متفرقه
surplus مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
extreport trade صادرات مجدد کالاهای وارداتی
rationed goods کالاهای جیره بندی شده
farm price supports حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
silk manufactures of home کالاهای ابریشمی ساخت میهن
articlcs of virtu کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
delivery note فهرست کالاهای در حال حمل
index of consumer prices شاخص قیمت کالاهای مصرفی
consumer credit اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
ten cent store فروشگاه دارای کالاهای ارزان
cataloguing فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
Nothing to declare همراه نداشتن کالاهای گمرکی
Goods to declare همراه داشتن کالاهای گمرکی
consumer price index شاخص قیمت کالاهای مصرفی
catalogued فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
job lot کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
job lots کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
catalogues فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
cataloged فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
cataloging فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogs فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
jetsam کالاهای به دریا ریخته شده
surpluses مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
catalogue فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
packing list صورت کالاهای بسته بندی شده
combination carrier کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
bonded store انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
demand factors جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
finished کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
salvor نجات دهنده کشتی یا کالاهای ان در دریا
cornering the market خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
consumable اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
field stockade کالاهای انبار شده در صحرا یا میدان جنگ
goods on approval تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
window shop به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
stores کالاهای ذخیره شده در انبار انبارها فروشگاهها
durable goods کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
discriminating tariff شیوهای که در ان حقوق گمرکی کالاهای وارداتی متفاوت بایکدیگرست
flag discrimination مخالفت یک کشور با حمل کالاهای خود توسط کشتیهای غیر
lap یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
Best before: تا این تاریخ مصرف شود : [برچسب روی کالاهای فاسد شدنی]
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
prize of war کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
window shopper کسی که فقط از پشت ویترین کالاهای عرضه شده راتماشا میکند
full track تمام شنی خودرو تمام شنی
panoramas تمام نما اینه تمام نما
panorama تمام نما اینه تمام نما
just in time روشی درتدارک مواد که در ان کالاهای مورد نظر درست در زمان نیاز دریافت میشود
trade restrictions جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
half deck نیمه پل
division line خط نیمه
semis نیمه
mid- نیمه
mid نیمه
semi نیمه
part way نیمه
in noon of night در نیمه شب
moiety نیمه
midnight نیمه شب
stiffish نیمه شق
customs union مجموعهای از چند کشور که کالاهای یکدیگر را بدون حقوق وعوارض گمرکی وارد و صادرمی کنند
semitranslucent نیمه شفاف
semigloss نیمه شفاف
semitranslucent نیمه کدر
midwatch پاس نیمه شب
solid state نیمه هادی
semiterrestrial نیمه خاکی
semisynthetic نیمه ترکیبی
semisynthetic نیمه مصنوعی
semigloss نیمه درخشان
half way نیمه راه
semipermanent نیمه جاودان
semitropic نیمه گرمسیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com